24 نتیجه برای زنان روستایی
عبدالنظام جعفری، قاسم پرورینژاد، سمیرا خلیلنژادی،
دوره 12، شماره 44 - ( 5-1402 )
چکیده
آموزشهای فنی و حرفهای نقش مهمی در تشکیل سرمایه انسانی از طریق تربیت نیروهای ماهر مورد نیاز بازار کار در کشورهای مختلف جهان ایفا میکنند. این آموزشها در کشورهای در حال توسعه نه تنها عهدهدار تربیت نیروی کار مورد نیاز بخشهای مختلف اقتصاد این کشورها میباشند بلکه از طریق بسترسازی خوداشتغالی، به حل مشکل بیکاری نیز کمک مینمایند. در این راستا ارائه آموزشهای هدفمند و برنامهریزی شده توسط سازمان آموزش فنی و حرفهای در مناطق روستایی خصوصاً در بخش مشاغل خانگی و تقویت و توسعه فرهنگ کارآفرینی با استفاده از ظرفیتهای موجود نقشی کلیدی را ایفا مینماید که در ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری و رفع ناپایداری آنها، سالهای زیادی است که در کانون توجه تصمیمسازان و دولتهای مختلف قرار دارد و از این منظر به عنوان چالش نظام برنامهریزی در مناطق روستایی به آن پرداخته شده است. برنامههای بازآفرینی روستایی به صورت مشخص در زمینه توانمندسازی جامعه هدف، آموزش و بالا بردن سطح آگاهی عمومی، مشارکتجویی مردم در برنامههای اصلاحی و بهبود زیرساختهای اجتماعی و خدماتی به صورت پررنگ وارد شده است. این پژوهش به طور کلی به بررسی اثر آموزشهای مهارتی سازمان آموزش فنی و حرفهای بر خلق کارآفرینانه کسب و کارهای خانگی توسط بانوان روستایی و محلات کم برخوردار شهرستان دامغان میپردازد. پس از بررسی چارچوب نظری و پیشینه پژوهش اقدام به طراحی پرسشنامه برای سنجش متغیرها و توزیع آن بین نمونههای جامعه هدف توزیع و در نهایت تعداد 146 پرسشنامه گردید. با توجه به پیمایشی بودن روش تحقیق، اقدام به بررسی پایایی پرسشنامهها و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که آموزشهای مهارتی بر راهاندازی کسب و کارهای خانگی بانوان تاثیر مثبت و معنیداری دارد.
یاسر محمدی، فرشته عواطفی اکمل،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: طی دهههای اخیر موضوع توانمندسازی زنان روستایی مورد توجه بسیاری از برنامهریزان روستایی قرارگرفته است. یکی از عواملی که بر توانمندسازی زنان روستایی مؤثر هست ایجاد و توسعه کسبوکارهای خرد است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر ایجاد و توسعه کسبوکارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی انجام شد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از روش فراتحلیل بعنوان یک روش آماری و نظاممند برای ترکیب یافتههای پژوهشهای دیگر در زمینه مورد مطالعه بهره برده است. جامعه آماری این پژوهش، پژوهشهای در دسترس مرتبط با رابطه کسبوکار با توانمندسازی زنان روستایی منتشر شده در پایگاههای علمی (Sid، Ensani، Noormags، Magiran، Scienc direct، Google Scholar، Scopus) طی سالهای 2000 تا 2024 بود. در مجموع، 720 مطالعه در این موضوع بهدستآمد که 30 مورد از آنها بر اساس معیارهای ورود و خروج، شرایط ورود به فرا تحلیل را داشتند و با استفاده از نرمافزار CMA2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش با توجه به نتایج بررسی ناهمگنی از طریق شاخص Q و مجذور I مدل اثرات تصادفی انتخاب گردید. همچنین، برای ترسیم شبکه موضوع پژوهش و دستیابی به واژگان پرتکرار در این حوزه، از نرمافزار VOSviewer استفاده شد. بنابراین، کلیدواژههای تحقیق در پایگاههای خارجی جستجو و دادههای مقالات انتخابی در فایل CSV ذخیره و به VOSviewer وارد شدند. برای منابع داخلی نیز، جستجو بهطور جداگانه انجام و مقالات واجد شرایط انتخاب و اطلاعات آنها بهصورت دستی وارد نرمافزار گردید. سپس شاخصهای علمسنجی با این نرمافزار تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی پژوهش بهوسیله نرمافزار VOSviewer بیانگر وجود هم رویدادی بین توانمندسازی زنان روستایی با موضوعاتی مانند کارآفرینی، اعتبارات خرد و درآمد بود. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مزدار، مطالعات واردشده از تقارن نسبی برخوردار بودند و عدم سوگیری پژوهش حاضر مورد تائید قرار گرفت. بر اساس نتایج، میزان اندازه اثر ترکیبی 0/453 به دست آمد که این اندازه اثر بر اساس معیار کوهن، بیانگر میزان متوسط تأثیرگذاری ایجاد کسبوکارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه بیانگر تأثیر معنیدار ایجاد و توسعه کسبوکارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. بنابراین توجه به کسبوکار زنان روستایی یکی از عوامل موثر بر تقویت توانمندی آنان است که مستلزم سیستمهای حمایتی است.
سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوانبخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکهسازی صندوقهای حمایت از توسعه فعالیتهای کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی بهدست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایینتر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روانشناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفههای شبکهسازی مطرح میشوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرمافزار EVIWES اثرات نهایی و کششهای هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشیـ ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستیـ قانونی، روانشناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفههای شبکهسازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوقهای حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ بهطوریکه بر اساس کششهای محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش مییابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش مییابد.
نتیجهگیری: الویتبندی تأثیر مؤلفههای شبکهسازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوقهای حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روانشناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفههاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاسهای مهارتی کسبوکار میتواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: آموزشهای فنی و حرفهای بهعنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیینکننده در افزایش مهارت، اشتغالپذیری و بهبود بهرهوری نیروی کار دارد. این نوع آموزشها، بهویژه در نواحی روستایی، میتواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارتهای کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکلگیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامیکه زنان روستایی از راه آموزشهای فنی و حرفهای توانمند میشوند، نهتنها مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسبوکارهای خُرد و خانگی را بهدست میآورند، بلکه درک بهتری از ظرفیتهای اقتصادی محیط خود نیز پیدا میکنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعالتر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر میشود. بنابراین، پیوند میان آموزشهای فنی و حرفهای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینهساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روشهای اسنادی و پیمایشی جمعآوریشده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیکهای کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیمگیری ARAS در GIS استفاده شدهاست.
یافتهها: نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که آموزشهای فنی و حرفهای بهطورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پسانداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستانهای مختلف شهرستان متفاوت بودهاست. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالیکه دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزشها داشتهاست.
نتیجهگیری: این یافتهها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزشهای فنی و حرفهای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزشها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید میکند.