4 نتیجه برای سلطانی
منیژه احمدی، مهدی چراغی، مینا سلطانی،
دوره 6، شماره 0 - ( ویژه نامه گردشگری روستایی(زمستان 1396) 1396 )
چکیده
توسعه روزافزون گردشگری به همراه بسط و گسترش مفاهیم توسعه پایدار در اواخر دهه 1980 میلادی منجر به شکلگیری مفهوم توسعه پایدار گردشگری گردید و توجه به رویکردهای مربوط به پایداری در رأس برنامههای مربوط به توسعه گردشگری قرار گرفت. پایداری در فعالیتهای گردشگری امروزه به عنوان رویکردی بنیادین جهت توسعه فعالیتهای مربوط به گردشگری، به گونهای که بدون تخریب محیط زیست باشد، مورد پذیرش عام قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای کمی محسوب میشود. نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است؛ روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و میدانی با استفاده از ابزار مشاهده و پرسشنامه بوده است؛ جامعهی آماری تحقیق شامل 50 نفر از محققان، کارشناسان و مسئولان دارای آشنایی با منطقه اکوتوریستی دشت سهرین زنجان بوده است. به منظور تعیین عوامل مؤثر بر توسعه اکوتوریسم در مناطق روستایی از آمار توصیفی و استنباطی (مدل هکمن) استفاده شده است. نتایج نشان میدهد، عوامل زیرساخت، توانهای محلی، سیاستگذاری و تبلیغات با ایجاد شرایط مناسب، زمینه شکلگیری توسعه اکوتوریسم را در محدوده مورد مطالعه به همراه داشته باشد.
علی اکبر تقیلو، ناصر سلطانی،
دوره 11، شماره 40 - ( تابستان 1401 )
چکیده
فعالیتهای تولیدی کوچک غیر کشاورزی روستایی یکی از استراتژیهای متنوعسازی اقتصاد روستایی با هدف تحقق توسعه پایدار روستایی است. یکی از استراتژیهای اصلی دولت جهت کاهش وابستگی معیشت روستاها به بخش کشاورزی و کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی حوضه آبریز دریاچه ارومیه، توسعه فعالیتهای تولیدی کوچک غیر کشاورزی بوده است؛ اما در اجرای آن در روستاهایی که کشاورزی بهصورت گسترده همانند دشت نازلو انجام میشود، موفقیت چندانی به دست نیاورده است. این تحقیق در چارچوب تئوری روابط قدرت، روششناختی کنشگر شبکه و با مصاحبههای عمیق انجام شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که 1) حمایتهای مالی، قانونی، بیمهای، تشکیلاتی و ...، دولت از مشاغل کافی نبوده است؛ 2) تلقی دولت از مشاغل کوچک روستایی بهواسطه بخشودگی مالیاتی، اعطای یارانهها، ارائه تسهیلات کمبهره، ارائه آموزشهای رایگان و ...، تحمیل هزینه به دولت میباشد؛ 3) تضاد منافع مابین فعالین مشاغل کوچک غیر کشاورزی با صنایع بزرگ شهری مشهود میباشد و 4) اعمال محدودیتهای فروش بر محصولات تولیدی مشاغل کوچک غیر کشاورزی با تولید گفتمانهایی چون غیربهداشتی بودن و غیراستاندارد بودن محصولات تولیدی صورت میگیرد؛ و در نهایت، 5) روابط نابرابر قدرت میان ذینفعان، موجب شکاف توسعه شهر و روستا شده است.
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، محمد رئوف فیاضی،
دوره 13، شماره 48 - ( تابستان 1403 )
چکیده
هدف: توسعه گردشگری خلاق در روستاها بهعنوان یکی از عوامل اساسی توسعه پایدار و افزایش اقتصادی مناطق روستایی موردتوجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلاق در دهستان میان آب جنوبی شهرستان شوشتر پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. برای این منظور، با مطالعه مبانی نظری، پرسشنامهای با ابعاد مختلف (زیرساختی، آموزش، مشارکت محلی، نوآوری و ابتکار، فناوری اطلاعات و ارتباطات و فرهنگ و هویت بومی) طراحی شد. سپس، با استفاده از روش تصادفی طبقهای، در میان ساکنان دهستان توزیع شد. سپس از روشهای آمار توصیفی در نرمافزار SPSS و EXCEL برای تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد. همچنین، با استفاده از آزمون تی تک نمونهای در SPSS و تحلیل عاملی تأییدی در نرمافزار LISREL، وضعیت شاخصهای توسعه گردشگری خلاق در دهستان میان آب جنوبی ارزیابی شد.
یافتهها: بر اساس نتایج بهدستآمده، وضعیت دهستان میان آب جنوبی ازلحاظ شاخصهای توسعه گردشگری خلاق روستایی با میانگین 288/2 در سطح پایینی قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در بخش زیرساختی، وجود امکانات تفریحی، تأسیسات پذیرایی با بار عاملی 88/0بیشترین ارتباط و تأثیرگذاری را دارد، یعنی دارای ارتباط 88 درصدی میباشد. در مرتبه بعدی در بخش مشارکت محلی، میزان همکاری و مشارکت مردم روستا در مسائل زیستمحیطی، با بار عاملی 87/0 قرار دارد. در مرتبه سوم نیز شاخص وجود فرصتها و برنامههای تداوم آموزشی برای جامعه محلی با بار عاملی 86/0 بهعنوان اولویت سوم تأثیرگذاری قرار گرفته است.
نتیجهگیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت، توجه و توسعه به سه مورد بالا اولویتهای موردنیاز برای بهبود و توسعه گردشگری خلاق روستایی در دهستان میان آب جنوبی میباشد، میتواند به تصمیمگیریهای مدیران و برنامهریزان در زمینه توسعه گردشگری خلاق روستایی در دهستان میان آب جنوبی کمک کند.
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( زمستان 1404 )
چکیده
هدف: آموزشهای فنی و حرفهای بهعنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیینکننده در افزایش مهارت، اشتغالپذیری و بهبود بهرهوری نیروی کار دارد. این نوع آموزشها، بهویژه در نواحی روستایی، میتواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارتهای کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکلگیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامیکه زنان روستایی از راه آموزشهای فنی و حرفهای توانمند میشوند، نهتنها مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسبوکارهای خُرد و خانگی را بهدست میآورند، بلکه درک بهتری از ظرفیتهای اقتصادی محیط خود نیز پیدا میکنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعالتر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر میشود. بنابراین، پیوند میان آموزشهای فنی و حرفهای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینهساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روشهای اسنادی و پیمایشی جمعآوریشده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیکهای کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیمگیری ARAS در GIS استفاده شدهاست.
یافتهها: نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که آموزشهای فنی و حرفهای بهطورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پسانداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستانهای مختلف شهرستان متفاوت بودهاست. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالیکه دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزشها داشتهاست.
نتیجهگیری: این یافتهها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزشهای فنی و حرفهای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزشها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید میکند.