جستجو در مقالات منتشر شده


422 نتیجه برای روستایی

حسین حیدری، کیومرث زرافشانی، خدیجه مرادی،
دوره 4، شماره 11 - ( 2-1394 )
چکیده

هدف از این پژوهش، تبیین جایگاه سرمایه اجتماعی در توسعه یافتگی روستای فارسینج است که با بهره‏گیری از روش تئوری بنیانی انجام پذیرفت. جامعه مورد مطالعه، افراد 20 سال به بالای کلیدی روستای فارسینج بوده است که به روش نمونه‏ گیری هدفمند انتخاب شده اند. جمع‏آوری داده‏ها با بهره‏گیری از مصاحبه نیمه ‏ساختارمند و گروه‏های متمرکز آغاز گردید، این روند تا رسیدن به اشباع ‏تئوریک ادامه یافت. داده‏های حاصل در قالب سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و جایگاه سرمایه اجتماعی در فرآیند توسعه یافتگی روستای فارسینج تبیین شد. نتایج نشان داد آنچه این روستا را به لحاظ توسعه‏یافتگی از روستاهای دیگر متمایز می‏سازد، الگوی بومی توسعه این روستا می باشد که بر مبنای سرمایه اجتماعی برون‏گروهی شکل گرفته است. نتایج این مطالعه علاوه بر غنای ادبیات پژوهش‏های کیفی مرتبط با سرمایه اجتماعی، سیاست گذاران و برنامه‏ ریزان توسعه ‏روستایی را یاری خواهد کرد در مطالعات زمینه‏یابی پروژه‏های توسعه، تنها به سرمایه‏ های فیزیکی و مادی بسنده نکرده و به سرمایه اجتماعی به عنوان محوری که کارآیی سایر اشکال سرمایه را تضمین می‏کند، توجهی ویژه مبذول دارد.

حمدالله سجاسی قیداری، حمید شایان، زهرا نوربخش رزمی،
دوره 4، شماره 12 - ( 6-1394 )
چکیده

بخش کشاورزی در اکثر کشورهای جهان سوم به تنهایی نمی­تواند فرصت­های اشتغال و منابع درآمدی کافی برای رفع تمامی نیازهای مناطق روستایی را تأمین نماید، از این رو، کارآفرینی بخش غیرکشاورزی را می­توان راهبرد مناسبی برای ارتقاء اشتغال و درآمد و ثروت آفرینی روستایی دانست. شکل­گیری و توسعه فعالیت­های کارآفرینانه در بخش کشاورزی، می­تواند نقش اساسی در توسعه پایدار روستایی ایفا کند. بنابراین در این تحقیق سعی شدهتا نقش فعالیت­های کارآفرینانه غیرزراعی در کیفیت زندگی روستاییان بخش شاندیز مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و توسعه ایو به لحاظ روش انجام تحقیق، توصیفی-تحلیلی می­باشد. جامعه آماری تحقیق، 6 روستای بخش شاندیز از دو دهستان شاندیز و ابرده بوده است که دارای بیشترین فعالیت­های غیرزراعی می­باشند. تعداد خانوار روستاهای مورد مطالعه 3776 می‌باشد که با توجه به فرمول کوکران حجم نمونه­ی به دست آمده معادل 249 خانوار است. در نهایت اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه، با استفاده از آزمون­های همبستگی پیرسون و اسپیرمن، آزمون کی دو گروه مستقل و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شده است. نتایج به­دست آمده نشان می­دهد که در مجموع، کارآفرینی فعالیت­های غیرکشاورزی تأثیرات مثبت و معناداری رادر مؤلفه­های هر سه بعد اقتصادی (مؤلفه کیفیت تولید بیشترین تأثیرگذاری با ضریب بتای 308/0)، اجتماعی (دسترسی با ضریب بتای 194/0) و محیطی (تغییر کاربری اراضی زراعی مرغوب با ضریب بتای 186/0) کیفیت زندگی دارد. بنابراین، فعالیت­های کارآفرینی انجام شده در منطقه در بین نمونه­های مورد مطالعه منجر به تغییر کیفیت زندگی روستاییان شده است.

احمد یعقوبی فرانی، سارا جلیلیان،
دوره 4، شماره 12 - ( 6-1394 )
چکیده

در تحقیق حاضر به بررسی اثرات اقتصادی- اجتماعی مشاغل خانگی زنان روستایی در شهرستان اسلام آباد غرب پرداخته شده است. جامعه آماری مشتمل بر 200 نفر از زنان صاحب کسب­وکار در مناطق روستایی شهرستان اسلام­آباد غرب بود که از بین آنها با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 140 نفر به­عنوان نمونه تعیین و به طور تصادفی انتخاب شد. ابزار مورد استفاده برای جمع­آوری داده­ها پرسشنامه بود که روایی محتوایی آن توسط اساتید و متخصصین، بررسی و تأیید شد و جهت تعیین پایایی پرسشنامه نیز تعداد 30 پرسشنامه توسط زنان روستایی در فرآیند پیش­آزمون تکمیل و ضریب آلفای کرونباخ برای بخش­های مذکور محاسبه شد که در نهایت مقدار88/0= &alpha به­طور میانگین برای بخش­های مختلف پرسشنامه به­دست آمد. بر مبنای نتایج تحلیل عاملی، مهم­ترین تأثیرات اقتصادی مشاغل خانگی بر زندگی زنان روستایی را می­توان در چهار دسته کلی شامل بهبود وضعیت اقتصادی خانواده، افزایش آگاهی­های اقتصادی، افزایش استقلال ­مالی و ارتقاء قدرت ریسک­پذیری و نوآوری تقسیم­بندی نمود که مقدار واریانس تجمعی تبیین شده توسط این چهار عامل، 45/65درصد می باشد. همچنین مهم­ترین اثرات اجتماعی این­گونه مشاغل بر زندگی زنان روستایی نیز شامل پنج مؤلفه اصلی (افزایش سطح مهارت­های فنی و اجتماعی، علاقمندی به کسب اطلاعات، توسعه ارتباطات نهادی، توسعه ارتباطات اجتماعی و افزایش سطح مشارکت گروهی) بود که مقدار واریانس تجمعی تبیین شده توسط این پنج عامل نیز 44/68 می باشد.

مجید یاسوری، فرهاد جوان،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده

تنوع‌بخشی اقتصاد روستایی، به عنوان ابزاری برای سرعت بخشیدن به توسعه اقتصادی در سطوح مختلف به شمار می‌آید؛ این رویکرد به عنوان یکی از مهم‌ترین راهبردهای توسعه و پایداری اقتصادی سکونتگاه‌های روستایی ایران تلقی شده و تأثیر بسزایی در ارتقای رفاه و امنیت اقتصاد منطقه دارد. چرا که ترکیب مطلوب بخش‌های مختلف اقتصاد  در نواحی روستایی، کارایی و بهره وری را در تمامی زمینه‌های تولیدی با افزایش مواجه می‌سازد، هدف از این تحقیق، شناخت موانع متنوع سازی فعالیت‌های اقتصادی در روستاهای دهستان اشکور علیا در شهرستان رودسر استان گیلان است. منطقه اشکورات رودسر به علت کوهستانی بودن و قرار داشتن در وضعیت انزوای جغرافیایی و دسترسی ضعیف به امکانات و زیرساخت‌های لازم دارای ناپایداری اقتصادی و اجتماعی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و  از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. در این تحقیق جامعه آماری، روستاهای دهستان اشکورعلیا(53روستا) در شهرستان رودسر است. جهت تعیین تعداد خانوارهای نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که  بر اساس آن، تعداد نمونه‌ها 285، تعیین شد و پس از سنجش روایی (نظرات خبرگانی از اعضای هیئت‌علمی ) و پایایی ( ضریب آلفای 0.781) پرسشنامه در میان خانوارهای روستاهای نمونه تکمیل شد. به منظور دستیابی به اطلاعات مورد نیاز جهت سنجش متغیرهای مورد تحقیق، از روش‌های پیمایشی و اسنادی بهره گرفته‌شده و برای بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده‌ها، از آزمون‌های آماری نظیر تحلیل‌های رگرسیونی چندگانه با روش گام به گام استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که موانع زیرساختی و نهادی با ضریب تأثیر 0.633،عوامل محیطی، با 449/0 ، عوامل اقتصادی با  106/0 و عوامل اجتماعی با ، 093/0 در عدم تنوع اقتصادی نواحی روستایی منطقه نقش دارند.


محمد حسن یزدانی، افشار سیدین، رسول طایفه عیسی خواجه لو،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده

برای سنجش و سطح­بندی توسعه‌یافتگی مناطق، شاخص‌های بسیاری وجود دارد. هر یک از این شاخص‌ها دارای ارزش و اهمیت خاصی است که با توجه به نوع هدف و روش مطالعه، مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌کارگیری این شاخص‌ها زمینه مناسبی برای ارائه راهبردها و به‌کارگیری برنامه‌های مناسب توسعه‌ی نواحی و همچنین پی‌ریزی و ایجاد توسعه‌ی یکپارچه ناحیه‌ای و تحلیل وابستگی سکونتگاه‌های انسانی در سطوح نواحی می‌شود. پژوهش حاضر با استفاده از 13 شاخص زیربنایی، به­دنبال سنجش سطح توسعه‌یافتگی دهستان‌های استان اردبیل و تعیین سطوح برخورداری آن‌ها بوده است. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی بوده و داده‌های تحقیق به روش کتابخانه‌ای جمع­آوری شده است. پس از جمع­آوری داده‌ها، وزن شاخص‌ها با استفاده از آنتروپی شانون تعیین و به­وسیله روش­هایTOPSIS ، VIKOR، SAW و HDI رتبه‌بندی شده است؛ همچنین برای رسیدن به یک اجماع کلی از یک تکنیک ادغامی تحت عنوان کپ‌لند استفاده گردید. یافته­های حاصل از اجرای تکنیک کپ‌لند نشان داد که دهستان‌های پلنگا، محمود­آباد و ویلکج جنوبی، به ترتیب در رتبه‌های نخست و دهستان‌های کلخوران، پایین برزند و انگوت شرقی به ترتیب در رتبه‌های آخر از لحاظ توسعه یافتگی زیربنایی قرار دارد. 


فرهاد عزیزپور، زهرا خداکرمی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده

بخش کشاورزی با نقش­پذیری اصلی در نظام اقتصادی روستا، زمینه تحول آن را در ابعاد مختلف محیطی، اجتماعی و اقتصادی را فراهم نموده است. از این رو می­تواند نقش مهمی در تحقق توسعه پایدار روستایی ایفاء نماید. برای تحقق این امر، منابع سرمایه­ای طبیعی، اجتماعی، انسانی و مالی از اهمیت برخوردار هستند. در این میان، سرمایه مالی دارای نقش بیشتری است. مزیت مکانی نسبتا پایین روستا به همراه منابع سرمایه مالی کم در آن، سبب شده تا جریان سرمایه به بخش کشاورزی کاهش یابد. این چالش، سبب شده تا دولت حمایت بخش کشاورزی را با توجه به نظام بهره­برداری فردی در قالب طرح اعطای اعتبارات خرد مدنظر قرار دهد. اجرای این طرح، اثراتی بر ابعاد مختلف توسعه سکونتگاه­های روستایی داشته است. این مقاله، سعی نموده با رویکردی پیامدگرا به تبیین اثرات اجتماعی اقتصادی آن بپردازد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی تحلیلی است. محدوده جغرافیایی مورد مطالعه دهستان کرسف و جامعه آماری، روستاییان و کارشناسان کشاورزی و مالی آن دهستان بوده است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کل واحدهای بهره­بردار که در بین سالهای 85- 92حداقل یکبار وام دریافت کرده­اند، 157 نفر با استفاده از فرمول تعیین حجم کوکران به­عنوان حجم نمونه مشخص شده و نمونه­گیری این جامعه آماری با روش طبقه­ای و تصادفی صورت گرفته است. از جامعه کارشناسان با توجه به اهمیت معیار سطح دانش و آگاهی آنها از مسئله، با نمونه­گیری هدفمند 15 نفر از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و بانک کشاورزی انتخاب شده است. برای تحلیل اطلاعات تکنیک آزمون T تک نمونه­ای مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که اعتبارات خرد کشاورزی تأثیر یکسان و یکپارچه بر شاخص های ابعاد توسعه بویژه ابعاد اجتماعی اقتصادی ندارد و سازوکار اجرایی اعطای اعتبارات خرد کشاورزی متأثر از رویکرد سنتی (رشد اقتصادی) از کارآمدی لازم برخوردار نیست. در این ساختار، مدیریت متمرکز (از بالا به پایین) و روابط رسمی و قانونی سبب شده تا منابع مالی ماهیتی محلی و متکی بر پس اندازهای خرد مردم نبوده و از پایداری برخوردار نباشد.


سید حسن مطیعی لنگرودی، حوریه مرادی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده

برنامه‌ریزی روستایی یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های کارگزاران و برنامه‌ریزان توسعه است. سازمان جهاد کشاورزی در جهت تحقق اهداف توسعه روستایی، با تدوین برنامه‌ها و فعالیت‌های خود در جهت ارتقاء سطح آگاهی‌ها و مهارت‌های حرفه‌ای روستاییان گام بر می‌دارد. در این تحقیق به تبیین توانمندی حرفه‌ای کارگزاران جهاد کشاورزی استان کرمانشاه در برنامه‌ریزی روستایی پرداخته شده است. کلیه­ی کارگزاران و برنامه­ریزان توسعه روستایی استان کرمانشاه به تعداد 456 نفر جامعه آماری این پژوهش را تشکیل داده­اند. پژوهش از نوع کاربردی، روش پژوهش از نوع توصیفی ـ پیمایشی بوده است. حجم نمونه براساس جدول مورگان 210 نفر تعیین گردید. روش نمونه‌گیری، تصادفی طبقه‌ای با انتساب متناسب از پاسخ­گویان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که روایی صوری آن براساس نظر جمعی از اساتید و صاحب­نظران تأیید گردیده و پایایی آن با استفاده از پیش­آزمون مشخص گردید. ضریب آلفای کرونباخ برای مؤلفه‌ توانمندی حرفه‌ای در برنامه‌ریزی روستایی و روحیه کارآفرینی به ترتیب 93/0 و 90/0 محاسبه شد که بیانگر مناسب بودن ابزار پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های همبستگی و رگرسیون انجام شد. براساس نتایج، بین مؤلفه‌ توانمندی حرفه‌ای در برنامه‌ریزی روستایی با روحیه کارآفرینانه، سن کارگزاران و اثربخشی دوره‌های آموزشی ضمن خدمت رابطه مثبت و معنی‌داری در سطح یک درصد خطا برقرار است. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای روحیه کارآفرینانه و اثربخشی دوره‌های آموزشی ضمن خدمت، تأثیر معنی‌داری بر میزان توانمندی حرفه‌ای کارگزاران در برنامه‌ریزی روستایی داشته و توانایی تبیین 64 درصد از تغییرات متغیر توانمندی حرفه‌ای را دارد.


وحید ریاحی، حسن مومنی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده

روستاهای ایران غالبا در کنار منابع آبی پایدار اعم آب­های سطحی یا منابع آب­های زیرزمینی شکل گرفته است. با این حال بنا به دلایل مختلف مانند الگوی کشت و الگوی مصرف منابع آب، با تنش­های آبی روبرو هستند. از این رو، شاید بتوان گفت که در سال­های اخیر توان منابع آب زراعی روستاها با ویژگی پایداری روستاها ارتباط مستقیم یافته است. تحقیق حاضر با هدف شناسایی منابع آب زراعی و رتبه­بندی روستاها بر مبنای آن به بررسی و تحلیل موضوع در شهرستان بوئین و میاندشت (در غرب استان اصفهان) پرداخته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و جمع­آوری اطلاعات با استفاده از داده­های رسمی و کتابخانه­ای و نیز مطالعات میدانی صورت گرفته است. به­همین منظور شاخص­های توان منابع آبی، اقلیم، ژئومورفولوژی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در 33 گویه مرتبط با پژوهش گروه­بندی و بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق شهرستان بوئین و میاندشت است که در سال 1390 بالغ بر 26  هزار نفر جمعیت و 46 روستا دارای سکنه داشته و نمونه تحقیق، 5 روستا در دهستان­های مختلف است که بر مبنای پراکندگی، جمعیت و فاصله از مرکز شهرستان انتخاب شده است.  نتایج تحقیق نشان داد که نخست اتخاذ سیاست­های جدید در زمینه بهره­برداری از منابع آب و زمین و توجه به شیوههای صرفه‏جویانه مصرف آب و اصلاح سیستمهای آبیاری نقش مهمی در بالا نگهداشتن توان منابع آبی و پایداری روستاها دارد. سپس با توجه به تنش آبی حتی در نواحی روستایی که فراوانی منابع آبی وجود دارد، ایجاد تعادل در مصرف منابع آب کشاورزی و برقراری سیستم آبیاری مدرن اجتناب­­ناپذیر است. بررسی توان منابع آب سکونتگاه­های روستایی در چهار تیپ مختلف، مشخص شد که روستای دره حوض بالاترین رتبه و روستای معصوم­آباد پایین­ترین رتبه را داشته است. در نهایت ایجاد زیرساخت و رونق گردشگری در روستای دره حوض و توسعه کشاورزی بر مبنای تغییر الگوی کشت و الگوی مصرف به­ویژه در معصوم آباد ضروری است. 


محمد حسین کریم،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده

مشارکت را می‌توان فرآیند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی اختیاری، آگاهانه و داوطلبانه فردی و جمعی، جهت قدرت‌یابی برای رفع نیاز و تحقق اهداف خاص در شرایط ویژه که به صورت خودجوش یا برنامه‌ریزی شده، می‌تواند به اجرا درآید، در نظر داشت. شکل­گیری تشکل‌های توانمند ضمن آنکه با دیدگاه­های جدید در خصوص حقوق مردم سازگارتر است، به طور بالقوه می‌تواند به­عنوان ابزاری در جهت سپردن امور مردم به خود آن­ها عمل نموده و فرصت لازم را برای پرداختن دستگاه­های دولتی به وظایف اساسی و رسالت‌های خود فراهم آورد. فرآیند توسعه پایدار روستایی به عوامل و شرایط مختلفی بستگی دارد که یکی از مهم‌ترین عوامل آن، توسعه تعاونی‌ها بوده که می‌تواند همگام با سیاست‌های دولت در بهبود شرایط کار، زندگی، تولید، ارائه خدمات، ارتقاء سطح درآمد و وضعیت اجتماعی مردم روستا نقش مؤثری ایفاء نماید. هدف از این پژوهش، شناخت چالش­های تعاونی­های روستایی ایران بوده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری، تعاونی­های روستایی ایران است و نمونه­ها، افراد متخصص و خبره و ذینفعان در این زمینه تشکیل داده است. به منظور دستیابی به اطلاعات مورد نیاز جهت سنجش متغیرهای مورد تحقیق، از روش‌های پیمایشی و اسنادی بهره گرفته‌ شده و برای بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده‌ها، از آزمون‌های آماری نظیر تحلیل‌های رگرسیونی چندگانه با روش گام به گام استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که موانع سیاسی با ضریب تأثیر 0.594، بیشترین تأثیر و عوامل اجتماعی ـ فرهنگی با ضریب 099/0 کمترین چالش را در تعاونی­های روستایی دارد.


علی اکبر عنابستانی، مهدی جوانشیری،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

در راستای تحقق اهداف برنامه­های توسعه کشور، هماهنگ نمودن اهداف ملی با واقعیت­های منطقه­ای امری اجتناب­ناپذیر است. بر همین اساس، تخصیص منابع باید براساس توانمندی­ها و مزیت­های نسبی مناطق صورت پذیرد. از طرفی، تدوین برنامه توسعه مناطق براساس ظرفیت­های بالقوه و بالفعل در بخش­های مختلف اقتصادی امری بی­بدیل است، از آنجا که فعالیت­های اقتصادی، به طور خاص و منابع و امکانات به طور عام، از لحاظ توزیع فضایی از درجه تمرکز نامطلوبی برخوردار است، هر منطقه متناسب با ویژگی­های خاص خود، نیازمند برنامه­های ویژه­ای است که لازمه هرگونه اقدامی در این زمینه، شناسایی وضعیت گذشته و موجود مناطق مختلف براساس روش­های علمی مناسب است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات کاربردی بوده که به روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است. داده­های مورد نیاز از سرشماری­های 1385 و 1390 استخراج شده است. میزان عدالت توزیعی با استفاده از پرکاربردترین شاخص­های آماری در این زمینه یعنی منحنی لورنز و ضریب جینی از طریق نرم افزار Excel محاسبه شد. سطح­بندی استان­ها براساس مدل تحلیل عاملی، تاپسیس و تحلیل خوشه­ای انجام شد و در نهایت نقشه­های جغرافیایی میزان مزیت نسبی انواع گروه­های عمده شغلی در محیط نرم افزار Arc GIS، در سطح کشور نیز ترسیم شد که قطعاً برای سیاست­گذاری مناسب در زمینه توسعه منطقه­ای ضروری است. نتایج تحقیق، نشان دهنده­ شکاف زیاد بین نواحی روستایی استان­های کشور و توسعه­ی نامتعادل استان­ها با توجه به شاخص­های مورد استفاده است. براین اساس استان­های تهران، کرمانشاه، بوشهر و مازندران بالاترین امتیاز نسبی را کسب کردند و از امکانات بیشتری برای اشتغال­زایی در نواحی روستایی برخوردارند. در مقابل استان­های کرمان، سیستان و بلوچستان، کردستان و خوزستان از امتیازات نسبی پایین­تری برای اشتغال­زایی برخوردارند.


حشمت اله سعدی، هاجر وحدت مودب،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

راهبرد جدید توسعه روستایی لزوم پرداختن به فعالیت­های غیرکشاورزی و جستجوی شیوه­های جدید معیشت با اتکاء به منابع درونی روستاها را بیش از پیش مورد توجه قرار می­دهد، صنعتی سازی روستاها نیز یکی از ابزار­های مناسب برای متنوع­سازی اقتصاد روستایی را فراهم می­آورد و با ایجاد اشتغال و افزایش و توزیع متعادل­تر درآمدها، سطح زندگی روستاییان را بهبود بخشیده و زمینه دستیابی به توسعه پایدار روستایی را فراهم می­سازد؛ لذا با توجه به اهمیت نقش طرح­های صنعتی در توسعه روستاها هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر کارخانه سیمان هگمتان بر روستای شاهنجرین بوده است. جامعه آماری این تحقیق اهالی روستای شاهنجرین واقع در بخش قروه درجزین شهرستان رزن در استان همدان بوده که بر اساس فرمول کوکران 161 نفر به صورت تصادفی و با استفاده از نمونه گیری خوشه­ای چند مرحله ای، مورد گزینش و مطالعه قرار گرفتند. مهم­ترین ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه بوده که روایی صوری آن توسط متخصصان تأیید و جهت بررسی پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، پایایی 73 .0 برآورد شد که نشانگر قابلیت اعتماد آن است. طبق نتایج بدست آمده از تحلیل عاملی، اثرات کارخانه سیمان در پنج عامل اقتصادی، کشاورزی، اجتماعی، زیست­محیطی و عامل کالبدی دسته­بندی شدند که در مجموع پنج عامل مذکور توانسته­اند، 865 .60درصد از کل واریانس متغیرها را تبیین نمایند. همچنین بررسی میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات متغییر ها نشان داد که اجرای طرح صنعتی مذکور بیشترین تأثیر را بر بهبود راه ارتباطی روستا به شهر، افزایش درآمد روستاییان، افزایش فرصت­های اشتغال برای روستاییان و آلودگی هوای روستا داشته است. 


حامد قادرمرزی، داود جمینی، علیرضا جمشیدی،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت، از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ هدف، از نوع تحقیقات تحلیلی ـ توصیفی بوده که به منظور سنجش و ارزیابی تأثیرات گردشگری بر ساکنین روستای قوری قلعه، که به عنوان یکی از مهم­ترین مقاصد گردشگران در استان کرمانشاه و غرب کشور مطرح است، انجام گرفته است. جامعه آماری، کلیه سرپرستان خانوارهای واقع در روستای قوری قلعه تشکیل می­دهد که جهت دستیابی به اهداف پژوهش، کلیه سرپرستان خانوار روستای مورد نظر (240=N)، به صورت تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفته­اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن با کسب نظرات اساتید دانشگاهی تأیید گردید. جهت بررسی پایایی ابزار تحقیق، یک مطالعه راهنما با تعداد 30 پرسشنامه در روستای بدرآباد واقع در 20 کیلومتری روستای قوری قلعه انجام گرفته است که ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده (861 .0)،  نشان­دهنده قابل اعتماد بودن ابزار تحقیق بود. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از آماره­های توصیفی (فروانی، میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات)، آزمون T تک نمونه­ای و تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم­افزار SPSS استفاده گردید. نتایج رتبه­بندی متغیرهای مورد بررسی نشان داد گردشگری بیشترین اثرات را در روستای قوری قلعه بر متغیرهای ایجاد اشتغال برای ساکنین، افزایش درآمد ساکنین و تنوع فعالیت­های اقتصادی به ترتیب با ضریب تغییرات 114 .0، 119 .0، 127 .0، داشته­اند. گردشگری در توسعه روستای قوری قلعه با میانگین اثرگذاری 4 .3، تأثیر قابل توجهی را در توسعه این روستا داشته است. همچنین، نتایج تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد تأثیرگذاری گردشگران بر توسعه روستای قوری قلعه در شش عامل اصلی خلاصه می­شود که در مجموع 6 .82 درصد از واریانس کل متغیر وابسته را تبیین کرده که به ترتیب اهمیت عبارت است از عامل اقتصادی (923 .18درصد)، عامل زیرساختی ـ کالبدی (692 .16 درصد)، عامل اجتماعی ـ فرهنگی (606 .15 درصد)، عامل بهداشتی ـ زیست محیطی (774 .14 درصد)، عامل مشارکتی (403 .9 درصد)، عامل امنیتی (202 .7 درصد).


پرویز ضیائیان فیروزآبادی، آرزو انوری، محمد ولائی،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

شناخت تفاوت­های موجود میان مناطق و نواحی مختلف به منظور ارائه برنامه­های متناسب در راستای آمایش سرزمین و با هدف کاهش نابرابری­های منطقه­ای، امری ضروری است. از این رو هدف تحقیق حاضر سطح­بندی روستاهای بخش مرحمت­آباد شهرستان میاندوآب از لحاظ شاخص­های توسعه یافتگی بوده است که در این خصوص از تکنیک تاپسیس و تحلیل خوشه­ای استفاده شد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و نوع تحقیق کاربردی است. جمع­آوری اطلاعات و داده­های مورد نیاز، در قالب 7 شاخص کلی با 36 زیرشاخص  از مطالعات کتابخانه­ای و میدانی استفاده شده است. به منظور وزن­دهی به شاخص­ها از مدل AHP استفاده گردید. نتایج نشان می­دهد که بر اساس میزان Ci در تکنیک تاپسیس، روستای قپچاق Ci= 0.705)) و روستای کردکندیCi= 0.184) ) به ترتیب بالاترین و پایین­ترین رتبه را دارد. مطابق آزمون تحلیل خوشه­ای نیز، روستای قپچاق به تنهایی در رده توسعه یافته قرار گرفته است. 7 روستا در رده متوسط توسعه و 6 روستا در سطح توسعه نیافته واقع شده است. در نهایت می­توان گفت با توجه به این نابرابری در سطح توسعه یافتگی روستاهای بخش مرحمت آباد، لزوم اتخاذ برنامه­های مرتبط جهت توسعه متوازن نیازی مبرم شناخته می­شود.


سمیرا محمودی، عبدالرضا رکن الدین افتخاری، غلامرضا غفاری، مهدی پورطاهری،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

امروزه یکی از چالش­های پیش­‌روی توسعه پایدار روستایی، کم­توجهی به سرمایه اجتماعی است که شناخت آن روند برنامه­ریزی پایدار مناطق روستایی را برای متخصصان مربوطه تسهیل و مشارکت روستاییان را در اجرای بهتر برنامه به همراه دارد. واکاوی مطالعات انجام شده، نشان‌دهنده لزوم توجه به سرمایه اجتماعی در دستیابی به توسعه و از جمله توسعه پایدار روستایی است. مطالعه نوشته­های توسعه نشان می­دهد که همواره از چند سرمایه نام برده شده است. سرمایه­های توسعه­ای مرسوم همچون سرمایه اقتصادی، انسانی، فیزیکی، محیطی و سرمایه اجتماعی، امروزه به­عنوان عناصر کلیدی در تحلیل پتانسیل­های توسعه­ای افراد، سازمان­ها، جوامع و حتی دولت­ها مورد توجه قرار می­گیرند. از این رو، هر یک از این سرمایه­ها، بخشی از منابع توسعه را شامل می­شود که با هم در ارتباط است. بدین­منظور، مقاله حاضر در پی برخورد با چالش­های مذکور و با هدف ارتقای سطح توسعه­یافتگی روستایی و پاسخ به این پرسش که میزان تأثیرگذاری انواع سرمایه­ها در سرمایه اجتماعی چگونه است؟ با استفاده از روش­شناسی توصیفی- تحلیلی و پیمایشی به ارزیابی و اندازه­گیری انواع سرمایه­های توسعه­ای و آثار آن­ها در روستاهای خراسان رضوی پرداخته است. نتایج مطالعه حاکی از آن است که بین سرمایه اجتماعی با سرمایه­های اقتصادی و انسانی رابطه معنادار برقرار است. براساس نتایج به­دست آمده، سرمایه اقتصادی با ضریب تعیین (R2) 906 .0 دارای بیشترین تأثیر بر میزان سرمایه اجتماعی بوده است؛ به‌گونه­ای که 6 .90 درصد از سرمایه اجتماعی را در روستاهای مورد مطالعه تبیین می­کند. سپس سرمایه انسانی با ضریب تعیین 176 .0 بیشترین تأثیرگذاری را بر سرمایه اجتماعی داشته است. از سوی دیگر، بین سرمایه­های فیزیکی و محیطی با سرمایه اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه رابطه معنادار وجود ندارد. در بیشترگفتمان­ها و نظریات مطرح شده پیرامون رابطه انواع سرمایه­ها با سرمایه اجتماعی، همواره تأکید بیشتری بر نقش سرمایه اقتصادی و انسانی در میزان سرمایه اجتماعی در جوامع مختلف شده است. هرچند از اهمیت سایر سرمایه­ها همچون سرمایه محیطی و فیزیکی نمی­توان غافل شد اما اهمیت آن­ها به مراتب کمتر است. 


جمشید عینالی، بهروز محمدی یگانه، محمدطیب خالدی نیا،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

امروزه پدیده بدمسکنی ناشی از فقدان استحکام مناسب، فرسودگی بنا، آلودگی­های بهداشتی ناشی از تداخل دام و محیط زیست، تداخل فضای معیشتی و زیستی از مهم­ترین چالش­های مساکن روستایی در کشور است که از ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه روستایی کشور نشأت می­گیرد. هدف این پژوهش، بررسی نقش بهسازی مسکن روستایی در بهبود ویژگی­های کیفی آن و تأثیر این فرآیند در تحولات کارکردهای اقتصادی مساکن روستایی است. نوع پژوهش کاربردی است که برای تبیین موضوع و نتایج آن از روش­های توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعه میدانی استفاده شده است. قلمرو مکانی پژوهش دهستان شمشیر در شهرستان پاوه در غرب استان کرمانشاه است و براساس داده­های سرشماری عمومی نفوس و مسکن (1390) دارای 2593 خانوارهای ساکن بوده که با استفاده از فرمول کوکران 287 مورد به­عنوان نمونه انتخاب گردید. نتایج مطالعه نشان داد بهسازی مساکن روستایی نقش مهمی در ایجاد تغییرات در اجزای مسکن روستایی برجا گذاشته است. به طوری که، این تغییرات را می­توان در طرح و نقشه ظاهری و الگوبرداری گسترده از مساکن شهری، حذف برخی از اجزای اساسی مسکن قدیم و نیز بهبود دسترسی به امکانات و خدمات زیرساختی مشاهده نمود. همچنین به­دلیل قرارگیری بیشتر روستاهای مورد مطالعه در مسیر ارتباطی روانسر- پاوه، بیشترین تغییرات صورت گرفته در کارکرد اقتصادی مسکن روستایی در بین مؤلفه­های بررسی شده است که در دو دوره قبل و بعد از بهسازی بخشی از مسکن به ارایه خدماتی از قبیل مکانیکی، کارواش، پنچرگیری و خدمات مسافری و اشتغال به فعالیت­های غیرکشاورزی در بین مردان اختصاص دارد. کمترین تفاوت معناداری در دوره قبل و بعد نیز به ترتیب در مؤلفه­های وجود مکانی برای تأمین نیازهای خانوار و انجام فعالیت­های اقتصادی در مسکن توسط زنان گزارش شده است. بنابراین می­توان گفت، کارکرد اقتصادی مساکن روستایی در روستاهای نمونه، عمدتا از شکل سنتی اقتصاد روستایی به اشکال متنوع و جدید و عمدتا خدماتی در حال گذر است.


مجتبی قدیری معصوم، مهدی چراغی، محمدرضا رضوانی،
دوره 4، شماره 14 - ( 11-1394 )
چکیده

تأمین امنیت غذایی جامعه روستایی یکی از اهداف اساسی در برنامه­های توسعه روستایی است. در همین راستا  با توجه به روند رو به گسترش شهرنشینی در کشورمان و تأثیرات آن بر روی سکونتگاه­های روستایی، در تحقیق حاضر به بررسی اثرات روابط اقتصادی شهر و روستا بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی پرداخته شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر خانوارهای روستاهای شهرستان زنجان بوده است. شهرستان زنجان در سال 1390، دارای 97225 نفر جمعیت روستانشین، 26429 خانوار، 13 دهستان و 248 روستای دارای سکنه بوده است. 54 روستا با استفاده از فرمول اصلاح شده کوکران به­عنوان روستاهای نمونه انتخاب گردید. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه­ای و میدانی (پرسشنامه) بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی ( آزمون یومن ویتنی و تی دوگروهی) و  برای محاسبه میزان امنیت غذایی از روش مقیاس ناامنی غذایی و سبد غذایی استاندارد و محاسبه روابط اقتصادی شهر و روستا از شاخص­های مرتبط و به صورت طیف لیکرت استفاده شده است. طبقه­بندی وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی نشان داد 31.73 درصد خانوارها دارای امنیت غذایی، 43.1 درصد دارای ناامنی غذایی بدون گرسنگی، 15.52 درصد دارای ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و 9.65 درصد خانوارها نیز دارای ناامنی غذایی با گرسنگی شدید هستند. همچنین روابط اقتصادی بین روستا و شهر در محدوده مورد مطالعه، در مجموع اثرات مثبتی بر روی امنیت غذایی خانوارهای روستایی نداشته است.


سعید ملکی، سیدرضا حسینی کهنوج، الهام ویسی، پیروز رحمانی لیر،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده

سکونتگاه‌های روستایی به عنوان چشم‌انداز فرهنگی، حاصل از تعامل بین انسان و محیط در طی فرآیندهای متأثر از عوامل و نیروهای درونی و بیرونی دچار تغییر و تحولاتی در بافت کالبدی فضایی (خصوصاً در ابعاد مسکونی) خود شده است؛ این امر موجب پدید آوردن مسائل و نارسایی‌های بسیاری برای زیست و ادامه سکونت در این فضاها شده است. در این راستا پژوهش حاضر، با استفاده از روش­های اسنادی- تحلیلی و رویکرد کاربردی حاکم بر آن، به دنبال روشن ساختن تفاوت‌های منطقه‌ای و سطح­بندی نواحی همگن در زمینه ابعاد گوناگون مسکن (بهداشتی- درمانی، زیربنایی-رفاهی، تسهیلات و تأسیسات، استحکام و سازه) در مناطق روستایی ایران بوده است. برای این منظور، از روش‌های تحلیل عاملی و تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره تاپسیس فازی برای وزن­دهی و برای تفسیر نتایج، به تهیه نقشه‌های مربوطه با از سیستم اطلاعات جغرافیایی اقدام شد. نتایج پژوهش نشان داد؛ مناطق روستایی استان‌های مازندران (467/0)، اصفهان (464/0)، البرز (455/0) و تهران (449/0) بالاترین سطح برخورداری و مناطق روستایی استان‌های سیستان و بلوچستان (265/0)، خراسان جنوبی (267/0)، هرمزگان (267/0) و کرمان (270/0) در پایین­ترین سطح از حیث   برخورداری از شاخص­های مسکن روستایی قرار دارد. همچنین استان‌های کشور در زمینه‌ی شاخص­های ذکر شده، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند و سطح برخورداری استان­ها در این زمینه با یکدیگر برابر نیست؛ بنابراین لازم است در جهت هدایت توسعه­ی آتیه این روستاها به سوی توسعه‌ای پایدار و رهایی از مشکلات موجود، برنامه‌ریزی‌های مؤثر و عملی در جهت بهبود وضعیت توزیع فضایی مسکن در این سکونتگاه‌ها انجام گیرد و مناطق سطوح پایین نسبت به مناطق سطوح بالاتر، بیشتر مورد توجه قرار گیرد.


جواد میکانیکی، زهرا سرزهی، محمد اسکندری ثانی،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده

کانون­های کوچک شهری، اولین هسته­های شهری در ارتباط با نقاط روستایی، به عنوان حلقه اتصال نواحی روستایی با شهرهای بزرگ قلمداد می­شود که نقش مهمی در توسعه روستاها دارد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی و تحلیل چگونگی نقش­آفرینی سربیشه به عنوان یک کانون شهری کوچک در توسعه نواحی روستایی پیرامون بوده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش شهر سربیشه به عنوان یک کانون شهری کوچک در توسعه نواحی روستایی پیرامون است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش به صورت توصیفی- تحلیلی است که با روش­های اسنادی و مشاهدات میدانی به انجام رسیده است. حجم نمونه 350 پرسشنامه در 50 روستای شهرستان سربیشه بوده است. از آزمون T تک نمونه­ای برای آزمون فرضیه­ها استفاده شده است. انتظار بر این است که شهرهای کوچک، دارای نقش مثبتی در توسعه روستاها باشند اما طبق نتایج حاصل که در شهرسربیشه در چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی صورت گرفت، مشخص شد این شهر کوچک در کاهش مهاجرت روستائیان به شهرهای بزرگ­تر و تثبیت جمعیت روستایی خود و ارائه خدمات نقش بسیار کمی داشته و در واقع این مرکز شهری برای جذب مهاجران بالقوه و بالفعل این نواحی در شرایط موجود، فاقد توانایی لازم بوده است. نتایج نشان دهنده­ی این است که رشد و توسعه شهرهای کوچک نظیر سربیشه به شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه نفوذ پیرامونی وابسته است و تثبیت جمعیت روستایی و تولیدات کشاوزی به واسطه کارآیی خدمات در این گونه شهرها، تحت تأثیر قرار گرفته­اند؛ از سوی دیگر، توسعه شهرهای کوچک هم وابسته به تمرکززدایی این کارکردها از نواحی شهری بزرگ و هم توسعه حوزه نفوذ روستایی با یکپارچه کردن فعالیت­های غیرزراعی روستایی خواهد بود.


زینب اسدی، عیسی پوررمضان، نصرالله مولایی هشجین،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده

رشد و توسعه روستایی، ارتباطی تنگاتنگ با مشارکت روستاییان دارد؛ چرا که مشارکت در واقع کارآیی برنامه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کیفیت تصمیم‌گیری برای مناطق روستایی را افزایش می­دهد. ضعف مشارکت مردمی در جامعه روستایی، از پویایی روستاها می­کاهد و رشد و شکوفایی روستاها را با دشواری مواجه می­سازد. در این مقاله تلاش شده است تا به تحلیل نقش مشارکت­های مردمی در توسعه روستاهای بخش خشکبیجار شهرستان رشت پرداخته شود. بر روی  400 نفر از روستاییان در 18 روستای نمونه بخش خشکبیجار شهرستان رشت مطالعه شده است و در آن از دو روش اسنادی و مطالعات میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه برای شناسایی وضعیت مشارکت در روستاهای نمونه استفاده شده است. پس از تهیه پرسشنامه و بررسی اعتبار روایی و پایایی آن با مقدار آلفای کرونباخ (81/0)، پرسشنامه­ها در بین روستاهای نمونه در بین افراد توزیع‌شده و از نتایج آن­ها برای تأیید یا رد فرضیه­ها استفاده شد. برای آزمون فرضیه­ها با استفاده از مؤلفه‌های سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی خانوارها، میزان رضایت و میزان مشارکت روستاییان، در فرآیند توسعه روستایی از طریق آزمون­های ویلکاکسون، همبستگی اسپیرمن و کروسکال والیس اقدام شده است. نتایج نشان داد میزان مشارکت مردم، نقش کلیدی در توسعه نواحی روستایی محدوده مورد مطالعه ایفا می­کند و متناسب با اندازه جمعیت روستاها، میزان مشارکت روستاییان بیشتر می­شود. میل به مشارکت به ویژه مشارکت فکری، مشورتی،کاری و فیزیکی در میان روستاییان در حد مطلوبی است و با افزایش توان اقتصادی روستاییان بخش خشکبیجار، میزان مشارکت مردم در طرح­ها و پروژه­های توسعه­ای روستاها افزوده خواهد شد. بی‌شک انگیزه­ی مشارکت در بین روستاییان بیش از هر چیزی به اقدامات فرهنگی و آگاهی بخشی به آن­ها بستگی دارد


محمد حسن ذال، نازنین تبریزی، مرتضی مهرعلی تبارفیروزجایی،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده

گردشگری مذهبی، یکی از مهم­ترین شاخه­های گردشگری فرهنگی محسوب می­شود که ماهیت خود را مدیون اعتقادات مردم به اماکن و اشخاص مذهبی و زیارت آن­هاست. در ایران نیز به فراخور فراز و فرودهای سیاسی و مذهبی، در دوران اسلامی اماکن و مجموعه‌های فرهنگی- مذهبی فراوانی احداث شده است؛ برخی از این اماکن مذهبی، در روستاهای کنونی واقع شده است که می­توان آن­ها را مقاصد گردشگری مذهبی قلمداد کرد. بر اساس تجربیات موفق مکان­های مذهبی همچون مشهد الرضا، حرم حضرت معصومه در قم و حرم مقدس عبدالعظیم حسنی در شهر ری، این اماکن توان بالایی در توسعه­ی اقتصادی جوامع محلی دارد. در مقیاسی کوچک­تر، روستای اوجی­آباد از توابع شهرستان آمل که با مجموعه­ی تاریخی- مذهبی خود، پذیرای زائران زیادی از روستا، روستاهای اطراف، شهرهای اطراف و حتی سایر استان‌هاست، یکی از بهترین نمونه­ها برای توسعه­ی پایدار گردشگری فرهنگی و مذهبی و فراخور آن توسعه­ی اقتصاد روستایی است. در این تحقیق سعی شده است تا به واکاوی اثرات گردشگری مذهبی بر روستای اوجی­آباد شهرستان آمل پرداخته شود. نوع تحقیق کاربردی، روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و بررسی‌های میدانی و روش تفسیر داده­ها نیز توصیفی- تحلیلی است. پس از توصیف آماره­ها و میانگین­ها، داده­های پژوهش با استفاده از تکنیک دلفی، آزمون ANOVA و رگرسیون خطی در محیط نرم افزارSPSS  تحلیل شده است. نتایج نشان می­دهد که گردشگری مذهبی بر توسعه­ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی روستای اوجی­آباد اثر یکسانی نداشته است. از میان ابعاد مورد مطالعه در این روستا، بعد اقتصادی بیشترین تأثیر را از پدیده­ی گردشگری پذیرفته است که این وضعیت نشانگر درگیر شدن و تحت تأثیر قرار گرفتن افراد مختلف و مشاغل متنوع از پدیده­ی گردشگری است. البته اثرات اقتصادی گردشگری، بخش اندکی از مشاغل و افراد را منتفع ساخته و بسیاری از ساکنان محلی، از این پدیده بی­بهره بود­اند که این امر نیز مبین عدم استفاده از تمامی ظرفیت­های گردشگری است. همچنین تنوع فرهنگی زائران ورودی به روستا، اثرات ملموسی بر فرهنگ مردمان روستا داشته است و به لحاظ زیست­محیطی نیز مناطق حساس مرتبط و نزدیک به مجموعه، از انباشت زباله و ازدحام تأثیر بیشتری پذیرفته­اند.



صفحه 4 از 22     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb