91 نتیجه برای هیجان
زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
بیماری فیبرومیالژیا به عنوان یک اختلال درد مزمن، بار روانشناختی سنگینی را به مراجعان تحمیل میکند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمونـپسآزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا عضو انجمن فیبرومیالژیا بود که از میان آنها، ۳۰ بیمار به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله ذهنآگاهی را طی هشت جلسه به صورت هفتگی دریافت نمود، در حالی که گروه کنترل در طول این مدت هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای سنجش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه سبک پاسخدهی نشخواری بود و دادههای جمعآوریشده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج آماری نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی منجر به کاهش معنیدار نمرات نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در بیماران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی حاکی از پایداری و ماندگاری اثرات این مداخله روانشناختی در مرحله پیگیری دوماهه بود. در نهایت میتوان نتیجهگیری کرد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی با اصلاح زیرساختهای شناختی و بهبود آگاهی عاطفی غیرقضاوتگرانه، ابزاری کارآمد و پایدار برای تنظیم هیجان و کاهش رنج روانشناختی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا است و استفاده از آن به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمانهای پزشکی توصیه میشود.
خانم مرضیه سادات حجازی، دکتر رویا مشاک،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف از این پژوهش پیشبینی اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی و شفقت به خود با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان در مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم بود. روش تحقیق از نوعتوصیفی- همبستگی و جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم در استان اصفهان در سال1403 -1402 بود که تعداد 250 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوسکیس و وارویک (2002)، پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران (2011)، پرسشنامه شفقت به خود ریس و همکاران (2011)، پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004)، بوده است. دادهها با استفاده روش تحلیل مسیر و نرمافزارهای SPSS26 و AMOS18 موردتحلیل قرارگرفتند. یافته ها نشان داد که اضطراب سلامت براجتناب تجربی، اضطراب سلامت برشفقت به خود، اضطراب سلامت بردشواری تنظیم هیجان، اجتناب تجربه ای بر دشواری تنظیم هیجان، شفقت به خود بر دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم و معناداری دارد. اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان و اضطراب سلامت براساس شفقت به خود با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان رابطه غیرمستقیم و معناداری دارند. در نتیجه می توان بیان کرد که این پژوهش میتواند به ارائه مداخلات هدفمندتر و موثرتر برای کاهش اضطراب سلامت مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم کمک کند. همچنین نتایج این پژوهش میتواند به بهبود درک و حمایت از این مادران منجر شود.
زهرا کاووسیان، فائزه ضیایی، پریسا پاکاری، پریسا حسین زاده یزدی، زینب حسنی اصل،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطهای حافظهکاری هیجانی در رابطه میان سوگیری توجه و نشانههای افسردگی در بستر تعاملات خانوادگی بود. بر اساس مدلهای معاصر شناختی–هیجانی افسردگی، فرض بر این است که سوگیری توجه منفی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری مرکزی، از طریق ایجاد اختلال در فرآیندهای حافظهکاری هیجانی، به تشدید نشانههای افسردگی منجر میشود و این مسیر میتواند تحت تأثیر کیفیت تعاملات خانوادگی تقویت شود. پژوهش با طرح توصیفی–همبستگی و با بهرهگیری از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل بزرگسالان ۲۰ تا ۴۰ ساله ساکن تهران در سال ۱۴۰۴ بود که در یک بافت خانوادگی فعال زندگی میکردند. تعداد ۳۵۰ نفر پس از غربالگری و بررسی ملاکهای ورود، به روش نمونهگیری در دسترس هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاسهای سنجش افسردگی، سوگیری توجه، حافظهکاری هیجانی و الگوهای تعاملات خانوادگی بود. نتایج نشان داد سوگیری توجه منفی، هم بهطور مستقیم و هم غیرمستقیم، نشانههای افسردگی را پیشبینی میکند. حافظهکاری هیجانی نقش واسطهای معناداری داشت؛ به این معنا که نقص در نگهداری، بهروزرسانی و حذف اطلاعات هیجانی، مسیر اثرگذاری سوگیری توجه بر افسردگی را تسهیل و تقویت میکند. علاوه بر این، تعاملات خانوادگی نامناسب بهعنوان یک عامل زمینهای مهم عمل کرد و شدت مسیر غیرمستقیم را افزایش داد. شاخصهای برازندگی نیز تأییدکننده مدل ساختاری پیشنهادی بودند. یافتهها اهمیت بررسی همزمان عوامل شناختی، هیجانی و محیطی در تبیین افسردگی را برجسته میکنند و بر ضرورت بهکارگیری مداخلاتی که به اصلاح سوگیریهای توجه و تقویت حافظهکاری هیجانی میپردازند، بهویژه در چارچوب خانوادهدرمانی، تأکید دارند.
خانم خدیجه میعادی، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای نگرانی از تصویر بدنی در رابطه بین باورهای فراشناختی، بدتنظیمی هیجانی و عدم تحمل بلاتکلیفی با شدت علائم اختلال پرخوری عصبی در زنان بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنها ۲۵۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی، پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس دشواری در تنظیم هیجانات، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامه ارزیابی اختلال خوردن بود و دادهها با استفاده از نرمافزار AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی، بدتنظیمی هیجانی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه مثبت و معناداری با نگرانی از تصویر بدنی دارند؛ همچنین نگرانی از تصویر بدنی با شدت علائم اختلال پرخوری عصبی رابطه معناداری داشت. تحلیل مسیر نشان داد که هر سه متغیر مذکور از طریق نگرانی از تصویر بدنی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر شدت علائم پرخوری عصبی دارند. در نتیجه میتوان گفت نگرانی از تصویر بدنی نقش واسطهای مهمی در رابطه بین متغیرهای شناختی-هیجانی و شدت اختلال پرخوری عصبی ایفا میکند؛ بر این اساس، مداخلات درمانی باید بر اصلاح باورهای فراشناختی ناکارآمد، بهبود تنظیم هیجان و افزایش تحمل بلاتکلیفی متمرکز باشند تا از طریق کاهش نگرانی از تصویر بدنی، علائم اختلال پرخوری عصبی در بیماران کاهش یابد.
الناز بانیانی، فاطمه بهروزفر، ارزو سیاه چشم، فرنوش نیک خواه،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش سواد رسانهای و تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی بوده است. روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری اطلاعات، شبه آزمایشی بوده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت جز تحقیقات کاربردی و از لحاط اجرا جز تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی در شهر تهران در فاصله زمانی فروردین 1404 تا شهریور 1404 مراجعه کننده به مرکز مشاوره ذهن آرا بود، از بین جامعه آماری تعداد 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب و پرسشنامه اضطراب بک و سلامت روان GHQ جهت پاسخگویی بین آنها توزیع شد. همچنین مداخله آموزش تنظیم هیجان گراس (2002) و مداخله آموزش سواد رسانه صالح راد و همکاران (1398) جهت آموزش دانش آموزان بکار گرفته شد. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که آموزش تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد، آموزش سواد رسانه بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد و بین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش سواد رسانه بر اضطراب، سلامت روان نوجوانان تفاوت معناداری وجود دارد.
پرستو جناب، دکتر مریم قهرمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی و درمان چشمانداز زمانبر بر خودپنهانی و رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. این پژوهش با طرح نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون–پسآزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به مراکز تشخیص و درمان سرطان در شهر تهران در سهماهه اول سال ۱۴۰۴ بود. از میان آنها، ۴۵ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره شامل درمان خودکارآمدی هیجانی، درمان چشمانداز زمان و گروه گواه گمارده شدند. مداخله درمان خودکارآمدی هیجانی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای و مداخله درمان چشمانداز زمان طی ۶ جلسه ۹۰ دقیقهای بهصورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودپنهانسازی لارسون و کاستین (1990) و پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-28 و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تأثیر معناداری بر بهبود خودپنهانی و رشد پس از سانحه و مؤلفههای آن شامل رابطه با دیگران، امکانات جدید، قدرت فردی، تغییرات معنوی و ارزش زندگی داشتند. همچنین، درمان خودکارآمدی هیجانی در مقایسه با درمان چشمانداز زمان اثربخشی معناداری بیشتری در بهبود متغیرهای پژوهش نشان داد(p<0/05). بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که درمان خودکارآمدی هیجانی رویکردی مؤثرتر برای ارتقای سلامت روان زنان مبتلا به سرطان پستان است.
شیوا جمشیدی، مهدی اکبری، دیوید هالفورد، آقای دکتر علیرضا مرادی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
عدمتحمل پریشانی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری روانشناختی، در بروز دامنۀ وسیعی از شرایطِ منجر به آسیبشناسی روانی از جمله نگرانی و نشخوار فکری نقش دارد. تحمل پریشانی پایین همچنین میتواند افراد را مستعد استفادۀ بیشتر از راهبردهای اجتناب سازد. این پژوهش، با هدف گسترش درک ما از ارتباط میان عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری، از طریق بررسی نقش میانجیِ دو شکل از اجتناب (یعنی اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی) صورت گرفت. دادههای پرسشنامهای و مقطعی از ۱,۰۹۸ شرکتکننده از جمعیت عمومی در دامنۀ سنّی ۱۸ تا ۵۵ سال (52.3% مؤنث) جمعآوری شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل میانجی نشان داد که اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی، رابطۀ بین عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری را بهشکل زنجیرهای میانجیگری میکنند. به بیان دقیقتر، هر اندازه ظرفیت تحمل پریشانی پایینتر باشد، افراد بیشتر به تفکر منفی تکراری در قالب نگرانی و/یا نشخوار فکری میپردازند و دو شکل از اجتناب، این رابطه را میانجیگری میکنند. کاربردها، محدودیتها، و پیامدهای این پژوهش نیز مورد بحث قرار گرفته است.
خانم فیروزه جلالی پور، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
اضطراب امتحان و ناگویی هیجانی از عوامل مؤثر بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان به شمار میروند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان نوجوان مشغول به تحصیل در دو مدرسه شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب امتحان گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین، نتایج مرحله پیگیری دوماهه حاکی از پایداری اثرات این مداخله بود. بر این اساس، برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل در محیطهای آموزشی برای کاهش ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
صبا صداقت زاده، دکتر سیما فرزانه،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر طرحواره هیجانی شرم و ابراز هیجان در نوجوانان پسر دارای اضطراب اجتماعی بالا در منطقه ۱۳ شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر دورههای متوسطه اول و دوم دارای اضطراب اجتماعی بالا در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، ۳۰ دانشآموز که نمره آنان در پرسشنامه اضطراب اجتماعی بالاتر از نقطه برش بود، انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرحوارههای هیجانی لاهی (۲۰۰۲)، مقیاس ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (۱۹۹۰) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۱۲۰ دقیقهای درمان پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نتایج نشان داد اثر زمان، اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر متغیرهای وابسته معنادار بود. همچنین، درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار و پایدار طرحواره هیجانی شرم و افزایش معنادار ابراز هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پسآزمون و پیگیری شد . بر اساس یافتهها، درمان پذیرش و تعهد میتواند مداخلهای مؤثر برای کاهش طرحواره هیجانی شرم و بهبود ابراز هیجان در نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی باشد.
دکتر خدیجه فولادوند، دکتر پیمان حاتمیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
نسل Zاولین نسلی است که در عصر دیجیتال و در بستر فناوری های پیشرفته رشد یافته است. تنظیم هیجان، به عنوان فرایند مدیریت و تعدیل پاسخ های هیجانی، نقشی کلیدی در سازگاری با چالش های دانشجویان ایفا می کند لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای تنظیم هیجان در دانشجویان نسل Z انجام شد. پژوهش از نوع کیفی یوده و به روش تحلیل مضمون انجام شده است و بنابراین، یک پژوهش کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانشجویان نسل Z در دانشگاه تهران بود که از بین آن¬ها 30 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش، به صورت هدفمند در مطالعه همکاری نمودند. داده ها از طریق مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته جمع¬آوری شدند. پس از کدگذاری متن مصاحبه ها، 30 مضمون پایه،10 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر، در قالب سه دسته راهبرد، یعنی راهبردهای درونی، بیرونی و ترکیبی استخراج گردید. نتایج این پژوهش بر اهمیت ادغام آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر طراحی برنامه های مداخله ای مبتنی بر نیازهای خاص نسل Z در سیاست های دانشگاهی تأکید میکند.
آقای محسن آربزی، خانم زهرا نوروزی قادرلو، دکتر بهرام جوکار،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تابآوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) در جمعیت عمومی شهر شیراز بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. در این راستا تعداد 501 نفر از افراد بزرگسال ساکن شهر شیراز (310 زن، 191 مرد) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه الکترونیکی تابآوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) و نسخه کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (خرمائی و فرمانی، 1393) پاسخ دادند. روایی سازه پرسشنامه مذکور به ترتیب با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همبستگی مؤلفههای پرسشنامه تابآوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید. دو مؤلفه پرسشنامه شامل شایستگی هیجانی مثبت و تابآوری هیجانی در جامعه پژوهش نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی استخراج گردید. آزمون مدل تابآوری هیجانی حاکی از تأیید ساختار دو عاملی استخراج شده و همسو با پژوهش اصلی است. همچنین، بررسی همبستگی تابآوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت و شاخص میانگین واریانس استخراجشده (AVE) نشاندهنده روایی همگرای ابزار بود. علاوه بر آن، ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأییدکننده پایایی پرسشنامه است. در مجموع یافتههای پژوهش نشان میدهد که پرسشنامه مذکور از شاخصهای روانسنجی مناسبی برای اندازهگیری تابآوری هیجانی جمعیت عمومی ایرانی برخوردار است؛ و میتواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.