590 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
بهناز افلاطونیان، علی اکبر مجدی، حسین میرزائی، بهنوش افلاطونیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: صنعت گردشگری میتواند با افزایش درآمد و ایجاد شغل، رونق اقتصادی روستاها و توسعه ملی را به دنبال داشته باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه میان موقعیت جغرافیایی و همپیوندی روستاها با وضعیت گردشگری است.
روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و توصیفی-تحلیلی به بررسی ۲۷ روستا در ایران میپردازد که در بخش کیفی از مطالعات کتابخانهای و در بخش تحلیلی از ابزار شبیهسازی روستای مورد نظر با نرمافزار (سیتی انجین ) استفاده شد. جهت تهیه نقشه از سایت OpenStreetMap و نقشههای ژئورفرنس شده استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات مرتبط با حوزه گردشگری و توسعه روستایی از منابع معتبر فارسی و انگلیسی بود. حجم نمونه شامل ۹ مقاله فارسی و ۳ مقاله انگلیسی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی اختلاف فراوانی با فراوانی مورد انتظار از آزمون کای دو (نیکویی برازش) و جهت همبستگی دو متغیر رتبهای با توجه به متغیر مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی سامرز در SPSS28 استفاده شد.
یافتهها: وضعیت گردشگری در ابعاد مختلف اقظتصادی، فرهنگی و کالبدی در روستاها نامطلوب است و عدم توجه به مسائل بومی به طور معنیداری بیشتر از حد انتظار است. روستاهایی با همپیوندی ضعیف، وضعیت گردشگری نامطلوبتری داشته و افزایش همپیوندی به بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگی و کالبدی گردشگری منجر میشود. این رابطه دارای همبستگی قوی است.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اهمیت همپیوندی در بهبود وضعیت گردشگری است و عدم توجه به این شاخص میتواند منجر به جداییگزینی و اجتماع گریزی در مناطق روستایی گردد. بنابراین، نیاز به برنامهریزی مدیریتی جهت تقویت گردشگری در روستاهای با همپیوندی ضعیف احساس میشود. همچنین، فرهنگسازی گردشگری از گردشگران به بومیان منطقه ضروری است. عدم هماهنگی بین این دو گروه میتواند مانع رونق صنعت گردشگری شود و برای تحقق تغییرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها، پژوهشهای نوآورانه مبتنی بر شرایط بومی الزامی است.
زهرا علی نژاد، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدیکنگرانی، حسن یگانه،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر، با هدف چگونگی حفظ دانش سنتی در میان بومیان و تحلیل شبکههای یادگیری و یاددهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاهکوه سفلی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه انجام گرفته است.
روش پژوهش: در این پژوهش، برای دستیابی به شیوههای انتقال دانش بومی، شبکههای یادگیری و یاددهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاهکوه سفلی، رویکرد تحلیل شبکه بهکارگرفته شد. برای این منظور، در فصل بهار و تابستان سالهای 1402 و 1403، پس از مصاحبههای نیمهساختاریافته و مشاهده مشارکتی با 53 نفر از ساکنان بومی این منطقه، از شاخصهای خُرد و کلان شبکه نظیر مرکزیت درجه و بینابینی، تراکم و MDS استفاده و از با نرمافزارهای NetDrow و UCINET به ترسیم و تحلیل گرافها اقدام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که اکثر بومیان از فواید درمانی گیاهان دارویی و نحوهی فراوری آنها آگاه بوده و از آنها به عنوان اولویت اول در زمینهی درمان بیماریها بهره میگیرند و از همین طریق دانش و تجربهی زمان آزمودهی خود و گذشتگان را حفظ و سپس منتقل مینمایند. همچنین تحلیل گرافها در زمینهی انتقال دانش سنتی نشان داد که بیشترین مرکزیت درجه و بینابینی در شبکهی یادگیری شامل مادر و مادربزرگ و در شبکهی یاددهی شامل فرزند است. این یافته نشان میدهد که انتقال دانش در میان جوامع روستایی این منطقه، انتقالی عمودی و نسل به نسل بوده و خانواده و بهویژه مادران در یادگیری دانش سنتی فرزندان دارای نقش کلیدی هستند.
نتیجهگیری: با توجه به روایی بودن دانش بومی و انتقال موروثی آن، نه تنها ثبت و ضبط این دانش گرانبها اهمیت دارد؛ بلکه حفظ و انتقال آن نیز حائز اهمیت است. بر همین اساس، رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر میتواند در سایر مناطق روستایی و عشایری نیز استفاده شود و با شناسایی افراد و عوامل موثر در انتقال دانش، سبب حفظ و انتقال درست دانش زمان آزمودهی مردمان مختص همان منطقه شود.
سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوانبخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکهسازی صندوقهای حمایت از توسعه فعالیتهای کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی بهدست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایینتر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روانشناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفههای شبکهسازی مطرح میشوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرمافزار EVIWES اثرات نهایی و کششهای هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشیـ ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستیـ قانونی، روانشناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفههای شبکهسازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوقهای حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ بهطوریکه بر اساس کششهای محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش مییابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش مییابد.
نتیجهگیری: الویتبندی تأثیر مؤلفههای شبکهسازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوقهای حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روانشناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفههاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاسهای مهارتی کسبوکار میتواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.
معصومه رفیعی، وحید ریاحی، سهراب یزدانی، فرشید مهری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: با شکلگیری گفتمان شیوه تولید آسیایی که مارکس و انگلس در اواخر قرن نوزدهم صورتبندی کردند، و بر پایه مولفههای جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی، روستا پایگاه اصلی و فراز نظریه وجه تولید آسیایی شناخته شد. بهدنبال قرارگیری در فرآیندی که در آن روستا اعتبار و شاخصه بنیادی نظریه است، مناسباتی بهوجود آمد که مجموعاً در ارتباط فراگیر و فرادستی با جغرافیای روستایی قابل تفسیر هستند. این تحقیق با هدف تبیین جایگاه روستا در نظریه شیوه تولید آسیایی بهدنبال مرور نظریه و تفسیرهای متفاوت دانشهای گوناگون در موضوع جایگاه روستا است.
روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، مستندات دانشهای گوناگون بهویژه مطالعات تاریخی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و بعضاً علوم جغرافیایی، در ارتباط با نظریه شیوه تولید آسیایی است. بدین منظور، مطالعات مرتبط بهویژه در مناطق آفریقا و کشورهای چین، کره، ایران و روسیه که مطالعه گفتمان شیوه تولید آسیایی بر آنها تمرکز دارد، بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش تاویلگرایی با مرور مصداقها و شواهدی است که از متون اتخاذ گردیده است.
یافتهها: با کنار هم قراردادن حدود 80 شاهد مثالی، هفت مقوله هستهای و کانونی بهدست آمد که از آنها میتوان روستا را بستر اصلی شکلگیری نظریه تولید آسیایی تفسیر کرد. اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تکوجهی و دارای نظم اجتماعی بسته نیز از ویژگیهای جوامع روستایی در بستر شرقی (آسیایی) آن است.
نتیجهگیری: در جوامعی که گفتمان تولید آسیایی مورد بحث بوده است، روستا نخست بستر اصلی شکلگیری نظریه تولید آسیایی است؛ سپس در تفسیرهای شیوه تولید آسیایی روستا با ویژگیهای اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تکوجهی و دارای نظم اجتماعی بسته شناخته میشود.
ابوالقاسم تقیزاده فانید، خانم ساجده دینپرست، صادق ثقفی اصل، سعید نصیری زارع، حسن قاسملو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: اثرات گردشگری بهویژه در فضاهای روستایی برحسب موقعیتهای فضایی متفاوت است. درواقع، اگر بنا بر این باشد تا فعالیتهای گردشگری به عنوان یک رویکرد برای توسعه پایدار اقتصادی در نواحی روستایی پذیرفته شود، لازم است تا توزیع منافع حاصل از آن بررسی شود و برنامهریزیهای لازم برای توزیع عادلانهء آن انجام گردد. پژوهش حاضر ضمن توجه کردن به این موضوع، اثرات اقتصادی گردشگری گاسترنومی «کباب بناب» را به عنوان یک پدیده جغرافیایی در فضاهای روستایی شهرستان بناب مطالعه کرده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از لحاظ ماهیت، کمّی است که از روش پیمایش بهره جسته است. بررسی مسئله، پیشینه و چارچوب نظری با مشاهدات میدانی و مطالعه کتابخانهای انجام شد. دادههای مربوط به اثرات اقتصادی گردشگری گاسترونومی با تعیین شاخصها و تکمیل پرسشنامه توسط 242 نفر از روستاییان، جمعآوری و با آزمون تی تکنمونهای، تحلیل خوشهای، خودهمبستگی فضایی مکانی و رگرسیون وزندار جغرافیایی بررسی شد.
یافتهها: جاذبه گردشگری «کباب بناب» موجب توسعه اشتغال، بازاریابی و فروش محصولات محلی روستائیان و همچنین افزایش درآمد ساکنان محلی گردیده است. در سوی دیگر، عامل مجاورت مکانی و انسانی ازجمله عوامل اصلی در جذب منافع اقتصادی گردشگری در سکونتگاههایروستایی ناحیه مورد مطالعه بوده است. در این سکونتگاهها، نیروی انسانی لازم با داشتن مشاغل در رستورانها و اغذیههای کباب بناب و مشاغل مرتبط با آن در شهر بناب و یا در نزدیکترین سکونتگاه روستایی، نقش اصلی در جذب منافع اقتصادی داشته است.
نتیجهگیری: توزیع عادلانه و مناسب منافع حاصل از صنعت گردشگری میتواند به بهبود کیفیت زندگی ساکنان محلی، تقویت مشارکت جوامع و حتی پایداری این نوع از صنعت گردد. در جهت رسیدن به چنین عملکردی، شناخت توزیع فضایی منافع آن و برنامهریزی برای آن در سکونتگاههای روستایی حایز اهمیت است.
سجاد امیری، سید امیرحسین گرکانی، حسین زینتی فخرآباد، علی اکبر سرمدی سیفی،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیششرطها و مؤلفههای مرتبط با کارآفرینی فناورانه در ناحیه روستایی خواف انجام شده است. با توجه به تمرکز توسعه فناوری در مناطق شهری و محرومیت روستاها از مزایای آن، این مطالعه به بررسی راهکارهای توسعه کارآفرینی فناورانه به عنوان ابزاری برای کاهش مهاجرت، تقویت اقتصاد محلی و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی پرداخته است.
روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود که با مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 خبره فعال در حوزه کارآفرینی روستایی انجام شد. دادهها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر کارآفرینی فناورانه در سه دسته عوامل فردی مانند انگیزه، تحمل ریسک و مهارتهای فناورانه؛ عوامل محیطی شامل دسترسی به زیرساختهای دیجیتال، حمایتهای دولتی و فرهنگ پذیرش فناوری؛ و عوامل ساختاری مانند سیاستگذاریهای حمایتی و همکاری نهادهای مختلف قرار میگیرند. همچنین، چالشهایی نظیر اقتصاد تکمحصولی، کمبود آموزشهای تخصصی، نبودِ زیرساختهای ارتباطی و نابرابری جنسیتی بهعنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل شناسایی ظرفیتهای محلی، توسعه زیرساختها، آموزش هدفمند و تقویت مشارکت جامعه محلی است.
نتیجهگیری: کارآفرینی فناورانه میتواند با ایجاد فرصتهای شغلی جدید، افزایش بهرهوری و حفظ هویت فرهنگی، به توسعه پایدار روستاها کمک کند. تدوین چارچوبی منسجم با تأکید بر شرایط محلی و هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی، برای موفقیت این رویکرد ضروری است. این مطالعه به سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه روستایی کمک میکند تا با درنظرگرفتن عوامل کلیدی شناساییشده، برنامههای مؤثرتری را طراحی و اجرا کنند.
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: آموزشهای فنی و حرفهای بهعنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیینکننده در افزایش مهارت، اشتغالپذیری و بهبود بهرهوری نیروی کار دارد. این نوع آموزشها، بهویژه در نواحی روستایی، میتواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارتهای کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکلگیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامیکه زنان روستایی از راه آموزشهای فنی و حرفهای توانمند میشوند، نهتنها مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسبوکارهای خُرد و خانگی را بهدست میآورند، بلکه درک بهتری از ظرفیتهای اقتصادی محیط خود نیز پیدا میکنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعالتر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر میشود. بنابراین، پیوند میان آموزشهای فنی و حرفهای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینهساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روشهای اسنادی و پیمایشی جمعآوریشده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیکهای کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیمگیری ARAS در GIS استفاده شدهاست.
یافتهها: نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که آموزشهای فنی و حرفهای بهطورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پسانداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستانهای مختلف شهرستان متفاوت بودهاست. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالیکه دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزشها داشتهاست.
نتیجهگیری: این یافتهها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزشهای فنی و حرفهای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزشها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید میکند.
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری دادهها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. دادههای گردآوری شده با بهرهگیری از آزمونهای T تکنمونهای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج آزمون T تکنمونهای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخصهای توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخصهای مشارکت در تصمیمگیریهای خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیشترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. همچنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخصهای تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیشترین تغییرات در شاخصهای خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجهگیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.
جواد حاجی علی زاده،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر زیستپذیری خانوارهای روستایی در دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب بوده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه انجام آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را خانوارهای روستایی دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب تشکیل داده است. بر طبق نتایج سرشماری سال 1395، تعداد 3828 خانوار برابر با 12262 نفر در این دهستان ساکن هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 349 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوی دادهها و اطلاعات تحقیق با پرسشنامه محققساخته بهدست آمده است که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظرات کارشناسان و اساتید مربوطه مورد تایید قرار گرفت. همچنین، پایایی آن با استفاده از فرمول کوکران برای مولفه کارآفرینی گردشگری برابر با 0/79 و برای مولفه زیستپذیری برابر با 0/77 و برای کل پرسشنامه برابر با 0/78 به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق از آزمون تی تکنمونهای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.
یافتهها: نتایج آزمون تی تکنمونهای نشان داد که وضعیت کارآفرینی گردشگری با میانگین 3/121 و وضعیت زیستپذیری خانوارهای روستایی با میانگین 3/223 در حالت مطلوب قرار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره از بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر زیستپذیری خانوارهای روستایی نشان داد که شاخص اقتصادی بیشترین تاثیر را بر زیستپذیری خانوارهای روستایی با مقدار ضریب بتای 0/376 داشته است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که مقدار ضریب همبستگی بهدست آمده برابر با 0/376 است که نشاندهنده رابطه معنادار بین کارآفرینی گردشگری و زیستپذیری خانوارهای روستایی است.
نتیجهگیری: بین کارآفرینی گردشگری و زیستپذیری خانوارهای روستایی رابطهء معناداری وجود دارد، بهطوری که با فراهم شدن بستر کارآفرینی و ارتقاء شاخصهای اقتصادی گردشگری، شاخصهای زیستپذیری خانوارهای روستایی نیز بهبود مییابد.
یاسر محمدی، فرشته عواطفی اکمل،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: امنیت غذایی از مسائل اصلی در توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی است و تولید محصولات کشاورزی نقش کلیدی در تأمین نیازهای غذایی و بهبود معیشت روستاییان دارد. هدف این مطالعه بررسی سهم تولیدات کشاورزی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی با رویکرد فراتحلیل و بر مبنای دادههای پایگاههای علمی معتبر است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل پژوهشهای مرتبط با نقش تولید کشاورزی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی، منتشر شده در پایگاههای علمی Sid، Ensani، Noormags، Magiran، ScienceDirect، Google Scholar، Scopus از 2000 تا 2025 بود که در نهایت 27 مطالعه براساس معیارهای ورود انتخاب و با نرمافزار CMA2 تحلیل شدند. علاوه بر این، از VOSviewer برای ایجاد شبکه موضوعی پژوهش و شناسایی اصطلاحات پرتکرار استفاده شد. کلمات کلیدی پژوهش در پایگاههای داده خارجی جستجو شدند و دادههای مقالات انتخاب شده در یک فایل CSV برای وارد کردن به VOSviewer ذخیره شدند. جستجوی جداگانهای برای منابع داخلی برای انتخاب مقالات واجد شرایط انجام شد و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد شد. سپس، شاخصهای علمسنجی با نرمافزار تجزیه و تحلیل شدند. با توجه به نتایج ناهمگنی، با بررسی شاخصهای Q و I²، مدل اثرات تصادفی انتخاب شد.
یافتهها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی بیانگر ارتباط معنادار بین تولید محصولات کشاورزی و امنیت غذایی خانوارهای روستایی بود. آزمون همبستگی بگز و مزدار نیز نشان داد که مطالعات وارد شده از تقارن نسبی برخوردارند و سوگیری وجود ندارد. همچنین اندازه اثر کلی 0/507 برآورد شد که بر اساس معیار کوهن، بالا است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد افزایش بهرهوری محصولات کشاورزی موجب بهبود امنیت غذایی خانوارهای روستایی در بلندمدت میشود. تحلیل شبکه واژگان نیز رابطه امنیت غذایی را با کیفیت و تنوع رژیم غذایی و چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی، فقر و مسائل جنسیتی نشان داد که ضرورت رویکردهای جامع و یکپارچه برای مقابله با این مسائل را برجسته میسازد.