جستجو در مقالات منتشر شده


91 نتیجه برای هیجان

فرشته رضا، جوانشیر اسدی، ارسطو میرانی، افسانه خواجوند خوشلی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان روان‌پویشی کوتاه‌مدت بر کاهش اضطراب و افزایش توانایی تحمل ابهام در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی (OCD) بود. این مطالعه با طرح نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به OCD مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره سروهانا در تهران در سال 1404 بود. نمونه‌ای به حجم 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جای‌دهی شدند. گروه آزمایش در ده جلسه درمان روان‌پویشی کوتاه‌مدت شرکت کرد؛ در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان اشپیل‌برگر، پرسشنامه وسواس فکری–عملی مادزلی و مقیاس تحمل ابهام فریستون بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان روان‌پویشی کوتاه‌مدت موجب کاهش معنادار اضطراب آشکار و پنهان و افزایش توانایی تحمل ابهام در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p < 0.01). این یافته‌ها از اثربخشی درمان روان‌پویشی کوتاه‌مدت در بهبود مؤلفه‌های هیجانی و شناختی مرتبط با OCD در زنان حمایت می‌کند و بر کاربرد بالینی این رویکرد در تنظیم هیجانی، پذیرش ابهام و کاهش نشخوار فکری در این گروه تأکید دارد.

آسیه ملک دار، دکتر جوانشیر اسدی، دکتر ارسطو میرانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره‌درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناگویی هیجانی زنان مبتلا به این اختلال انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون و گروه کنترل بود. نمونه‌ای ۴۵ نفره از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان‌شناسی آرامیس شهرری مراجعه کرده بودند، به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه طرحواره‌درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تقسیم شدند. گروه‌های آزمایشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت مداخله قرار گرفتند. برای سنجش ناگویی هیجانی از پرسشنامه تورنتو استفاده شد و داده‌ها با تحلیل کوواریانس بررسی گردید. نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی به طور معناداری ناگویی هیجانی را کاهش داده‌اند (p<0.05)، اما طرحواره‌درمانی اثربخشی بیشتری در بهبود مؤلفه‌های تشخیص و توصیف احساسات و کاهش تفکر عینی نشان داد. این یافته‌ها مؤید نقش مؤثر هر دو رویکرد در بهبود تنظیم هیجانی در مبتلایان به اضطراب فراگیر است و بر ضرورت توجه به ابعاد هیجانی در درمان‌های روان‌شناختی تأکید دارد. توصیه می‌شود انتخاب رویکرد درمانی با در نظر گرفتن ویژگی‌های فردی مراجع صورت گیرد.

مریم کاظمی، تورج سپهوند،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف‌پذیری شناختی و دشواری‌های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش ­آموزان ﻣﻘﻴﺎس ﻧﺎﮔﻮﻳﻲﻫﻴﺠﺎنی تورنتو 20 ماده‌ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف­ پذیری شناختی و مقیاس دشواری­های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده­های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده‌مقیاس‌های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش‌بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده‌مقیاس‌های دشواری‌های تنظیم هیجان و نیز انعطاف‌پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری‌های تنظیم هیجان در مادران می‌تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می‌گردد.

آقای حسام سلیمانی، آقای امین رحمتی، آقای عاصم اسماعیلی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ساختاری توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی انجام شد. روش پژوهش حاضر مدل­سازی معادلات ساختاری بود و جامعۀ پژوهش حاضر تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شد و در نهایت داده ­های به دست آمده از 312 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر از نوع خودگزارشی و شامل پرسشنامه­ های توجه به هیجانات پالمیری و همکاران (2009) ، نگرانی پنسیلوانیا مایر و همکاران (1995)، پرسشنامۀ خلاقیت هیجانی آوریل و توماس-نولز (1991)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبند و لاویبند (1995) و همچنین مقیاس عواطف مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) بودند. در نهایت، داده ­های حاصل با استفاده از معادلات ساختاری و روش بوت ­استرپ نرم­افزار­های SPSS و AMOS نسخۀ 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تحلیل مشاهده شد که مدل از برازش مناسب برخوردار است و یافته­ های نشان داد که توجه غیر ارادی به هیجانات به صورت مستقیم با عواطف منفی، نگرانی و استرس در ارتباط است اما توجه ارادی به هیجانات تنها با عواطف منفی رابطۀ مستقیم دارد و رابطۀ آن با نگرانی و استرس به صورت غیر مستقیم و از طریق عواطف منفی است. عواطف منفی برای رابطۀ هردو نوع توجه به هیجانات با نگرانی و استرس نقش میانجی را ایفا می­کرد.
 
حوا محمودزاده کناری، افسانه خواجوند خوشلی، جوانشیر اسدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان هیجان‌مدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری بود. این مطالعه به شیوه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در شهر بابلسر بود. از میان آن‌ها، ۳۰ نفر به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت درمان هیجان‌مدار قرار گرفت، در حالی‌که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) بود که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون حداقل تفاوت معنادار تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان هیجان‌مدار به‌طور معناداری موجب کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید (p<0.01). بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت درمان هیجان‌مدار رویکردی مؤثر برای کاهش مؤلفه‌های شناختی–هیجانی مرتبط با اختلال وسواسی–اجباری در نوجوانان است.

عدنان واعظی، دکتر حسین بیگدلی، دکتر محسن احمدی طهور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل ساختاری جهت‌گیری اهداف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحواره‌های هیجانی و پردازش حافظه فعال در بافت سلامت روانی بود. این مطالعه از نوع توصیفیهمبستگی و با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها، ۳۱۵ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اعمال ملاک‌های ورود و خروج، داده‌های ۳۰۰ نفر وارد تحلیل شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه جهت‌گیری هدف الیوت و مک‌گریگور (2001)، مقیاس طرحواره‌های هیجانی لیهی (2002) و مقیاس حافظه فعال نلسون کاون (2005) بود. داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار PLS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که طرحواره‌های هیجانی و حافظه فعال، هر دو به‌طور مستقیم و مثبت بر ابعاد مختلف جهت‌گیری اهداف پیشرفت اثر دارند و حافظه فعال نقش میانجی معناداری در رابطه بین طرحواره‌های هیجانی و اهداف پیشرفت ایفا می‌کند. مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج این پژوهش بر اهمیت هم‌زمان عوامل هیجانی و شناختی در شکل‌گیری اهداف پیشرفت نوجوانان تأکید دارد و می‌تواند راهنمای مداخلات آموزشی و روان‌شناختی برای ارتقای انگیزش تحصیلی آنان باشد.

سیده لیلا نقیب زاده، محمود حبیبی تبار، مسعود مصطفی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزش‌های هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آن‌ها بر شاخص‌های هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی می‌پرداخت. یافته‌ها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون می‌شود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریک‌پذیری و تکانشگری کمک می‌کند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیش‌پیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک می‌کنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزش‌های گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارت‌های حل تعارض، زمینه‌ساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه می‌شوند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مداخلات ورزشی چندبعدی می‌توانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامه‌های درمانی و اصلاحی فراهم آورند.

ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان‌درمانی مثبت‌نگر بر تنظیم هیجان زوجین بود. این مطالعه با روش نیمه‌آزمایشی و با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1404 بود که از میان آن‌ها تعداد 20 زوج به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه روان‌درمانی مثبت‌نگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و همکاران (2001) بود. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روان‌درمانی مثبت‌نگر تأثیر معناداری بر تنظیم هیجان زوجین دارد. به‌طور مشخص، این مداخله موجب افزایش مؤلفه‌های سازگارانه تنظیم هیجان شامل پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاه‌گیری و کاهش مؤلفه‌های ناسازگارانه شامل خودسرزنشی، نشخوار فکری، فاجعه‌سازی و سرزنش دیگران در زوجین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد روان‌درمانی مثبت‌نگر با تأکید بر هیجانات مثبت، معنا‌بخشی به تجارب، شناسایی توانمندی‌ها و بازسازی شناختی مثبت، نقش مؤثری در بهبود راهبردهای تنظیم هیجان زوجین ایفا می‌کند. این رویکرد با کاهش الگوهای شناختی منفی و تقویت راهبردهای سازگارانه، به زوجین کمک می‌کند تا تعارض‌ها و فشارهای زندگی زناشویی را به شیوه‌ای مؤثرتر مدیریت کنند. بنابراین، روان‌درمانی مثبت‌نگر می‌تواند به‌عنوان یک مداخله کارآمد در زوج‌درمانی و برنامه‌های ارتقای سلامت روان خانواده مورد استفاده قرار گیرد.

فاطمه کاویانی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

تعارضات زناشویی از مهم‌ترین عوامل تهدیدکننده سلامت خانواده و کیفیت روابط زوجین است. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی تعارضات زناشویی بر پایه راهبردهای تنظیم هیجان و ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی با نقش میانجی سلامت روان در زنان متأهل شهر قم انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل شهر قم بود که ۳۰۰ نفر از آنان به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، مقیاس نیازهای بنیادین روان‌شناختی، پرسشنامه سلامت روان SCL-90-R و پرسشنامه تعارضات زناشویی گردآوری و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزارهای SPSS-21 و SmartPLS-3 تحلیل شدند. نتایج نشان داد ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی بر سلامت روان و تعارضات زناشویی و راهبردهای تنظیم هیجان بر سلامت روان اثر مستقیم معنادار دارند، اما اثر مستقیم راهبردهای تنظیم هیجان بر تعارضات زناشویی معنادار نبود. همچنین سلامت روان اثر مستقیم معناداری بر تعارضات زناشویی داشت و در رابطه بین ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی و تعارضات زناشویی و نیز رابطه بین راهبردهای تنظیم هیجان و تعارضات زناشویی نقش میانجی معناداری ایفا کرد. بر اساس یافته‌ها، سلامت روان نقش مهمی در تبیین ارتباط میان راهبردهای تنظیم هیجان، ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی و تعارضات زناشویی دارد و توجه به این عوامل می‌تواند در طراحی مداخلات مؤثر برای کاهش تعارضات زناشویی و ارتقای کیفیت روابط زوجین سودمند باشد.

زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

بیماری فیبرومیالژیا به عنوان یک اختلال درد مزمن، بار روان‌شناختی سنگینی را به مراجعان تحمیل می‌کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) بر نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون‌ـ‌پس‌آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا عضو انجمن فیبرومیالژیا بود که از میان آن‌ها، ۳۰ بیمار به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله ذهن‌آگاهی را طی هشت جلسه به صورت هفتگی دریافت نمود، در حالی که گروه کنترل در طول این مدت هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای سنجش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه سبک پاسخ‌دهی نشخواری بود و داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج آماری نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش معنی‌دار نمرات نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در بیماران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی حاکی از پایداری و ماندگاری اثرات این مداخله روان‌شناختی در مرحله پیگیری دوماهه بود. در نهایت می‌توان نتیجه‌گیری کرد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی با اصلاح زیرساخت‌های شناختی و بهبود آگاهی عاطفی غیرقضاوت‌گرانه، ابزاری کارآمد و پایدار برای تنظیم هیجان و کاهش رنج روان‌شناختی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا است و استفاده از آن به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمان‌های پزشکی توصیه می‌شود.

خانم مرضیه سادات حجازی، دکتر رویا مشاک،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف از این پژوهش پیش‌بینی اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی و شفقت به خود با میانجی‌گری دشواری تنظیم هیجان در مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم بود. روش تحقیق از نوعتوصیفی- همبستگی و جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم در استان اصفهان در سال1403 -1402 بود که تعداد 250 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوسکیس و وارویک (2002)،  پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران (2011)،  پرسشنامه شفقت به خود ریس و همکاران (2011)، پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004)، بوده است. داده­ها با استفاده روش تحلیل مسیر و نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS18  موردتحلیل قرارگرفتند. یافته ها نشان داد که اضطراب سلامت براجتناب تجربی، اضطراب سلامت برشفقت به خود،  اضطراب سلامت بردشواری تنظیم هیجان،  اجتناب تجربه ای بر دشواری تنظیم هیجان، شفقت به خود بر دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم و معناداری دارد. اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی با میانجی‌گری دشواری تنظیم هیجان و اضطراب سلامت براساس شفقت به خود با میانجی‌گری دشواری تنظیم هیجان رابطه غیرمستقیم و معناداری دارند. در نتیجه می توان بیان کرد که این پژوهش می‌تواند به ارائه مداخلات هدفمندتر و موثرتر برای  کاهش اضطراب سلامت مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم  کمک کند.  همچنین  نتایج این پژوهش می‌تواند به بهبود درک و حمایت از این مادران منجر شود.

زهرا کاووسیان، فائزه ضیایی، پریسا پاکاری، پریسا حسین زاده یزدی، زینب حسنی اصل،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطه‌ای حافظه‌کاری هیجانی در رابطه میان سوگیری توجه و نشانه‌های افسردگی در بستر تعاملات خانوادگی بود. بر اساس مدل‌های معاصر شناختیهیجانی افسردگی، فرض بر این است که سوگیری توجه منفی به‌عنوان یک عامل آسیب‌پذیری مرکزی، از طریق ایجاد اختلال در فرآیندهای حافظه‌کاری هیجانی، به تشدید نشانه‌های افسردگی منجر می‌شود و این مسیر می‌تواند تحت تأثیر کیفیت تعاملات خانوادگی تقویت شود. پژوهش با طرح توصیفیهمبستگی و با بهره‌گیری از مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل بزرگسالان ۲۰ تا ۴۰ ساله ساکن تهران در سال ۱۴۰۴ بود که در یک بافت خانوادگی فعال زندگی می‌کردند. تعداد ۳۵۰ نفر پس از غربالگری و بررسی ملاک‌های ورود، به روش نمونه‌گیری در دسترس هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس‌های سنجش افسردگی، سوگیری توجه، حافظه‌کاری هیجانی و الگوهای تعاملات خانوادگی بود. نتایج نشان داد سوگیری توجه منفی، هم به‌طور مستقیم و هم غیرمستقیم، نشانه‌های افسردگی را پیش‌بینی می‌کند. حافظه‌کاری هیجانی نقش واسطه‌ای معناداری داشت؛ به این معنا که نقص در نگهداری، به‌روزرسانی و حذف اطلاعات هیجانی، مسیر اثرگذاری سوگیری توجه بر افسردگی را تسهیل و تقویت می‌کند. علاوه بر این، تعاملات خانوادگی نامناسب به‌عنوان یک عامل زمینه‌ای مهم عمل کرد و شدت مسیر غیرمستقیم را افزایش داد. شاخص‌های برازندگی نیز تأیید‌کننده مدل ساختاری پیشنهادی بودند. یافته‌ها اهمیت بررسی همزمان عوامل شناختی، هیجانی و محیطی در تبیین افسردگی را برجسته می‌کنند و بر ضرورت به‌کارگیری مداخلاتی که به اصلاح سوگیری‌های توجه و تقویت حافظه‌کاری هیجانی می‌پردازند، به‌ویژه در چارچوب خانواده‌درمانی، تأکید دارند.

خانم خدیجه میعادی، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای نگرانی از تصویر بدنی در رابطه بین باورهای فراشناختی، بدتنظیمی هیجانی و عدم تحمل بلاتکلیفی با شدت علائم اختلال پرخوری عصبی در زنان بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی مراجعه‌کننده به مراکز درمانی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آن‌ها ۲۵۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی، پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس دشواری در تنظیم هیجانات، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامه ارزیابی اختلال خوردن بود و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی، بدتنظیمی هیجانی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه مثبت و معناداری با نگرانی از تصویر بدنی دارند؛ همچنین نگرانی از تصویر بدنی با شدت علائم اختلال پرخوری عصبی رابطه معناداری داشت. تحلیل مسیر نشان داد که هر سه متغیر مذکور از طریق نگرانی از تصویر بدنی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر شدت علائم پرخوری عصبی دارند. در نتیجه می‌توان گفت نگرانی از تصویر بدنی نقش واسطه‌ای مهمی در رابطه بین متغیرهای شناختی-هیجانی و شدت اختلال پرخوری عصبی ایفا می‌کند؛ بر این اساس، مداخلات درمانی باید بر اصلاح باورهای فراشناختی ناکارآمد، بهبود تنظیم هیجان و افزایش تحمل بلاتکلیفی متمرکز باشند تا از طریق کاهش نگرانی از تصویر بدنی، علائم اختلال پرخوری عصبی در بیماران کاهش یابد.
الناز بانیانی، فاطمه بهروزفر، ارزو سیاه چشم، فرنوش نیک خواه،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، اثر‌بخشی آموزش سواد رسانه‌ای و تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی بوده است. روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری اطلاعات، شبه آزمایشی بوده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت جز تحقیقات کاربردی و از لحاط اجرا جز تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی در شهر تهران در فاصله زمانی فروردین 1404 تا  شهریور  1404 مراجعه کننده به مرکز مشاوره ذهن آرا بود، از بین جامعه آماری تعداد 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب و پرسشنامه اضطراب بک و سلامت روان GHQ جهت پاسخگویی بین آنها توزیع شد. همچنین مداخله آموزش تنظیم هیجان گراس (2002) و مداخله آموزش سواد رسانه صالح راد و همکاران (1398) جهت آموزش دانش آموزان بکار گرفته شد. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که آموزش تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب، سلامت روان  نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد، آموزش سواد رسانه بر کاهش اضطراب، سلامت روان  نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد و بین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش سواد رسانه بر اضطراب، سلامت روان نوجوانان تفاوت معناداری وجود دارد.

پرستو جناب، دکتر مریم قهرمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی و درمان چشم‌انداز زمان‌بر بر خودپنهانی و رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. این پژوهش با طرح نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمونپس‌آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه‌کننده به مراکز تشخیص و درمان سرطان در شهر تهران در سه‌ماهه اول سال ۱۴۰۴ بود. از میان آن‌ها، ۴۵ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره شامل درمان خودکارآمدی هیجانی، درمان چشم‌انداز زمان و گروه گواه گمارده شدند. مداخله درمان خودکارآمدی هیجانی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای و مداخله درمان چشم‌انداز زمان طی ۶ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای به‌صورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودپنهان‌سازی لارسون و کاستین (1990) و پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-28 و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تأثیر معناداری بر بهبود خودپنهانی و رشد پس از سانحه و مؤلفه‌های آن شامل رابطه با دیگران، امکانات جدید، قدرت فردی، تغییرات معنوی و ارزش زندگی داشتند. همچنین، درمان خودکارآمدی هیجانی در مقایسه با درمان چشم‌انداز زمان اثربخشی معناداری بیشتری در بهبود متغیرهای پژوهش نشان داد(p<0/05). بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که درمان خودکارآمدی هیجانی رویکردی مؤثرتر برای ارتقای سلامت روان زنان مبتلا به سرطان پستان است.

شیوا جمشیدی، مهدی اکبری، دیوید هالفورد، آقای دکتر علیرضا مرادی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده

عدم‌تحمل پریشانی به‌عنوان یک عامل آسیب‌پذیری روان‌شناختی، در بروز دامنۀ وسیعی از شرایطِ منجر به آسیب‌شناسی روانی از جمله نگرانی و نشخوار فکری نقش دارد. تحمل پریشانی پایین همچنین می‌تواند افراد را مستعد استفادۀ بیشتر از راهبردهای اجتناب سازد. این پژوهش، با هدف گسترش درک ما از ارتباط میان عدم‌تحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری، از طریق بررسی نقش میانجیِ دو شکل از اجتناب (یعنی اجتناب تجربه‌ای و اجتناب از تضاد هیجانی) صورت گرفت. داده‌های پرسشنامه‌ای و مقطعی از ۱,۰۹۸ شرکت‌کننده از جمعیت عمومی در دامنۀ سنّی ۱۸ تا ۵۵ سال (52.3% مؤنث) جمع‌آوری شد. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری و تحلیل میانجی نشان داد که اجتناب تجربه‌ای و اجتناب از تضاد هیجانی، رابطۀ بین عدم‌تحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری را به‌شکل زنجیره‌ای میانجیگری می‌کنند. به بیان دقیق‌تر، هر اندازه ظرفیت تحمل پریشانی پایین‌تر باشد، افراد بیشتر به تفکر منفی تکراری در قالب نگرانی و/یا نشخوار فکری می‌پردازند و دو شکل از اجتناب، این رابطه را میانجیگری می‌کنند. کاربردها، محدودیت‌ها، و پیامدهای این پژوهش نیز مورد بحث قرار گرفته است.
 
خانم فیروزه جلالی پور، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

اضطراب امتحان و ناگویی هیجانی از عوامل مؤثر بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان به شمار می‌روند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان نوجوان مشغول به تحصیل در دو مدرسه شهر تهران در سال  ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب امتحان گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین، نتایج مرحله پیگیری دوماهه حاکی از پایداری اثرات این مداخله بود. بر این اساس، برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مکمل در محیط‌های آموزشی برای کاهش ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
صبا صداقت زاده، دکتر سیما فرزانه،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر طرحواره هیجانی شرم و ابراز هیجان در نوجوانان پسر دارای اضطراب اجتماعی بالا در منطقه ۱۳ شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون همراه با پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر دوره‌های متوسطه اول و دوم دارای اضطراب اجتماعی بالا در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، ۳۰ دانش‌آموز که نمره آنان در پرسشنامه اضطراب اجتماعی بالاتر از نقطه برش بود، انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرحواره‌های هیجانی لاهی (۲۰۰۲)، مقیاس ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (۱۹۹۰) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۱۲۰ دقیقه‌ای درمان پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نتایج نشان داد اثر زمان، اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر متغیرهای وابسته معنادار بود. همچنین، درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار و پایدار طرحواره هیجانی شرم و افزایش معنادار ابراز هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس‌آزمون و پیگیری شد . بر اساس یافته‌ها، درمان پذیرش و تعهد می‌تواند مداخله‌ای مؤثر برای کاهش طرحواره هیجانی شرم و بهبود ابراز هیجان در نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی باشد.

دکتر خدیجه فولادوند، دکتر پیمان حاتمیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

نسل Zاولین نسلی است که در عصر دیجیتال و در بستر فناوری های پیشرفته رشد یافته است. تنظیم هیجان، به عنوان فرایند مدیریت و تعدیل پاسخ های هیجانی، نقشی کلیدی در سازگاری با چالش های دانشجویان ایفا می کند لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای تنظیم هیجان در دانشجویان نسل Z انجام شد. پژوهش از نوع کیفی یوده و به روش تحلیل مضمون انجام شده است و بنابراین، یک پژوهش کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانشجویان نسل Z در دانشگاه تهران بود که از بین آن¬ها 30 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش، به صورت هدفمند در مطالعه همکاری نمودند. داده ها از طریق مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته جمع¬آوری شدند. پس از کدگذاری متن مصاحبه ها، 30 مضمون پایه،10 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر، در قالب سه دسته راهبرد، یعنی راهبردهای درونی، بیرونی و ترکیبی استخراج گردید. نتایج این پژوهش بر اهمیت ادغام آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر طراحی برنامه های مداخله ای مبتنی بر نیازهای خاص نسل Z در سیاست های دانشگاهی تأکید می‌کند.
 
آقای محسن آربزی، خانم زهرا نوروزی قادرلو، دکتر بهرام جوکار،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

 هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگی­های روان­سنجی پرسشنامه تاب‌آوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) در جمعیت عمومی شهر شیراز بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. در این راستا تعداد 501 نفر از افراد بزرگسال ساکن شهر شیراز (310 زن، 191 مرد) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه الکترونیکی‌ تاب‌آوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) و نسخه کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (خرمائی و فرمانی، 1393) پاسخ دادند. روایی سازه پرسشنامه مذکور به ترتیب با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همبستگی مؤلفه‌های پرسشنامه تاب‌آوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید. دو مؤلفه پرسشنامه شامل شایستگی هیجانی مثبت و تاب‎آوری هیجانی در جامعه پژوهش نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی استخراج گردید. آزمون مدل تاب‌آوری هیجانی حاکی از تأیید ساختار دو عاملی استخراج شده و همسو با پژوهش اصلی است. همچنین، بررسی همبستگی تاب‌آوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت و شاخص میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) نشان‌دهنده روایی همگرای ابزار بود. علاوه بر آن، ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأییدکننده پایایی پرسشنامه است. در مجموع یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پرسشنامه مذکور از شاخص‌های روان‌سنجی مناسبی برای اندازه‌گیری تاب‌‌آوری هیجانی جمعیت عمومی ایرانی برخوردار است؛ و می‌تواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.

صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb