جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای حل تعارض

محمد شاکرمی، کیانوش زهراکار، فرشاد محسن زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه­ای سبک­های حل تعارض در رابطه­ی بین رضایت جنسی و تحریف­های شناختی بین فردی با تعهد زناشویی صورت گرفت.پژوهش اکتشافی از نوع طرح­های همبستگی بود. جامعه­ی پژوهش شامل، تمامی کارکنان متأهل بیمارستان فارابی تهران در سال 1392 (517 نفر) بود که تعداد 221 نفر از آن­ها بر اساس فرمول برآورد حجم نمونه، به­صورت نمونه­گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه­های تعهد زناشویی، تحریف­های شناختی بین فردی، رضایت جنسی و سبک­های حل تعارض رحیم استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم افزار AMOSو به روش تحلیل مسیر انجام گرفت.نتایج نشان داد که متغیرهای سبک­های حل تعارض (سازنده و غیرسازنده)، تحریف­های شناختی بین فردی و رضایت جنسی با تعهد زناشویی همبستگی معنادار داشته و مدل مفروض با متغیرهای مستقل رضایت جنسی و تحریف­های شناختی بین فردی در رابطه با تعهد زناشویی تأیید گردید. همچنین اثر کل تمامی متغیرها بر تعهد زناشویی معنادار بود. می­توان با اصلاح تحریف­های شناختی زوج­ها و ارتقای سطح رضایت جنسی و آموزش سبک­های مناسب حل تعارض به آن­ها، علاوه بر کمک به حل تعارضاتشان، به طور غیر مستقیم باعث افزایش تعهد زناشویی آن­ها نیز شد.
مریم شیخ نورانی، معصومه عباس زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

این پژوهش با هدف تعیین نقش راهبردهای حل مساله و سبک تفکر انتقادی در پیش بینی سلامت روانی دانش آموزان انجام پذیرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی و نمونه این پژوهش 150 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی است که از دو دبیرستان از طریق نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه مهارت­های تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب، پرسشنامه حل تعارض(CRQ)، چک لیست بهداشت روانی(MHC) می­باشد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری با روش     گام­به­گام مورد پردازش قرار گرفت.
ضریب تعیین محاسبه شده (R2) نشان داد، هر یک از راهبردهای حل تعارض تبیین­کننده بخشی از بهداشت روانی دوران بلوغ بودند. بطوریکه راهبرد تعارض امری طبیعی است 36/14 درصد، ارائه راه حلهایی برای سود متقابل 68/8 درصد، ایجاد توافق­هایی مبتنی بر سود متقابل 22/6 درصد، توجه به نیازها بجای خواسته­ها 07/5 درصد، شفاف­سازی دریافت و برداشت­ها 12/3 درصد، بسط و ارائه کارهای شدنی و هدف­گذاری گام­به­گام تا عمل 87/2 درصد، تمرکز بر آینده با یادگیری از گذشته 45/2 درصد، ملاحظه کاری و مراعات بسیار زیاد 85/1 درصد، فضا و موقعیت 62/1 درصد، ایجاد رابطه مثبت و قدرتمند50/1 درصد، تفکر انتقادی 12/5 درصد و جمعاً به میزان 86/52 درصد از واریانس مشترک بهداشت روانی دانش آموزان را تبیین نموده­اند. نتایج این پژوهش در همگرایی با یافته­های کاوشهای مشابه نشان داد، بکارگیری درست از راهبردهای حل تعارض و تفکر انتقادی در تأمین بهداشت روانی دوران بلوغ دانش آموزان دختر نقش اساسی و تعیین­کننده­ای دارد.
این پژوهش با هدف تعیین نقش راهبردهای حل مساله و سبک تفکر انتقادی در پیش بینی سلامت روانی دانش آموزان انجام پذیرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی و نمونه این پژوهش 150 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی است که از دو دبیرستان از طریق نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه مهارت­های تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب، پرسشنامه حل تعارض(CRQ)، چک لیست بهداشت روانی(MHC) می­باشد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری با روش     گام­به­گام مورد پردازش قرار گرفت.
ضریب تعیین محاسبه شده نشان داد، هر یک از راهبردهای حل تعارض تبیین­کننده بخشی از بهداشت روانی دوران بلوغ بودند. بطوریکه راهبرد تعارض امری طبیعی است 36/14 درصد، ارائه راه حلهایی برای سود متقابل 68/8 درصد، ایجاد توافق­هایی مبتنی بر سود متقابل 22/6 درصد، توجه به نیازها بجای خواسته­ها 07/5 درصد، شفاف­سازی دریافت و برداشت­ها 12/3 درصد، بسط و ارائه کارهای شدنی و هدف­گذاری گام­به­گام تا عمل 87/2 درصد، تمرکز بر آینده با یادگیری از گذشته 45/2 درصد، ملاحظه کاری و مراعات بسیار زیاد 85/1 درصد، فضا و موقعیت 62/1 درصد، ایجاد رابطه مثبت و قدرتمند50/1 درصد، تفکر انتقادی 12/5 درصد و جمعاً به میزان 86/52 درصد از واریانس مشترک بهداشت روانی دانش آموزان را تبیین نموده­اند. نتایج این پژوهش در همگرایی با یافته­های کاوشهای مشابه نشان داد، بکارگیری درست از راهبردهای حل تعارض و تفکر انتقادی در تأمین بهداشت روانی دوران بلوغ دانش آموزان دختر نقش اساسی و تعیین ­کننده­ای دارد.

زهرا سادات حسینی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف از این پژوهش، پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس سبک های حل تعارض و الگوهای ارتباطی زوجین شهر قم است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و ماهیت آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زوجین استان قم به تعداد 382590 برآورد شده است. روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بوده و تعداد حجم نمونه از فرمول کوکران، 384 نفر بدست آمد. پس از توزیع پرسشنامه‌ها بین 400 نفر، تعداد 393 پرسشنامه جمع‌آوری شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه 44 سوالی تعهد زناشویی (DCI) آدامز و جونز (1997)، پرسشنامه 35 گویه‌ای الگوهای ارتباطی (CPQ) کریستنسن و سالاوی (۱۹۸۴) و پرسشنامه 28 سوالی سبک های حل تعارض در زوجین (ROCI-II) رحیم (1983) است. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره در نرم افزار spss نسخه 26 استفاده شد. پایایی ابزارها به کمک آلفای کرونباخ برای پرسشنامه‌های مربوط به تعهد زناشویی0/758، سبکهای حل تعارض 0/833 و برای الگوهای ارتباطی 0/851 بدست آمد. نتایج پژوهش نشان داد سبک‌های حل تعارض و الگوهای ارتباطی می‌تواند به صورت معنی‌داری تعهد زناشویی را پیشبینی کنند. همچنین طبق ضرایب استاندارد شده بتا، سبک‌های حل تعارض تاثیر بیشتر و مستقیمی در پیش‌بینی تعهد زناشویی زوجین را نشان داد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb