جستجو در مقالات منتشر شده


474 نتیجه برای روستا

حسین حسین‌پور، محمدرضا رضوانی، علیرضا دربان‌‌آستانه،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف: زنجیره تأمین محصولات کشاورزی در انسجام کسب‌وکارها و امنیت غذایی نقش مهمی دارد. تاکنون پژوهش جامعی درباره زنجیره تأمین انگور انجام نشده است. انگور در بخش کوهمره، با چالش‌هایی نظیر شکاف عرضه‌و‌تقاضا و نوسانات قیمتی روبرو است. این مطالعه به تحلیل وضعیت، شناسایی چالش‌های مراحل مختلف زنجیره تأمین انگور و ارزیابی تفاوت‌های عملکردی آن در روستاهای بخش کوهمره می‌پردازد.
روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، گردآوری داده‌ها به صورت اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است. روایی ابزار پژوهش بر اساس نظرات خبرگان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. جامعه آماری پژوهش، 793 بهره‌بردار انگور در روستاهای بخش کوهمره بوده‌اند که با فرمول کوکران 260 بهره‌بردار به عنوان نمونه تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با آزمون‌های آماری تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی دانکن در نرم‌افزار SPSS و برای ترسیم نقشه توزیع فضایی از ابزار IDW در نرم افزار ArcMap استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد عرضه‌ نهاده‌هایی نظیر تامین ارقام مناسب نهال، آب، کود، سموم و سایر، مراحل کاشت، داشت و برداشت محصول از وضعیت مناسبی برخوردار است. درحالیکه دسترسی به سردخانه‌ها، واحدهای درجه‌بندی، بسته‌بندی، صنایع تبدیلی و تکمیلی، تبلیغات، برندسازی، بازاریابی و مصرف در وضعیت نامناسبی قرار دارند. همچنین، نتایج نشان‌دهنده وجود تفاوت میان زنجیره تامین روستاها است و پراکنش فضایی آنها به این صورت است که محدوده شرقی بخش، منطبق بر روستاهای دوسیران با میانگین (2/7794)، باغستان کنده‌ای (2/7478) و باغستان ابوالحیات (2/5837) دارای وضعیت مناسب‌ و محدوده‌های شمالی، جنوبی و غربی بخش کوهمره وضعیت نامناسبی دارند.
نتیجه‌گیری: زنجیره تأمین انگور در بخش کوهمره با چالش‌هایی در زمینه‌های زیرساختی و بازاریابی روبرو است. بهبود دسترسی به امکانات سردخانه‌ای، واحدهای درجه‌بندی، بسته‌بندی، صنایع تبدیلی، تکمیلی، تبلیغات و برندینگ به بهبود وضعیت زنجیره تأمین، کاهش شکاف عرضه و تقاضا و کاهش نوسانات قیمتی کمک می‌کند.

فیروز ناظری، سید رامین غفاری، امیر گندمکار، حمید صابری،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف: اکوتوریسم، علاوه بر ایجاد فرصت‌های نوین برای توسعه پایدار مناطق روستایی و حفظ محیط زیست و تنوع زیستی، می‌تواند به طور مؤثری در ایجاد اشتغال، تقویت کارآفرینی و بهبود معیشت جوامع بومی نقش ایفا کند.
روش پژوهش: این تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق روش‌های اسنادی و میدانی جمع‌آوری گردید. جامعه آماری، 3475 خانوار ساکن در ۹۸ سکونتگاه روستایی بخش دالخانی شهرستان رامسر است که با فرمول کوکران تعداد 370 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارSPSS  وSmart PLS  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. روایی پرسشنامه با نظرات متخصصان اکوتوریسم و کارآفرینی تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/949 به صورت مطلوب ارزیابی گردید.
یافته‌ها: نسبت تأثیر ابعاد زیست‌محیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی توسعه اکوتوریسم بررسی شد. در این معادله، شاخص اقتصادی با رتبه 31/53 و شاخص اجتماعی با رتبه 27/91 بیشترین ارتباط و پیوستگی را با یکدیگر داشته که رقمی برابر با 0/74 را دارا می‌باشد و کمترین تأثیر متقابل نیز مربوط به ارتباط شاخص کالبدی- فضایی با شاخص اقتصادی بوده که رقمی بالغ بر 0/32 را دربرمی‌گیرد. تحلیل‌ها نشان داد که هر یک از این ابعاد به طور معناداری بر شاخص‌های کارآفرینی روستایی اثرگذار بوده و اکوتوریسم به شکل چشمگیری توسعه کارآفرینی را در سکونتگاه‌های روستایی تسهیل کرده است.
نتیجه‌گیری: در منطقه مورد مطالعه، اکوتوریسم توانسته است فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد کرده و باعث افزایش درآمد خانوارها از راه خدمات اقامت، پذیرایی، فروش محصولات کشاورزی و صنایع دستی و تقویت نسبی زیرساخت‌های محلی شود. اما بی‌توجهی به مقوله توسعه پایدار، منجر به عدم تعادل اکولوژیکی و فرهنگی سکونتگاه‌های روستایی شده است. بنابراین ضروری است این موضوع در برنامه‌ریزی‌های آینده، مد نظر مسئولان و مدیران روستایی قرار گیرد.

مرتضی خواجه‌وند، موسی کمانرودی کجوری،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف: توسعه قطبی در ایران در شش‌دهه اخیر، به توزیع ناعادلانه فرصت‌ها، منابع و سرمایه‌گذاری‌ها و ناترازی مناطق منجر شده است. در این فرایند، شهرها به‌عنوان قطب‌ها، مراکز و نقاط رشد، نقش محوری را در شکل‌دهی مهاجرت و جذب مهاجران در کشور ایفاء کرده‌اند. شهر ابهر نیز به‌عنوان یکی از این نقاط رشد، با امواج گوناگون مهاجرت‌ها در چند‌دهه اخیر مواجه بوده است.
روش پژوهش: در مقاله حاضر که ماهیت توصیفی و تحلیلی و هدف کاربردی دارد، مبادی، عوامل و حجم مهاجرت به شهر ابهر بررسی و تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش، 34887 خانوار (سرپرستان خانوار) ساکن شهر ابهر بوده است. حجم جامعه نمونه، تعداد 380 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. داده‌ها و اطلاعات از نوع کمی و کیفی بود و به دو روش کتابخانه‌ای-اسنادی و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) به‌دست آمده است. برای نمونه‌گیری، از روش تصادفی نظام‌مند استفاده شد. بازه زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1400 ه.ش است. برای پردازش و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و تکنیک آماری رگرسیون چندگانه و برای تحلیل داده‌های مکانی و تهیه نقشه‌ها از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش حاکی است که 57/63 درصد مهاجران به شهر ابهر از مبادی روستایی و 42/37 درصد از مبادی شهری مهاجرت کرده‌اند. بیشترین و کمترین نسبت مهاجران به این شهر، به‌ترتیب از مبادی شهرستان‌های ابهر (47/63 درصد) و سلطانیه (1/58 درصد) بوده‌ است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، عوامل اقتصادی (0/49) بیشترین و عوامل تفریحی-توریستی (0/23) کمترین نقش را در مهاجرت به شهر ابهر ایفاء کرده‌اند.
نتیجه‌گیری: بدین سبب، مهم‌ترین راهکار پیشنهادی پژوهش، کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای از طریق توزیع متعادل فرصت‌های شغلی، امکانات و خدمات میان شهر ابهر و مناطق روستایی پیرامون است.

مسعود صفری علی اکبری،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش اقتصاد خلاق روستایی در توسعه کارآفرینی روستایی شهرستان سنقر است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به شیوه توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارشناسان و متخصصان حوزه توسعه کارآفرینی روستایی در سطح شهرستان سنقر به تعداد 43 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس کل سرشماری به تعداد 43 نفر انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری به شیوه سرشماری بود. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه اقتصاد خلاق و کارآفرینی روستایی به ترتیب با 12 و 19 سوال بوده و روایی به شیوه صوری و سازه‌ای و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 0/79 مورد تایید واقع شده است. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل نقش اقتصاد خلاق روستایی در توسعه کارآفرینی روستایی شهرستان سنقر از برازش مناسبی برخوردار است و به طور کلی اقتصاد خلاق بر کارآفرینی روستایی با ضریب تاثیر 0/38 و مقدار بحرانی 3/97 تاثیر مثبت و معناداری داشته است. از طرفی اقتصاد خلاق بر سیاستهای حمایتی با ضریب تاثیر 0/39 و مقدار بحرانی 3/87، اقتصاد خلاق بر آموزشهای ترویجی با ضریب تاثیر 0/36 و مقدار بحرانی 4/07، اقتصاد خلاق بر زیرساخت‌ها با ضریب تاثیر 0/34 و مقدار بحرانی 3/48، اقتصاد خلاق بر ظرفیت‌های محیطی با ضریب تاثیر 0/37 و مقدار بحرانی 3/63 و اقتصاد خلاق بر اقتصاد مشارکتی با ضریب تاثیر 0/45 و مقدار بحرانی 5/56 تاثیر مثبت و معناداری داشته است.
نتیجه‌گیری: چنانچه اقتصاد خلاق در مناطق روستایی شهرستان سنقر دنبال شود و از کلیه ظرفیت‌های روستاها به‌ویژه ایده‌ها و نوآوریها در این زمینه استفاده شود، زمینه مشارکت و تلاش بی‌وقفه روستائیان فراهم می‌شود و به دنبال آن مناطق روستایی در زمینه کارآفرینی موقعیت متناسبی پیدا خواهند کرد.

فاطمه نقی بیرانوند، منصور غنیان، مسلم سواری،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: مدیریت روستایی یکی از عوامل کلیدی در فرآیند توسعه روستایی است. با این حال، برخی باورها و نگرش‌های موجود در میان مدیران محلی می‌تواند به‌عنوان موانع جدی در مسیر توسعه عمل کند. نحوه نگرش مدیران محلی و شناسایی و تحلیل موانع ذهنی آن‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر روند توسعه روستایی داشته باشد. این تحقیق با هدف شناسایی دلایل توسعه‏نیافتگی روستایی از دیدگاه مدیران محلی شهرستان خرمآباد انجام شد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر بر مبنای روش تحقیق کمّی طراحی و اجرا شده است. این مطالعه از لحاظ ماهیت، به‌عنوان یک تحقیق کاربردی طبقه‌بندی می‌شود. گردآوری داده‌ها، به‌صورت پیمایشی و مقطعی صورت گرفته است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی مدیران محلی روستاهای شهرستان خرم‌آباد (N=700) بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی-مورگان 250 نفر تعیین شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری گردید. پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS وLISREL انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در وضعیت فعلی مهم‏ترین مشکلات مدیریت روستایی در منطقه مورد مطالعه بنا به دیدگاه مدیران محلی عبارت اند از: قومگرایی، بی‌اعتمادی در روابط انسانی و وابستگی بیش از حد به دولت. نتایج به‌دست‌آمده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) نشان‌دهنده این است که اکثر شاخص‌های برازش، مدل ساختاری مورد بررسی را از نظر آماری دارای برازش مناسب و قابل قبولی است. علاوه‏ بر این، نتایج آزمون‌های مقایسه میانگین نشان داد که بین دیدگاه مدیران محلی نسبت به عناصر خرده‌فرهنگ دهقانی راجرز بر اساس سطوح مختلف تحصیلات و رده‌های سنی، رابطه معناداری وجود ندارد.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج مدیران با تحصیلات بالا و جوانتر یک نوع نگرش مشابه را در قبال مسائل روستایی دارند. بنابراین، تغییر در نگرش‌ها و باورهای موجود بهعنوان یک ضرورت اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار در روستاها به شمار می‌رود. طبق یافته‌های این پژوهش، برخی از رفتارهای مدیران محلی با ویژگی‌های خاص نظریه خرده‌فرهنگ دهقانی و چارچوب تئوری آن هم‏خوانی دارد. این هم‌راستایی نشان‌دهنده این است که مدیران محلی ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خرده‌فرهنگ‌های محلی قرار گیرند، که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها و رویکردهای آنها در زمینه توسعه روستایی تأثیر بگذارد.

حمید صرفی،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: بررسی پیامدهای سیاست مشترک کشاورزی اتحادیه اروپا بر توسعه فضایی-اقتصادی نواحی روستایی از سال 1962، با هدف درک عمیق‌تر تأثیرات آن بر ساختار اقتصادی، اجتماعی و فضایی این مناطق.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظریه توسعه فضایی یکپارچه با تمرکز بر رویکرد توسعه پایدار کشاورزی و روستایی استوار است، که به دنبال ایجاد تعادل بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی توسعه روستایی است.
یافته‌ها: اصلاحات متعدد در سیاست مشترک کشاورزی، تغییرات قابل توجهی در الگوهای فضایی کشاورزی، ساختار اقتصادی روستاها، و توزیع جمعیت ایجاد کرده است. این سیاست نقش مهمی در بازآرایی فضایی- اقتصادی نواحی روستایی داشته، اما چالش‌هایی نظیر نابرابری‌های منطقه‌ای و مهاجرت روستایی همچنان باقی مانده است؛ از یک سو، به بهبود بهره‌وری کشاورزی، حفاظت از محیط زیست، و تقویت زیرساخت‌ها کمک کرده، اما از سوی دیگر، توزیع نابرابر یارانه‌ها و تمرکز بیش از حد بر تولید در برخی مناطق، موجب تشدید نابرابری‌های منطقه‌ای شده است.

نتیجه‌گیری: این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی یکپارچه و متوازن در سیاست‌گذاری توسعه روستایی تأکید می‌کند. چالش‌هایی مانند تغییرات اقلیمی و رقابت جهانی، ضرورت بازنگری در این سیاست را افزایش داده است. توجه بیشتر به نوآوری، دیجیتالی شدن کشاورزی، و تقویت زنجیره‌های ارزش محلی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی نواحی روستایی ضروری است. سیاست مشترک کشاورزی، علی‌رغم دستاوردهای قابل توجه، نیازمند اصلاحات مداوم برای تطبیق با شرایط متغیر است.
بهناز افلاطونیان، علی اکبر مجدی، حسین میرزائی، بهنوش افلاطونیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: صنعت گردشگری می‌تواند با افزایش درآمد و ایجاد شغل، رونق اقتصادی روستاها و توسعه ملی را به دنبال داشته باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه میان موقعیت جغرافیایی و هم‌پیوندی روستاها با وضعیت گردشگری است.
روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و توصیفی-تحلیلی به بررسی ۲۷ روستا در ایران می‌پردازد که در بخش کیفی از مطالعات کتابخانه‌ای و در بخش تحلیلی از ابزار شبیه‌سازی روستای مورد نظر با نرم‌افزار (سیتی انجین ) استفاده شد. جهت تهیه نقشه از سایت OpenStreetMap و نقشه‌های ژئورفرنس شده استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات مرتبط با حوزه گردشگری و توسعه روستایی از منابع معتبر فارسی و انگلیسی بود. حجم نمونه شامل ۹ مقاله فارسی و ۳ مقاله انگلیسی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی اختلاف فراوانی با فراوانی مورد انتظار از آزمون کای دو (نیکویی برازش) و جهت همبستگی دو متغیر رتبه‌ای با توجه به متغیر مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی سامرز در SPSS28 استفاده شد.
یافته‌ها: وضعیت گردشگری در ابعاد مختلف اقظتصادی، فرهنگی و کالبدی در روستاها نامطلوب است و عدم توجه به مسائل بومی به طور معنی‌داری بیشتر از حد انتظار است. روستاهایی با هم‌پیوندی ضعیف، وضعیت گردشگری نامطلوب‌تری داشته و افزایش هم‌پیوندی به بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگی و کالبدی گردشگری منجر می‌شود. این رابطه دارای همبستگی قوی است.
نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر اهمیت هم‌پیوندی در بهبود وضعیت گردشگری است و عدم توجه به این شاخص می‌تواند منجر به جدایی‌گزینی و اجتماع گریزی در مناطق روستایی گردد. بنابراین، نیاز به برنامه‌ریزی مدیریتی جهت تقویت گردشگری در روستاهای با هم‌پیوندی ضعیف احساس می‌شود. همچنین، فرهنگ‌سازی گردشگری از گردشگران به بومیان منطقه ضروری است. عدم هماهنگی بین این دو گروه می‌تواند مانع رونق صنعت گردشگری شود و برای تحقق تغییرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها، پژوهش‌های نوآورانه مبتنی بر شرایط بومی الزامی است.

زهرا علی نژاد، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدی‌کنگرانی، حسن یگانه،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر، با هدف چگونگی حفظ دانش سنتی در میان بومیان و تحلیل شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه انجام گرفته است.
روش پژوهش: در این پژوهش، برای دستیابی به شیوه‌های انتقال دانش بومی، شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی، رویکرد تحلیل شبکه به‌کارگرفته شد. برای این منظور، در فصل بهار و تابستان سال‌های 1402 و 1403، پس از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهده مشارکتی با 53 نفر از ساکنان بومی این منطقه، از شاخص‌های خُرد و کلان شبکه نظیر مرکزیت درجه و بینابینی، تراکم و MDS استفاده و از با نرم‌افزار‌های NetDrow و UCINET به ترسیم و تحلیل گراف‌ها اقدام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اکثر بومیان از فواید درمانی گیاهان دارویی و نحوه‌ی فراوری آن‌ها آگاه بوده و از آن‌ها به عنوان اولویت اول در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها بهره می‌گیرند و از همین طریق دانش و تجربه‌ی زمان آزموده‌ی خود و گذشتگان را حفظ و سپس منتقل می‌نمایند. همچنین تحلیل گراف‌ها در زمینه‌ی انتقال دانش سنتی نشان داد که بیشترین مرکزیت درجه و بینابینی در شبکه‌ی یادگیری شامل مادر و مادربزرگ و در شبکه‌ی یاددهی شامل فرزند است. این یافته نشان می‌دهد که انتقال دانش در میان جوامع روستایی این منطقه، انتقالی عمودی و نسل به نسل بوده و خانواده و به‌ویژه مادران در یادگیری دانش سنتی فرزندان دارای نقش کلیدی هستند.
نتیجه‌گیری: با توجه به روایی بودن دانش بومی و انتقال موروثی آن، نه تنها ثبت و ضبط این دانش گرانبها اهمیت دارد؛ بلکه حفظ و انتقال آن نیز حائز اهمیت است. بر همین اساس، رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر می‌تواند در سایر مناطق روستایی و عشایری نیز استفاده شود و با شناسایی افراد و عوامل موثر در انتقال دانش، سبب حفظ و انتقال درست دانش زمان آزموده‌ی مردمان مختص همان منطقه شود.

سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوان‌بخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکه‌سازی صندوق‌های حمایت از توسعه فعالیت‌های کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونه‌گیری تصادفی به‌دست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایین‌تر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روان‌شناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی مطرح می‌شوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرم‌افزار EVIWES اثرات نهایی و کشش‌های هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشی‌ـ ‌ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستی‌ـ‌ قانونی، روان‌شناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوق‌های حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ به‌طوری‌که بر اساس کشش‌های محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش می‌یابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: الویت‌بندی تأثیر مؤلفه‌های شبکه‌سازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوق‌های حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روان‌شناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفه‌هاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاس‌های مهارتی کسب‌وکار می‌تواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.

 
معصومه رفیعی، وحید ریاحی، سهراب یزدانی، فرشید مهری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: با شکل‌گیری گفتمان شیوه تولید آسیایی که مارکس و انگلس در اواخر قرن نوزدهم صورت‌بندی کردند، و بر پایه مولفه‌های جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی، روستا پایگاه اصلی و فراز نظریه وجه تولید آسیایی شناخته شد. به‌دنبال قرارگیری در فرآیندی که در آن روستا اعتبار و شاخصه بنیادی نظریه است، مناسباتی به‌وجود آمد که مجموعاً در ارتباط فراگیر و فرادستی با جغرافیای روستایی قابل تفسیر هستند. این تحقیق با هدف تبیین جایگاه روستا در نظریه شیوه تولید آسیایی به‌دنبال مرور نظریه و تفسیرهای متفاوت دانش‌های گوناگون در موضوع جایگاه روستا است.
روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، مستندات دانش‌های گوناگون به‌ویژه مطالعات تاریخی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و بعضاً علوم جغرافیایی، در ارتباط با نظریه شیوه تولید آسیایی است. بدین منظور، مطالعات مرتبط به‌ویژه در مناطق آفریقا و کشورهای چین، کره، ایران و روسیه که مطالعه گفتمان شیوه تولید آسیایی بر آن‌ها تمرکز دارد، بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش تاویل‌گرایی با مرور مصداق‌ها و شواهدی است که از متون اتخاذ گردیده است.
یافته‌ها: با کنار هم قراردادن حدود 80 شاهد مثالی، هفت مقوله هسته‌ای و کانونی به‌دست آمد که از آنها می‌توان روستا را بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی تفسیر کرد. اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته نیز از ویژگی‌های جوامع روستایی در بستر شرقی (آسیایی) آن است.
نتیجه‌گیری: در جوامعی که گفتمان تولید آسیایی مورد بحث بوده است، روستا نخست بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی است؛ سپس در تفسیرهای شیوه تولید آسیایی روستا با ویژگی‌های اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته شناخته می‌شود.

سجاد امیری، سید امیرحسین گرکانی، حسین زینتی فخرآباد، علی اکبر سرمدی سیفی،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیششرط‌ها و مؤلفه‌های مرتبط با کارآفرینی فناورانه در ناحیه روستایی خواف انجام شده است. با توجه به تمرکز توسعه فناوری در مناطق شهری و محرومیت روستاها از مزایای آن، این مطالعه به بررسی راهکارهای توسعه کارآفرینی فناورانه به عنوان ابزاری برای کاهش مهاجرت، تقویت اقتصاد محلی و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی پرداخته است.
روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود که با مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 خبره فعال در حوزه کارآفرینی روستایی انجام شد. داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر کارآفرینی فناورانه در سه دسته عوامل فردی مانند انگیزه، تحمل ریسک و مهارت‌های فناورانه؛ عوامل محیطی شامل دسترسی به زیرساخت‌های دیجیتال، حمایت‌های دولتی و فرهنگ پذیرش فناوری؛ و عوامل ساختاری مانند سیاستگذاری‌های حمایتی و همکاری نهادهای مختلف قرار می‌گیرند. همچنین، چالشهایی نظیر اقتصاد تک‌محصولی، کمبود آموزش‌های تخصصی، نبودِ زیرساخت‌های ارتباطی و نابرابری جنسیتی به‌عنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل شناسایی ظرفیت‌های محلی، توسعه زیرساخت‌ها، آموزش هدفمند و تقویت مشارکت جامعه محلی است.
نتیجه‌گیری: کارآفرینی فناورانه می‌تواند با ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، افزایش بهره‌وری و حفظ هویت فرهنگی، به توسعه پایدار روستاها کمک کند. تدوین چارچوبی منسجم با تأکید بر شرایط محلی و هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی، برای موفقیت این رویکرد ضروری است. این مطالعه به سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه روستایی کمک می‌کند تا با درنظرگرفتن عوامل کلیدی شناسایی‌شده، برنامه‌های مؤثرتری را طراحی و اجرا کنند.

 
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیین‌کننده در افزایش مهارت، اشتغال‌پذیری و بهبود بهره‌وری نیروی کار دارد. این نوع آموزش‌ها، به‌ویژه در نواحی روستایی، می‌تواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارت‌های کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکل‌گیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامی‌که زنان روستایی از راه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای توانمند می‌شوند، نه‌تنها مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسب‌وکارهای خُرد و خانگی را به‌دست می‌آورند، بلکه درک بهتری از ظرفیت‌های اقتصادی محیط خود نیز پیدا می‌کنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعال‌تر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر می‌شود. بنابراین، پیوند میان آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینه‌ساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روش‌های اسنادی و پیمایشی جمع‌آوری‌شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تکنیک‌های کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیم‌گیری ARAS در GIS استفاده‌ شده‌است.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌طورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پس‌انداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستان‌های مختلف شهرستان متفاوت بوده‌است. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالی‌که دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزش‌ها داشته‌است.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزش‌ها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید می‌کند.

 
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروه‌‌های خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده‌‌ها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. داده‌‌های گردآوری شده با بهره‌‌گیری از آزمون‌‌های T تک‌نمونه‌‌ای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه‌‌ و تحلیل شده است.
یافته‌ها: نتایج آزمون T تک‌نمونه‌‌ای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخص‌‌های توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخص‌‌های مشارکت در تصمیم‌‌گیری‌‌های خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیش‌‌ترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. هم‌‌چنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخص‌‌های تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیش‌‌ترین تغییرات در شاخص‌‌های خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجه‌گیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.

یاسر محمدی، فرشته عواطفی اکمل،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: امنیت غذایی از مسائل اصلی در توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی است و تولید محصولات کشاورزی نقش کلیدی در تأمین نیازهای غذایی و بهبود معیشت روستاییان دارد. هدف این مطالعه بررسی سهم تولیدات کشاورزی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی با رویکرد فراتحلیل و بر مبنای داده‌های پایگاه‌های علمی معتبر است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل پژوهش‌های مرتبط با نقش تولید کشاورزی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی، منتشر شده در پایگاه‌های علمی Sid، Ensani، Noormags، Magiran، ScienceDirect، Google Scholar، Scopus از 2000 تا 2025 بود که در نهایت 27 مطالعه براساس معیارهای ورود انتخاب و با نرم‌افزار CMA2 تحلیل شدند. علاوه بر این، از VOSviewer برای ایجاد شبکه موضوعی پژوهش و شناسایی اصطلاحات پرتکرار استفاده شد. کلمات کلیدی پژوهش در پایگاه‌های داده خارجی جستجو شدند و داده‌های مقالات انتخاب شده در یک فایل CSV برای وارد کردن به VOSviewer ذخیره شدند. جستجوی جداگانه‌ای برای منابع داخلی برای انتخاب مقالات واجد شرایط انجام شد و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد شد. سپس، شاخص‌های علم‌سنجی با نرم‌افزار تجزیه و تحلیل شدند. با توجه به نتایج ناهمگنی، با بررسی شاخصهای Q و ، مدل اثرات تصادفی انتخاب شد.
یافته‌ها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی بیانگر ارتباط معنادار بین تولید محصولات کشاورزی و امنیت غذایی خانوارهای روستایی بود. آزمون همبستگی بگز و مزدار نیز نشان داد که مطالعات وارد شده از تقارن نسبی برخوردارند و سوگیری وجود ندارد. همچنین اندازه اثر کلی 0/507 برآورد شد که بر اساس معیار کوهن، بالا است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد افزایش بهره‌وری محصولات کشاورزی موجب بهبود امنیت غذایی خانوارهای روستایی در بلندمدت می‌شود. تحلیل شبکه واژگان نیز رابطه امنیت غذایی را با کیفیت و تنوع رژیم غذایی و چالش‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، فقر و مسائل جنسیتی نشان داد که ضرورت رویکردهای جامع و یکپارچه برای مقابله با این مسائل را برجسته می‌سازد.


صفحه 24 از 24    
...
24
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb