422 نتیجه برای روستایی
صادق اصغری لفمجانی، عیسی شهرکی، مهدی نادریان فر،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده
توانمندسازی یکی از اجزای لازم برای رسیدن به توسعه پایدار به حساب میآید؛ به گونهای که، دستیابی به توسعه پایدار، بدون توانمندسازی اقشار ضعیف جامعه امکانناپذیر توصیف میشود. در این تحقیق تلاش شده است تا موانع و محدودیتهای توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی خانـوارهای روسـتایی تحت پوشش کمیته امـداد سیستان، مورد کنکاش قرار گیرد. روش تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر بررسی منابع اسنادی و بررسیهای میدانی با استفاده از تکمیل پرسشنامههای روستا و خانوار و تکمیل فرمهای مشاهدات میدانی بوده است. جامعه آماری تحقیق را خانوارهای روستایی تحت پوشش کمیته امداد در منطقه سیستان تشکیل میدهد. برای تعیین حجم نمونه خانوار، ابتدا روستاهای با بیش از 50 خانوار تحت پوشش کمیته امداد شناسایی گردید و با توجه به تعداد این روستاها و بهکارگیری فرمولهای شارپ و اصلاحی، 40 روستا به عنوان روستاهای نمونه تعیین گردید. سپس با توجه به تعداد خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای نمونه و استفاده از فرمول کوکران، تعداد 341 خانوار به عنوان حجم نمونه خانوار محاسبه شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات، از طریق مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیلهای آماری و فضایی با استفاده از نرمافزارهای Expert Choice، SPSS وArcGIS صورت گرفته است. نتایج حاکی از وجود اختلاف معنیدار در شدت موانع و محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی روستاهای واقع در شهرستانهای مرزی سیستان با سایر روستاهای واقع در این منطقه است. همچنین بر اساس تحلیلهای فضایی، نواحی شمال شرقی و غرب این منطقه، دارای بیشترین و نواحی جنوب شرقی آن دارای کمترین شدت موانع و محدودیتها برای توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی هستند. از طرف دیگر، نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (One-Way Anova) مؤید آن است که تأثیر محدودیتهای منابع آب، بر فعالیتهای معیشتی با ضریب 502/0 و درآمد و اشتغال با ضریب 378/0، به ترتیب مهمترین موانع و محدودیتهای اقتصادی و مشکلات سازمانی با ضریب 490/0 و ویژگیهای شخصیتی یا فردی سرپرست خانواده با ضریب 436/0 به عنوان مهمترین موانع و محدودیتهای توانمندسازی اجتماعی خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد ساکن در این منطقه به حساب میآید.
مهدی قربانی، فاطمه سالاری، محمدامین خراسانی،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده
با توجه به نقش اساسی پایداری اجتماعی و اقتصادی در تحقق اهداف توسعه پایدار روستایی و همچنین اهمیت سرمایه اجتماعی در پایداری ساختارها و تشکلهای اقتصادی، ارزیابی اجتماعی پروژههای توانمندسازی جوامع محلی، حائز اهمیت است. در این تحقیق، میزان سرمایه اجتماعی بر اساس روش تحلیل شبکهای در دو بازه زمانی قبل و بعد از اجرای پروژه اجتماع محور RFLDLدر روستای بسطاق شهرستان سرایان که بر بسیج منابع مالی از طریق ساختارسازی صندوق اعتبارات خرد تأکید دارد، سنجش و ارزیابی شده است. ابتدا با تکمیل پرسشنامه و مصاحبه مستقیم با ذینفعان محلی (اعضای صندوق اعتبارات خرد روستایی(، دادههای مورد نیاز جمعآوری گردید. سپس پیوندهای اعتماد و مشارکت با استفاده از شاخصهای کمی - ریاضی سطح کلان شبکه (تراکم، دوسویگی پیوندها، انتقالیافتگی و فاصله ژئودزیک) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بیانگر افزایش تمام شاخصهای سطح کلان شبکه در مرحله بعد از اجرای پرروژه است. تراکم در پیوند اعتماد و مشارکت به میزان بالایی افزایش یافته و این بدان معناست که سرمایه اجتماعی درونگروهی و برونگروهی شبکه، افزایش یافته است. پایداری، توازن و تعادل شبکه در قبل از اجرای پروژه در حد متوسط بوده و بعد از اجرا این شاخصها، تا حد متوسط تا زیاد افزایش یافتهاند. میزان اتحاد و همبستگی اجتماعی افراد نیز تا حد زیادی ارتقاء یافته که این میزان در پیوند اعتماد، افزایش چشمگیری داشته است. بنابراین به دنبال اجرای پروژه RFLDL، اعتمادسازی و تقویت روحیه مشارکت و همکاری جمعی در بین اعضای صندوق اعتبارت خرد و سرمایه اجتماعی درون و برون گروهی تقویت شده است.
سیدهادی طیب نیا، سوران منوچهری،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده
امروزه اقتصاددانان از تجارت همچون موتور محرکهای برای توسعه یاد میکنند؛ از این رو تأسیس و ایجاد بازارچههای مرزی به عنوان راهکاری مطلوب جهت رفع شکاف مناطق مرکزی و مرزی و برونرفت از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی کنونی مرزنشینان مورد استقبال بسیاری از برنامهریزان توسعه قرار گرفته است. تحقیق حاضر در پی ارزیابی کیفیت عملکرد و تأثیرگذاری بازارچه مرزی بر توسعه اقتصادی و اجتماعی نواحی روستایی بخش خاو و میرآباد شهرستان مریوان است. نوع تحقیق کاربردی و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی بوده است. روش گردآوری اطلاعات در بخش نظری، کتابخانهای و اسنادی و در بخش عملی، پیمایشی مبتنی بر بهرهگیری از پرسشنامه و مصاحبه است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون ویلکاکسون، ضرایب همبستگی کندال و اسپیرمن استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق دو گروه مسئولین و سرپرستان خانوار ساکن در 31 روستای بخش خاو و میرآباد هستند که در گروه مسئولین با توجه به تعداد آنها 12 نفر و در گروه سرپرستان خانوار نیز تعداد 175 نفر با بهرهگیری از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. نتایج تحقیق از دید مسئولین حاکی از این است که بازارچه توانسته است تأثیرگذاری مطلوبی بر افزایش امنیت، کاهش قاچاق و درآمدهای آن و امنیت شغلی روستاییان داشته باشد. از منظر روستاییان نیز بازارچه توانسته است به دنبال مهار قاچاق کالا به عنوان شغل دوم و مکمل فعالیتهای کشاورزی ایفای نقش نماید؛ همچنین موجب افزایش امنیت شغلی، تسهیل عبور و مرور و افزایش امنیت آنها شده است اما در شاخصهای دیگر همچون بهبود وضعیت فقر و بیکاری و افزایش زیرساختها و خدمات عمومی، افزایش درآمد و رضایت شغلی، کاهش میل مهاجرت و تغییر مثبت در قیمت محصولات مصرفی و تولیدی، ناموفق بوده است.
طاهره صادقلو، حمدالله سجاسی قیداری، وحید ریاحی،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده
امروزه پیشرفت در پروژههای صنعتی، علاوه بر تأمین بخشی از نیازهای انسانی، خواسته و ناخواسته سبب بروز ناپایداریها و مشکلات زیست محیطی فراوانی برای محیط زیست ساکنان مجاور این صنایع گردیده که این امر ضرورت ارزیابی اثرات زیست محیطی را در فضای جغرافیایی افزایش داده است. در این میان صنایع استخراجی- معدنی، بیشترین تأثیرات زیست محیطی را در محیط های اطراف دارد. در این مطالعه به بررسی کارخانه سیمان زنجان و اثرات زیست محیطی آن بر روستاهای اطراف پرداخته شده است. روششناسی مطالعه، از نوع توصیفی- تحلیلی با کمک مطالعات اسنادی- کتابخانهای و میدانی است. برای دستیابی به هدف تحقیق از طریق تحلیل دادههای پرسشنامه ای حاصل از شاخص های روش چک لیست در 9 روستای مورد مطالعه با 36 نفر از خبرگان محلی و تعداد 295 سرپرست خانوار روستایی بهره گرفته شد. تحلیل دادهها با استفاده از SPSS، GIS و تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره پرومتی و ماتریس ارزیابی اثرات زیست محیطی (ICOLD ) انجام شد و نتایج به دست آمده بیانگر این است که بیشترین اثرات منفی زیست محیطی در محدوده دست خورده و نزدیک کارخانه با امتیاز کل 208- است که با فاصله از کارخانه، میزان آن کمتر می گردد. همچنین بر اساس رتبه بندی انجام شده، بیشترین ناپایداری شکل گرفته در سیستم زیست محیطی روستایی، ناشی از فعالیت کارخانه به ترتیب در روستاهای مجیدآباد(امتیاز81/0)، زرند(امتیاز73/0) و مزیدآباد(امتیاز67/0) بوده است که در فاصله نزدیک به کارخانه قرار دارند.
علی شمس الدینی،
دوره 5، شماره 15 - ( 2-1395 )
چکیده
دهیاریها به عنوان اولین نهاد مدیریت قانونی از سال 1377 به این سو به منظور انجام وظایف متعدد مدیریتی، نظارتی و تثبیت امور عمومی- محلی در کانونهای روستایی بالای 20 و بعدها 400 خانوارِ کشور شکل گرفتند. با توجه به گسترده بودن ابعاد فقر محیطی و انسانی در روستاها و پایین بودن قدرت اقتصادی و مالی خانوارهای روستایی که در بسیاری از موارد موجبات ناپایداری، مهاجرت و نابودی این دسته از سکونتگاههای جمعیتی را فراهم ساخته است، نقش مدیریت روستایی در زمینه سازی به منظور توسعه و بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی روستائیان بسیار مهم میباشد. در این راستا رضایتمندی ساکنین سکونتگاههای روستایی از عملکرد این نهاد نوپای مدیریتی میتواند ضمن دستیابی به اهداف برپایی این سازمان، زمینهساز افزایش سرمایه اجتماعی درون روستاها، بهبود وضعیت اقتصادی و به تبع توسعه پایدار این گونه مراکز جمعیتی باشد. پژوهش حاضر با هدف سنجش و ارزیابی میزان رضایتمندی ساکنین روستای فهلیان از توابع شهرستان ممسنی از مجموعه عملکرد اقتصادی و اجتماعی دهیاری این روستا انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و جمعآوری دادهها مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و تهیه پرسشنامه است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنین روستای فهلیان است که تعداد 140 نفر با روش نمونهگیری تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدهاند. به منظور سنجش دادهها و ارزیابی رضایتمندی افراد پاسخگو از مدل کانو در قالب تحلیل سه دسته از نیازهای اساسی، عملکردی و هیجانی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد روستائیان از عملکرد دهیاری در زمینه تأمین نیازهای هیجانی خود همچون ارائه خدمات فرهنگی و ورزشی و صیانت از میراث فرهنگی با ضریب (611/0) و بهبود و تجهیز شبکه ارتباطی به منظور جذب گردشگری و سرمایه گذار بیشترین رضایتمندی داشتهاند. همچنین کمترین رضایت روستاییان از عملکرد دهیاری روستا مربوط به تأمین نیازمندیهای اساسی آنان مثل بهبود در عرصه کالبدی و بهداشتی و نظارت بر ساخت و ساز درون روستا با ضریب رضایت (425/0)، زمینهسازی به منظور تشکیل شرکتهای تولیدی و تعاونی و رفع نیازهای عملکردی روستاییان در زمینه حل و فصل امور اجتماعی و نظارت اجتماعی درون روستا با ضریب رضایت (523/0) و جذب سرمایهگذاری اقتصادی از طریق بخشهای دولتی و خصوصی بوده است.
میرستار صدرموسوی، حسین کریم زاده، عقیل خالقی،
دوره 5، شماره 16 - ( 5-1395 )
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل عوامل مشارکت پایین زنان روستایی در نیروی کار، از روش پژوهش آمیخته استفاده نموده است. در این تحقیق از روش «کیفی سپس کمی» استفاده شده است. در مرحله اول تحقیق، برای جمعآوری دادهها از تکنیکهای روش مشارکتی شامل مشاهده، مصاحبه، بحث گروهی و یادداشتهای میدانی استفاده شده که جامعه آماری شامل زنان روستایی باسواد و مطلع بوده است. موانع علی مؤثر در اشتغال زنان جامعه روستایی موردمطالعه، در چهار گروه موانع فردی، موانع خانوادگی، موانع فرهنگی- اجتماعی و موانع مدیریتی- ساختاری شناسایی شده است که دورافتاده بودن روستاها و عوامل فردی و خانوادگی دارای بیشترین میزان اهمیت است. تغییر شیوه زندگی در جامعه روستایی مشهود بوده و متغیرهایی همچون تحصیلات، وضعیت تأهل و سطح درآمد بهعنوان موانع مداخلهگر در اشتغال زنان روستایی شناخته شده است. انعطافپذیری زنان در برابر مانع مهم فردی و خانوادگی، تغییر آداب و ارزشهای اجتماعی را به دنبال داشته است. با تغییر آداب و ارزشها و سنن اجتماعی و همچنین تغییر شیوه زندگی، زنان روستایی جامعه موردمطالعه، از زندگی در روستا رویگردان شده و به شهرها مهاجرت میکنند. ازدواج دیرهنگام یا بالا رفتن سن ازدواج، فقر اقتصادی از دیگر نتایج است که مجموعه این عوامل وضعیت نامناسب رفتاری را در بین دختران و زنان روستایی مهاجرت کرده میتواند به وجود آورد. خروجی حاصل از نرمافزار لیزرل در تجزیه و تحلیل نتایج بحث مشارکتی، سازگاری و توافق مطلوب نتایج ارائهشده را با دادههای تجربی نیز ثابت کرد که میتوان ادعا نمود نتایج تحقیق دارای اعتبار بیرونی مناسبی است.
علی اکبر نجفی کانی، اسماعیل شاهکویی، معصومه ملائی،
دوره 5، شماره 16 - ( 5-1395 )
چکیده
امروزه مکانیزاسیون به عنوان کلیدیترین عنصر در دستیابی به اهداف توسعه کشاورزی و روستایی از اهمیت خاصی برخوردار است. مزارعی که مجهز به قدرت ماشین و نیروی موتور هستند، علاوه بر افزایش کیفیت و کمیت در کار و بهرهبرداری محصولات، در زمان و هزینههای مراحل مختلف کشت نیز صرفهجویی میگردد. براین اساس مکانیزاسیون یکی از ارکان اصلی و کلیدی توسعه کشاورزی محسوب میشود و رونق مکانیزاسیون کشاورزی خود مهمترین نوع سرمایهگذاری در راستای توسعه روستایی است. در تحقیق حاضر سعی شده است تا به تبیین و بررسی تأثیر مکانیزاسیون کشاورزی بر ارتقاء شاخصهای اقتصادی و بهبود مؤلفههای اجتماعی خانوارهای روستایی در روستاهای دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان پرداخته شود. تعداد 190 کشاورز به عنوان جامعه نمونه انتخاب شده است که از این تعداد 110 بهرهبردار به صورت مکانیزه و 80 بهرهبردار دیگر نیز بیشتر به صورت سنتی در امور کشاورزی فعالیت داشتهاند. پژوهش حاضر به صورت توصیفی – تحلیلی و میدانی بوده است. نتایج نشان داد که استفاده از مکانیزاسیون کشاورزی در میان بهرهبرداران موجب افزایش تولید و درآمد شده است و میزان ضایعات را به طور چشمگیری کاهش داده است. به طور کلی، مکانیزاسیون باعث بهبود شاخصهای اقتصادی در بین بهرهبرداران کشاورزی شده است. علاوه بر آن، مکانیزاسیون کاهش مهاجرت و افزایش انگیزه ماندگاری بهرهبرداران نواحی روستایی را به دنبال داشته است. با عنایت به اینکه تاکنون اقدامات دولت در راستای توسعه مکانیزاسیون کشاورزی چندان کافی نبوده است، بسترسازی و اهتمام جدی و مناسب از سوی دولت، تشویق و ترغیب سازمانهای ذیربط و مشارکت همهجانبه مردم در زمینه مکانیزاسیون امری ضروری و لازم است.
حمید جلالیان، فرامرز بریمانی، وحید ریاحی، مرتضی مهرعلیتبار فیروزجایی،
دوره 5، شماره 16 - ( 5-1395 )
چکیده
یکی از مهمترین ابزار برونرفت از فقر، تأمین خدمات مالی مورد نیاز روستاییان است. علیرغم اهمیت این موضوع، ارائه خدمات مالی در نواحی روستایی با کمبود شدید سرمایه همراه است. بررسیها نشان میدهد تنها 5 درصد از کشاورزان در نواحی روستایی آفریقا و حدود 15 درصد در آسیا و آمریکای لاتین به اعتبارات مالی رسمی کشورشان دسترسی دارند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی مؤلفههای بهینهگی نهادهای تأمینکنندۀ خدمات مالی، این مسئله را به طور موردی در ناحیه جنگلی- کواستانی بخش بندپی شرقی شهرستان بابل مورد بررسی قرار داده است. رویکرد این پژوهش، کیفی و راهبرد آن تحلیل محتوا است. دادههای لازم، با مشارکت 25 نفر از روستاییان و با ابزار مصاحبه نیمهساختاریافته و مشاهده مستقیم گرآوری شده است. شیوه نمونهگیری، به روش هدفمند با حد اشباع نظری و شیوۀ تجزیه و تحلیل دادهها نیز تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرائی بوده است. دادههای تحقیق شامل متن مصاحبهها، به واحدهای معنی تقسیم و سپس با فشردهسازی خلاصه شده و در نهایت، با شیوۀ استقرائی طبقات فرعی استخراج و مضمونهای اصلی از آن انتزاع شده است. یافتههای نهایی شامل شش مضمون اصلیِ قابلیت انعطافپذیری، قابلیت دسترسی، قابلیت فهم و سادگی، قابلیت اعتماد، قابلیت ارائه در تمام ابعاد خدمات مالی و قابلیت پوشش گسترده است که هر کدام به طبقات فرعیتر تقسیم میگردد. نتیجه این که، برای نهادسازیهای مالی روستایی باید با در نظر گرفتن ویژگیهای خاص همان نواحی، بر قابلیتهای نهادی مذکور تأکید کرد. همچنین، در بررسی این گونه مسائل، اتخاذ رویکرد کیفی و بررسی آن در بستر وقوع، میتواند رویکرد مناسبی باشد.
اسدالله دیوسالار،
دوره 5، شماره 16 - ( 5-1395 )
چکیده
تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان طی سدههای اخیر به ویژه در زمینهی افزایش جمعیت، گسترش شهرنشینی، توسعه راههای ارتباطی، افزایش اوقات فراغت و بهبود رفاه اجتماعی، منجر به توسعهی گردشگری شده است. در این میان، گردشگری روستایی جزئی از صنعت گردشگری است که میتوان نقش عمدهای در توانمندسازی مردم محلی و تنوعبخشی به اقتصاد از طریق رونق صنایع دستی و صنایع بومی - محلی با سایر بخشهای اقتصادی ایفا نماید. هدف از این تحقیق بررسی و تحلیل نقش صنایع دستی در رشد اقتصاد گردشگری روستایی است. روش تحقیق به صورت پیمایشی و توصیفی- تحلیلی بوده است، گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی از طریق پرسشنامه در قالب طیف لیکرت انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که اقتصاد گردشگری در نواحی روستایی شهرستان بهشهر بر درآمدزایی، اشتغالزایی توسعه صنایع بومی - محلی اثرگذار بوده است. همچنین رشد و گسترش صنایع دستی نقش مؤثری در اقتصاد گردشگری روستایی برجای نهاده و در بین روستاها، کیاسر بیشترین تأثیرپذیری از رشد اقتصادی صنایع دستی درجذب گردشگر را به خود اختصاص داده است.
ابوذر پرهیزکاری،
دوره 5، شماره 17 - ( 8-1395 )
چکیده
هدف اصلی تحقیق تحلیل فضایی الگوی توزیع درآمد و سطح رفاه اجتماعی خانوارهای روستایی شهرستان طالقان (از توابع استان البرز) است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع مطالعات توصیفی است. دادههای مورد نیاز این پژوهش مربوط به سال 93-1392 بوده که با مصاحبه و تکمیل پرسشنامه از خانوارهای نمونه جمعآوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه خانوارهای روستایی شهرستان طالقان است. برای اندازهگیری نابرابری توزیع درآمد از ضریب جینی، برای محاسبه سطح رفاه اجتماعی از شاخص سن و برای تعیین معنیداری نابرابری توزیع درآمد از آزمون کروسکال- والیس استفاده شده است. مقدار ضریب جینی برای دهستانهای پایینطالقان، میانطالقان، کناررود و جوستان به ترتیب 63/0، 54/0، 41/0 و 49/0 برآورد شده است. نتایج نشان داد که توزیع درآمد خانوارهای روستایی در بخش پایین طالقان نسبت به دیگر مناطق ناپایدارتر است. نتایج آزمون کروسکال- والیس نیز نابرابری توزیع درآمد در شهرستان طالقان را نشان داده است. همچنین یافتهها حاکی است سهم درآمد حاصل از فعالیتهای باغداری مهمترین عامل نابرابری توزیع درآمد در شهرستان طالقان است. به لحاظ رفاه اجتماعی نیز خانوارهای روستایی منطقه بالا طالقان از بیشترین سطح رفاه اجتماعی برخوردار بوده است.
جیران چام چام، علی اصغر میرک زاده، عباس مهروان،
دوره 5، شماره 17 - ( 8-1395 )
چکیده
ساخت مساکن جدید بر اساس ارزشهای کاذب وارد شده از شهرها و نامتناسب با شرایط اقلیمی و ارزشهای اصیل روستایی منجر به تغییرات اساسی در ابعاد مختلف زندگی روستاییان شده است. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در دههی اخیر به این امر دامن زده و با عنوان طرح نوسازی مساکن روستایی تسهیلات لازم برای ساخت مساکن مقاوم در برابر حوادث طبیعی را در اختیار روستاییان قرار داده است. این طرح همانند سایر طرحهای توسعه روستایی، دارای اثرات و پیامدهای مثبت و منفی متعددی بوده است. در این راستا تحقیق پیش رو با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی با هدف بررسی مدل دینامیکی اثرات نوسازی مساکن روستایی انجام پذیرفت. در نهایت مدل دینامیکی اثرات نوسازی مساکن روستایی از ابعاد مطرح شده ترسیم و تحلیل شد. جامعهی مورد مطالعه شامل تمامی ساکنانی است که خانههای خود را نوسازی کرده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی بود. بر اساس اشباع تئوریک 52 نفر از افرادی که خانههای خود را نوسازی کرده اند مورد مطالعه قرار گرفت. به منظور طبقه بندی داده ها از نرم افزار NVIVO و ترسیم مدل دینامیکی از نرم افزار ونسیم استفاده گردید. نتایج بخش کیفی نشان داد مهمترین اثرات اجتماعی، اقتصادی، روانی و زیست محیطی نوسازی خانهها به ترتیب شامل تمایل به ماندگاری روستاییان در روستا، تحمیل هزینههای نوسازی به خانوار، دغدغه ی پرداخت وام و سرد شدن خانههای نوساز در زمستان و گرم شدن آنها در تابستان بوده است.
ولی الله رحمانی، نصرالله مولائی هشجین، تیمور آمار شیرکیائی،
دوره 5، شماره 17 - ( 8-1395 )
چکیده
امروزه با توجه به اهمیت همه جانبهای که پایداری به عنوان پارادایم حاکم در موضوع توسعه به دست آورده، پرداختن به توسعه پایدار روستایی امری ضروری است. بر این اساس در این مقاله به بررسی تحلیل راهبردی گردشگری روستایی ناحیه غرب مازندران در راستای توسعه پایداردر روستاهای هدف و نمونه گردشگری غرب مازندران از دیدگاه کارشناسان و برنامهریزان و مردم پرداخته شده است. دادههای تحقیق از طریق تنظیم پرسشنامههای مختلف، مطالعات میدانی و اسنادی برای 37 روستای هدف و نمونه گردشگری غرب مازندران جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل دادهها و نتایج به دست آمده بر اساس الگوی راهبردی ارزیابی پایداری سازمان دهی شده و تحلیل شده هر یک از نقاط قوت و ضعف، فرصت و تهدید به صورت نمودارX و Y برای ارائه استراتژی و الگوهای راهبردی ارزیابی پایداری تنظیم گردیده و به ارائه استراتژی تدافعی (WT) جهت رسیدن به پایداری روستاهای غرب مازندرا ن پرداخته شده است.
سید حسن مطیعی لنگرودی، حسنعلی فرجی سبکبار، الهام بهنام زاده،
دوره 5، شماره 17 - ( 8-1395 )
چکیده
از دهه 1370 خورشیدی، شکلگیری مراکز شهری کوچک به عنوان راهبردی برای بهبود وضعیت اقتصادی و رسیدن به عدالت اجتماعی در مناطق روستایی ایران، نمود بیشتری یافت؛ چرا که شهرهای کوچک از حیث اقتصادی، میتواند با ایجاد فرصتهای شغلی در بخشهای کشاورزی، صنعت، خدمات و با جذب نیروی کار فعال که در پی یافتن شغل و درآمد به دنبال مهاجرت به شهرهای بزرگ هستند، موجب تعادل اقتصادی در مناطق گردد و بسیاری از مسائل و مشکلات شهرهای بزرگ را کاهش دهد. با توجه به کارکردهای شهرهای کوچک، تحقیق حاضر به دنبال واکاوی و تحلیل اثرات اقتصادی تبدیل به شهر شدن محمودآباد در استان آذربایجان غربی بوده است. در این خصوص به بررسی و مقایسه عملکرد اقتصادی شهر محمودآباد در دو مقطع زمانی قبل و بعد از شهر شدن پرداخته شده است. روش گردآوری دادهها از نوع اسنادی و پیمایشی (کتابخانهای، میدانی، مصاحبه، پرسشنامه) است. جامعه آماری مورد مطالعه 1835 خانوار ساکن در شهر محمودآباد بوده که با استفاده فرمول نمونهگیری کوکران محاسبه و 320 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شده است. دادهها با بهرهگیری از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون T زوجی تحلیل شده است. نتایج بررسیها نشان داد با تبدیل شدن محمودآباد به شهر، وضعیت اقتصادی این سکونتگاه بعد از شهر شدن بهبود نسبی یافته است که عمدتا ناشی از مشاغل خدماتی و اداری بوده است. در ارتباط با وضعیت درآمدی نیز بهبود بسیار کمی ایجاد شده است که این امر میتواند ناشی از وجود تورم بالا در شهرهای کوچک و کاهش قدرت خرید مردم، در سالهای اخیر باشد.
داود جمینی، علیرضا جمشیدی، حسین کماسی، عطا هوشنگی،
دوره 5، شماره 18 - ( 11-1395 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی بوده که به صورت موردی در میان زنان روستایی شهرستان چرداول انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان واقع در 128 روستای شهرستان چرداول تشکیل میدهد که با استفاده از فرمول کوکران، 262 نفر از آنان (واقع در 19 روستا) بهعنوان نمونه، مورد مطالعه قرار گرفتهاند. ابزار اصلی پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن توسط اساتید دانشگاهی و کارشناسان مربوطه تأیید گردید. برای بررسی پایایی ابزار تحقیق، یک مطالعه پیشآهنگی در روستای بدرآباد با استفاد از 30 پرسشنامه ترتیب داده شد که پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 807/0 بهدست آمد و نشانگر قابلیت اطمینان ابزار تحقیق است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد در بین 43 متغیر مورد بررسی، به ترتیب سه متغیر "نداشتن پشتوانه مالی و پسانداز کافی"، "نداشتن وثیقه و ضامن برای استفاده از اعتبارات دولتی" و "پایین بودن سطح ریسک جهت فعالیتهای کارآفرینانه" با ضریب تغییرات 181/0، 194/0 و 220/0، از نظر زنان روستایی شهرستان چرداول مهمترین موانع توسعه کارآفرینی بوده است. همچنین، تحلیل عامل اکتشافی، هشت مانع اصلی را بهعنوان مهمترین موانع توسعه کارافرینی در محدوده مورد مطالعه شناسایی کرد که به ترتیب اهمیت عباتند از: عامل اقتصادی (159/14)، عامل اجتماعی ـ فرهنگی (606/10)، عامل آموزشی ـ ترویجی (599/9)، عامل فردی و رفتاری (542/6)، عامل زیرساختی (668/5)، عامل سیاست گذاری (075/5)، عامل فنی ـ مدیرتی (478/4) و عامل محیطی (374/4). عوامل مذکور در مجموع 5/60 درصد از کل واریانس موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی شهرستان چرداول را تبیین نموده است.
پژمان رضایی، نسرین قهرمانی،
دوره 5، شماره 18 - ( 11-1395 )
چکیده
از جمله موارد قابل توجه در توسعه جوامع روستایی، اقتصاد روستایی است که در بسیاری از روستاهای کشور وابسته به بخش کشاورزی است. بخش کشاورزی به عنوان رکن اساسی اقتصاد مناطق روستایی، مهمترین نقش در اشتغال و درآمد روستایی بر عهده داشته است. در سالهای اخیر کشاورزی به لحاظ اقتصادی رقابتپذیری خود را از دست داده است. رکود اقتصاد کشاورزی دلایل متعددی میتواند داشته باشد که یکی از مهمترین دلایل آن، خرد و پراکنده بودن اراضی کشاورزی است. در این زمینه دهستان کیار شرقی از توابع استان چهارمحال و بختیاری انتخاب گردید و از بین 962 بهرهبردار کشاورز دهستان، 275 نمونه پرسشنامه تکمیل گردید. روش این تحقیق توصیفی – تحلیلی و آزمونهای مورد توجه همبستگی پیرسون، اسپیرمن و تحلیل واریانس است. نتایج نشان دهنده بالا بودن همبستگی مستقیم بین سرانه اراضی کشاورزی و افزایش درآمد و همبستگی معکوس بین خرد و پراکنده بودن اراضی و درآمد بهرهبرداران است. متوسط سرانه اراضی زراعی بهرهبرداران 3/2 هکتار و متوسط اراضی باغی 75/0 هکتار است که حاکی از خرد بودن اراضی کشاورزی محدوده مورد مطالعه است. همچنین اراضی زراعی بهرهبرداران به طور متوسط در چهار نقطه و اراضی باغی در دو نقطه استقرار داشتهاند که حاکی از پراکندگی اراضی کشاورزی بهرهبرداران است. بهرهبرداران به آینده کشاورزی محدوده مورد مطالعه خوشبینی چندانی ندارند و خرد و پراکنده بودن اراضی کشاورزی و در نتیجه راندمان پایین محصولات را به عنوان یکی از مهمترین دلایل عدم فعالیت جوانان در بخش کشاورزی و مهاجرت آنها از مناطق روستایی قلمداد میکنند. با توجه به این مبحث برنامهریزی برای یکپارچهسازی اراضی و رقابتی نمودن کشاورزی تا حد قابل توجهی میتواند رونق اقتصادی را به روستاهای محدوده مورد مطالعه بازگرداند.
ویدا علی یاری، مریم شریف زاده،
دوره 6، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
پیامد توجه گسترده به گردشگری روستایی در دهه های اخیر، برنامهریزی برای جلوگیری از توسعهی ناموزون مقاصد گردشگری ضروری است. این پژوهش کاربردی است و با استفاده از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی به سطحبندی سه روستای هدف گردشگری بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد(شامل روستاهای روزبدان، آتشکده و موشکان) پرداخته است. مبنای این پژوهش، بهرهگیری از 52 پارامتر در قالب 10 شاخص اقتصادی، جمعیتی، سیاسی- اداری، آموزشی، بازرگانی و خدمات، ارتباط و حمل و نقل، بهداشتی- درمانی، خدمات زیربنایی، زیرساخت گردشگری و فرهنگی- گردشگری بوده است. تحلیل دادهها با بهرهگیری از مدل تلفیقی موریس و تکنیک تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، روستای موشکان و روستای روزبدان به ترتیب حائز بیشترین و کمترین میزان برخورداری از شاخصهای توسعه گردیده است. همچنین، بیشترین نابرابری مربوط به شاخص سیاسی- اداری و کمترین نابرابری مربوط به شاخص خدمات زیربنایی بوده است. این نتایج بیانگر وجود نابرابری در توزیع امکانات و خدمات بین روستاهای هدف گردشگری این بخش و نشاندهندهی لزوم توجه به این روستاها است.
طیبه نیک رفتار، زهرا نصرتی فر،
دوره 6، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصتهای کارآفرینی در حوزه گردشگری روستایی، به شناخت امکان راهاندازی کسب و کارهای مرتبط با این حوزه پرداخته است. از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته است. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل خبرگان حوزه گردشگری به تعداد 20 نفر بوده که با شیوه گلوله برفی انتخاب شده است. روش تحلیل داده ها در این مرحله کدگذاری در سه گام کدگذاری اولیه، کدگذاری باز و کدگذاری محوری بوده است. در مرحله کمّی، پرسشنامه ای تهیه و در اختیار 108 نفر از متخصصان و کارآفرینان قرارگرفته است. با استفاده از تحلیل عاملی مدل تأیید شد و با استفاده از آزمون فریدمن فرصتهای کارآفرینانه اولویتبندی گردید. نتایج نشان داد در روستاهای استان البرز فرصتهای کارآفرینی در راستای جاذبههای طبیعی و تفریحی در اولویت قرار دارد و بعد از آن گردشگری بومی و سوغات و صنایع دستی قرار دارد. همچنین اینکه، راه اندازی جادههای طبیعت گردی و راه اندازی خانه های روستایی با جزئیات زندگی روستایی از مهمترین فرصت های شناسایی شده جهت راهاندازی کسبوکار در حوزه گردشگری روستایی است.
محمد طاهرخانی،
دوره 6، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
گردشگری در عصر حاضر از بزرگترین فعالیتهای اقتصادی دنیا به شمار میرود و گردشگری روستایی نیز رونق فراوانی یافته است. این مهم بر اثر صنعتیشدن و شهرنشینی سریع جوامع غربی طی قرن نوزدهم، در کنار عواملی همچون توسعه حملونقل، افزایش درآمد و اوقات فراغت پدید آمده است. نتیجه بهرهبرداری از ظرفیتهای محیط در قالب گردشگری روستایی، مواردی همچون رونق کسبوکار، بهبود فضای اقتصادی، بهبود وضعیت درآمد، رضایتمندی از محل زیست و تمایل به ماندگاری بیشتر در فضا شناخته شده است. بدینسان، در مقاله حاضر تلاش گردیده در راستای کمک به امر برنامهریزی مطلوب گردشگری در منطقه الموت، ضمن ارزیابی سطح توان روستاهای هدف گردشگری برای جذب گردشگر، به تحلیل راهبردی وضع موجود منطقه الموت با تأکید بر توانهای ژئوتوریسمی پرداخته شده است. در انجام این تحقیق از دو مدل SWOT و فاسیلاس استفاده شده است. نتایج نشان داد روستاهای منطقه الموت هریک دارای توان متفاوتی در جذب گردشگر است؛ شرایط یاد شده، ماحصل مداخله ی توأمان عوامل داخلی و خارجی متعدد بر پدیدهی جذب گردشگر در کل منطقه الموت بوده است؛ به گونهای که بیشترین تأثیر را نیز عوامل خارجی بر روند جذب گردشگر در این منطقه داشته است. در کل نیز، هنوز بستر مساعد برای حضور گردشگران فراهم نشده و موانع جدی بر سر راه استفاده از اقتصاد پربازده گردشگری در الموت وجود دارد.
طاهره صادقلو، حمیده محمودی، فهیمه جعفری،
دوره 6، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
تنوع بخشی به اقتصاد روستایی از اولویتهای برنامه ریزی های جدید توسعه روستایی در ایران است؛ بنا به اهمیت آن، تلاشهایی برای توسعه گردشگری و کسب و کارهای مرتبط به آن در مناطق روستایی کشور در حال انجام است. مهمترین نکته در کسب وکارهای نوظهور، تداوم فعالیت مناسب و ماندگار آن است. این مقاله به بررسی میزان تابآوری کسبوکارهای گردشگری روستایی در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و محیطی- کالبدی پرداخته است. تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی و بر اساس اطلاعات 150 نفر نمونه در 10 روستای حوزه نفوذ گردشگاهی شهر مشهد انجام است. نتایج نشان داد که در روستاهای مورد مطالعه، شاخصهای تابآوری کسبوکارهای گردشگری در سطح مناسبی قرار ندارد. همچنین، میان ویژگیهای فردی افراد فعال در زمینهی کسب و کارهای گردشگری با تابآوری این فعالیتها رابطهی معناداری وجود دارد و بین چهار گروه رفاهی، خدماتی، غذایی و حمل ونقل، متوسط تابآوری دارای تفاوت معناداری بوده است. در نهایت اینکه روستاهای حصار و میامی در رتبههای اول و دوم و روستاهای زشک و تبادکان در رتبههای نهم و دهم بوده و به این معنا که کسب و کارهای موجود در دو روستای اول از تابآوری بیشتری برخوردار است.
ناصر بیات، سیدعلی بدری،
دوره 6، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
گردشگری روستایی بهعنوان یکی از برجستهترین بخشهای فعالیتی برای متنوعسازی و بازساخت مطلوب اقتصاد روستایی، مورد توجه اندیشمندان و برنامهریزان توسعۀ روستایی است. تجربههایگوناگون جهانی نشان داده است که ضعف در برنامهریزی و مدیریت توسعه گردشگری روستایی، اثربخشی مطلوب آن را با چالش روبرو میسازد. اثرات گردشگری از برآیند روابط میان گردشگران و اشکال مختلف گردشگری با جامعه میزبان و محیطزیست مقصد گردشگری پدید میآید. در این پژوهش، مطالعۀ اثرات گردشگری در منطقه مورد مطالعه طی دو مرحله با استفاده از روشهای کیفی و کمّی به عمل آمد. در مرحله کیفی به منظور شناخت ادراکات جامعه محلی از اثرات گردشگری در محدوده روستاهای رودخانه کُلان شهرستان ملایر از تکنیک توفان ذهنی گروهی استفاده شد. برگزاری جلسات توفان ذهنی گروهی شناخت لازم از اثرات گردشگری در محدوده روستایی حوضه سد کُلان فراهم ساخت. در مرحله دوم به منظور تحلیل ادراکات مردم محلی از اثرات گردشگری در مقیاس وسیعتر، نتایج جلسات توفان ذهنی مبنای طراحی پرسشنامه به عنوان ابزار پژوهش قرار گرفت؛ به طوری که گزارههای شناسایی شده به عنوان اثرات گردشگری (11 اثر مثبت و 8 اثر منفی) هر کدام به عنوان یک پرسش مطرح شد. بر اساس فرمول کوکران 350 نفر به عنوان جامعه نمونه اننتخاب شد. به منظور تحلیل دادههای پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی به شیوه تحلیل مؤلفههای اصلی استفاده شد. یافتههای حاصل از پژوهش بیانگر اثرات مثبت گردشگری در ابعاد "اقتصادی"، "محیطی (کالبدی-فضایی)"، و "اجتماعی"، همچنین اثرات منفی گردشگری به شرح ابعاد "محیطزیستی"، "اجتماعی و امنیتی"، و "فرهنگی" است. نتایج پژوهش دربردارنده اشتراکاتی با سایر مطالعات مرتبط با موضوع و همچنین دستاوردهایی کاربردی برای مسئولان و مدیران محلی برای مدیریت اثرات گردشگری است.