جستجو در مقالات منتشر شده



مژگان احمدی چگنی، مهدی رحیمیان، رضوان قنبری موحد، سعید غلامرضایی، هما مولوی،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف: تغییر نوع کشت محصولات آب ‏بر به محصولات با نیاز آبی کم‏تر، سازکاری موثر در سازگاری با کم ‏آبی و خشکسالی، بدون رهاکردن فعالیت‏ های کشاورزی و تداوم آن به‏ شمار می ‏آید. اجرای سازکار تغییر کشت، علاوه بر اجرای اقدامات فنّی، حمایتی و قانونی، مستلزم ‏کاربست اقدامات روان‏شناختی از طریق مطالعه رفتارها و قصد رفتاری کشاورزان در زمینه‏ تغییر نوع کشت است. این پژوهش قصد دارد تا با استفاده از تئوری توسعه یافتۀ‏ رفتار برنامه ‏ریزی شده به واکاوی قصد رفتاری کشاورزان گندم‌کار آبی نسبت به کشت محصولات کم‏ آب ‏دوست بپردازد.
روش پژوهش: جامعه آماری 711 نفر از کشاورزان گندم‏کار آبی در شهرستان کوهدشت در استان لرستان بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 250 نفر تعیین و نمونه‏ ها، با ترکیبی از دو روش نمونه‌گیری طبقه‏ ای با انتساب متناسب و در دسترس، انتخاب شدند. داده‏ها با استفاده از پرسشنامه‏ محقق‏ ساخت گردآوری شدند. روایی پرسشنامه به روش اعتبار محتوایی و پس از اعمال نظر اساتید دانشگاه و کارشناسان بخش امور آب جهاد کشاورزی اصلاح و تأیید شد. پایایی از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای تمامی سازه‏ های مختلف پرسشنامه (0/78 تا 0/93) مورد تأیید قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از دو نرم ‏افزار SPSS22 و SmartPLS4 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‏ ها نشان داد که تمامی فرضیه‌های تحقیق، بجز دو فرضیه‏ تأثیر هنجارهای توصیفی و درک از خطر بر قصد رفتاری، تأیید شدند. براساس نتایج، متغیرهای تئوری توسعه یافته‏ رفتار برنامه ‏ریزی شده قادرند که 44/8 درصد از واریانس قصد رفتاری کشاورزان را تبیین کنند.
نتیجه‌گیری: ایجاد مزارع نمایشی محصولات کم ‏آب‏ دوست مانند زعفران و گیاهان دارویی متناسب با اقلیم منطقه با استفاده از توان کشاورزان پیشرو، استفاده از پتانسیل رسانه‏ های عمومی، شبکه ‏های اجتماعی و فضای مجازی، حمایت‏ کامل از کشت محصولات آب‏ دوست شامل تأمین نهاده‏ ها، ماشین ‏آلات، آموزش و مشاوره در هر سه مرحله کاشت، داشت و برداشت، تهیه کلیپ‏ های آموزشی و کتابچه‏ های معرفی محصولات کم‏ آب‏ دوست از پیشنهادهای این تحقیق در جهت کشت محصولات کم ‏آب ‏دوست‏ توسط کشاورزان است.

مرتضی خواجه‌وند، موسی کمانرودی کجوری،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف: توسعه قطبی در ایران در شش‌دهه اخیر، به توزیع ناعادلانه فرصت‌ها، منابع و سرمایه‌گذاری‌ها و ناترازی مناطق منجر شده است. در این فرایند، شهرها به‌عنوان قطب‌ها، مراکز و نقاط رشد، نقش محوری را در شکل‌دهی مهاجرت و جذب مهاجران در کشور ایفاء کرده‌اند. شهر ابهر نیز به‌عنوان یکی از این نقاط رشد، با امواج گوناگون مهاجرت‌ها در چند‌دهه اخیر مواجه بوده است.
روش پژوهش: در مقاله حاضر که ماهیت توصیفی و تحلیلی و هدف کاربردی دارد، مبادی، عوامل و حجم مهاجرت به شهر ابهر بررسی و تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش، 34887 خانوار (سرپرستان خانوار) ساکن شهر ابهر بوده است. حجم جامعه نمونه، تعداد 380 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. داده‌ها و اطلاعات از نوع کمی و کیفی بود و به دو روش کتابخانه‌ای-اسنادی و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) به‌دست آمده است. برای نمونه‌گیری، از روش تصادفی نظام‌مند استفاده شد. بازه زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1400 ه.ش است. برای پردازش و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و تکنیک آماری رگرسیون چندگانه و برای تحلیل داده‌های مکانی و تهیه نقشه‌ها از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش حاکی است که 57/63 درصد مهاجران به شهر ابهر از مبادی روستایی و 42/37 درصد از مبادی شهری مهاجرت کرده‌اند. بیشترین و کمترین نسبت مهاجران به این شهر، به‌ترتیب از مبادی شهرستان‌های ابهر (47/63 درصد) و سلطانیه (1/58 درصد) بوده‌ است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، عوامل اقتصادی (0/49) بیشترین و عوامل تفریحی-توریستی (0/23) کمترین نقش را در مهاجرت به شهر ابهر ایفاء کرده‌اند.
نتیجه‌گیری: بدین سبب، مهم‌ترین راهکار پیشنهادی پژوهش، کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای از طریق توزیع متعادل فرصت‌های شغلی، امکانات و خدمات میان شهر ابهر و مناطق روستایی پیرامون است.

رضا موحدی، مهرداد پویا، ترانه صرامی فروشانی، مریم آرمند،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: گردشگری عشایر منافع و رابطه‌ای دوسویه برای گردشگران و عشایر دارد. جلوه‌های طبیعی و انسانی موجود در محیط زندگی عشایر، این گروه را به‌عنوان یکی از جاذبه‌های خاص و چشم‌گیر گردشگری مطرح کرده است. عشایر کوچ‌رو یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری به شمار می‌آیند. از این رو، ایجاد مراکز ویژه گردشگری عشایری استان همدان می‌تواند موجب کسب درآمد، اشتغال‌زایی، جذب گردشگری و حفظ آداب ‌و رسوم، توانمندسازی و احیای فرهنگ‌های قومی و فرهنگ‌های از بین رفته عشایر گردد. هدف این مطالعه، تحلیل راهبردی راه‌اندازی مراکز گردشگری عشایر در استان همدان بوده است
روش پژوهش: پژوهش حاضر با توجه به هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است که با استفاده از راهبردهای پژوهش آمیخته (کمّی و کیفی با تقدم زمانی کیفی) انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دو گروه کارشناسان و عشایر استان همدان بودند. از کارشناسان تمامی آنها (80 نفر) و از جامعه عشایر با استفاده از جدول مورگان تعداد 105 نفر که در چهار شهرستان نهاوند، همدان، تویسرکان و بهار بودند، انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده، بررسی اسناد موجود، مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه برای امکان‌سنجی ایجاد مراکز گردشگری عشایری در استان همدان بوده است. برای تحلیل داده‌، در بخش کیفی از تحلیل محتوای مصاحبه‌ها استفاده شد و در بخش کمّی با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، آزمونهای t، تحلیل SWOT، و تکنیک سناریو ویزارد، راهبردهای ایجاد گردشگری عشایر در استان همدان ارائه شد
یافته‌ها: نتایج بدست آمده نشان داد راهبرد مناسب برای راه اندازی مراکز گردشگری استان همدان (قرارگیری در ربع سوم ماتریس) تدافعی است؛ بدین معنی که ایجاد مراکز گردشگری عشایری در استان همدان با تهدیدها و ضعف‌های متعددی روبه‌رو است. بنابراین، اقدام در این زمینه، نیازمند احتیاط و جامع‌نگری برای فراهم آوردن زمینه‌ها و شرایط لازم است. از سوی دیگر، با توجه به سناریوی مطلوب (سناریو شماره 1) توجه به زیرساخت‌های فنی و فراهم ساختن امکانات و تسهیلات لازم برای ایجاد گردشگری عشایر به عنوان پیشران اصلی در ایجاد مراکز گردشگری عشایری و جلب گردشگران در آینده محسوب می‌شود.
نتیجه‌گیری: عشایر استان همدان نسبت به ایجاد مراکز گردشگری عشایری دیدگاه مثبت و مساعدی دارند و تمایل به پذیرش ایجاد این مراکز بین عشایر استان وجود دارد. با این حال، با تهدیدها و ضعف‌های متعددی روبه‌رو است که لازم است پیش از برنامه‌ریزی و اقدام در این زمینه مدّ نظر قرار گیرند. ازجملهء این نیازها عبارت‌اند از: تامین امکانات دسترسی به راه‌های ارتباطی و جاده‌های مناسب، برطرف کردن کمبودهای زیرساخت گردشگری و به‌ویژه اکوگردشگری، تامین امکانات و خدمات رفاهی گردشگری، افزایش آگاهی عمومی و گردشگران نسبت به پتانسیل‌های منطقه، و اطلاع‌رسانی و تبلیغات مناسب.

مهدی رمضان زاده لسبویی، مسعود سامیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی و اولویت‌بندی شهرستان‌های استان مازندارن براساس پتانسیل‌های گردشگری انجام شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ پارادایم از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی کمّی) با رویکرد اکتشافی است که در دو مرحله طراحی و اجرا شده است. در مرحله اول، ابتدا به‌منظور شناسایی و استخراج عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی از روش نمونه‌گیری هدفمند و با در نظر گرفتن شاخص اشباع نظری داده‌ها 25 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پس از انجام مصاحبه‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوا طی مراحل کدگذاری باز و محوری عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی شناسایی شدند. در مرحله دوم به منظور اولویت‌بندی شهرستان‌های استان مازندران در خصوص گردشگری کشاورزی از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره‌ی تاپسیس استفاده شده است.
یافته‌ها: براساس نتایج این پژوهش، عوامل متعددی در توسعه گردشگری کشاورزی نقش داشته و نیز این عوامل خود سهمی در توسعه پایدار جوامع روستایی دارند که نتایج حاصل از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار یافته نشان داد 5 عامل اصلی در توسعه گردشگری کشاورزی در استان مازندران موثر هستند که شامل عامل اقتصادی و زیرساختی، عامل اجتماعی و فرهنگی، عامل سیاستی و مدیریتی، عامل ترویجی و آموزشی و عامل محیطی و طبیعی است. همچنین، نتایج حاصل از اولویت‌بندی شهرستان‌های استان مازندران نشان داد که از 22 شهرستان مازندارن از نظر شاخص‌های پتانسیل گردشگری کشاورزی 5 شهرستان (آمل، بابل، بهشهر، تنکابن و ساری) دارای وضعیت بسیار خوب، 10 شهرستان (بابلسر، جویبار، چالوس، رامسر، فریدونکار، قائمشهر، کلاردشت، محمودآباد، نور و نوشهر) دارای وضعیت خوب، 3 شهرستان (سیمرغ، عباس‌آباد و نکا) دارای وضعیت متوسط و 4 شهرستان (سوادکوه، سوادکوه شمالی، گلوگاه و میاندورود) دارای وضعیت ضیعفی از لحاظ پتانسیل‌های گردشگری کشاورزی هستند. بنابراین، برای برنامه‌ریزی توسعه گردشگری کشاورزی در این استان باید به این موارد توجه شود.
نتیجه‌گیری: استان مازندران با داشتن 3/2 درصد اراضی زیرکشت کشور، برابر 8/7 درصد تولید محصولات کشاورزی کشور را به خود اختصاص داده که حدودا سه برابر میانگین کشور است. این استان با سطح زیرکشت 218 هزار هکتار برنج و تولید حدود 1187 هزار تن شلتوک، حدود 36/6 درصد سطح را دارا بوده و در تولید برنج مقام اول کشور را دارد؛ در مرکبات با سطحی حدود 157 هزار هکتار و تولید 2800 تن دارای رتبه 4 به لحاظ سطح و رتبه 2 به لحاظ تولید در کشور است. با توجه به ویژگی‌ها و پتانسیل‌های بسیار بالای استان مازندران در زمینه کشاورزی و نیز گردشگری، شناخت عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی به عنوان یک راهبرد مهم برای توسعه این استان ضروری است. از سوی دیگر، با توجه به ظرفیت شهرستان‌های مختلف این استان در حوزه گردشگری و نیز کشاورزی در این پژوهش سعی شد تا شهرستان‌های استان مازندارن براساس پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های خود در زمینه گردشگری کشاورزی اولویت‌بندی شوند تا بتوانند برای برنامه‌ریزی برای سیاستگذران و مسئولین موثر واقع شود.

فاطمه نقی بیرانوند، منصور غنیان، مسلم سواری،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: مدیریت روستایی یکی از عوامل کلیدی در فرآیند توسعه روستایی است. با این حال، برخی باورها و نگرش‌های موجود در میان مدیران محلی می‌تواند به‌عنوان موانع جدی در مسیر توسعه عمل کند. نحوه نگرش مدیران محلی و شناسایی و تحلیل موانع ذهنی آن‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر روند توسعه روستایی داشته باشد. این تحقیق با هدف شناسایی دلایل توسعه‏نیافتگی روستایی از دیدگاه مدیران محلی شهرستان خرمآباد انجام شد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر بر مبنای روش تحقیق کمّی طراحی و اجرا شده است. این مطالعه از لحاظ ماهیت، به‌عنوان یک تحقیق کاربردی طبقه‌بندی می‌شود. گردآوری داده‌ها، به‌صورت پیمایشی و مقطعی صورت گرفته است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی مدیران محلی روستاهای شهرستان خرم‌آباد (N=700) بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی-مورگان 250 نفر تعیین شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری گردید. پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS وLISREL انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در وضعیت فعلی مهم‏ترین مشکلات مدیریت روستایی در منطقه مورد مطالعه بنا به دیدگاه مدیران محلی عبارت اند از: قومگرایی، بی‌اعتمادی در روابط انسانی و وابستگی بیش از حد به دولت. نتایج به‌دست‌آمده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) نشان‌دهنده این است که اکثر شاخص‌های برازش، مدل ساختاری مورد بررسی را از نظر آماری دارای برازش مناسب و قابل قبولی است. علاوه‏ بر این، نتایج آزمون‌های مقایسه میانگین نشان داد که بین دیدگاه مدیران محلی نسبت به عناصر خرده‌فرهنگ دهقانی راجرز بر اساس سطوح مختلف تحصیلات و رده‌های سنی، رابطه معناداری وجود ندارد.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج مدیران با تحصیلات بالا و جوانتر یک نوع نگرش مشابه را در قبال مسائل روستایی دارند. بنابراین، تغییر در نگرش‌ها و باورهای موجود بهعنوان یک ضرورت اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار در روستاها به شمار می‌رود. طبق یافته‌های این پژوهش، برخی از رفتارهای مدیران محلی با ویژگی‌های خاص نظریه خرده‌فرهنگ دهقانی و چارچوب تئوری آن هم‏خوانی دارد. این هم‌راستایی نشان‌دهنده این است که مدیران محلی ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خرده‌فرهنگ‌های محلی قرار گیرند، که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها و رویکردهای آنها در زمینه توسعه روستایی تأثیر بگذارد.

بهناز افلاطونیان، علی اکبر مجدی، حسین میرزائی، بهنوش افلاطونیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: صنعت گردشگری می‌تواند با افزایش درآمد و ایجاد شغل، رونق اقتصادی روستاها و توسعه ملی را به دنبال داشته باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه میان موقعیت جغرافیایی و هم‌پیوندی روستاها با وضعیت گردشگری است.
روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و توصیفی-تحلیلی به بررسی ۲۷ روستا در ایران می‌پردازد که در بخش کیفی از مطالعات کتابخانه‌ای و در بخش تحلیلی از ابزار شبیه‌سازی روستای مورد نظر با نرم‌افزار (سیتی انجین ) استفاده شد. جهت تهیه نقشه از سایت OpenStreetMap و نقشه‌های ژئورفرنس شده استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات مرتبط با حوزه گردشگری و توسعه روستایی از منابع معتبر فارسی و انگلیسی بود. حجم نمونه شامل ۹ مقاله فارسی و ۳ مقاله انگلیسی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی اختلاف فراوانی با فراوانی مورد انتظار از آزمون کای دو (نیکویی برازش) و جهت همبستگی دو متغیر رتبه‌ای با توجه به متغیر مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی سامرز در SPSS28 استفاده شد.
یافته‌ها: وضعیت گردشگری در ابعاد مختلف اقظتصادی، فرهنگی و کالبدی در روستاها نامطلوب است و عدم توجه به مسائل بومی به طور معنی‌داری بیشتر از حد انتظار است. روستاهایی با هم‌پیوندی ضعیف، وضعیت گردشگری نامطلوب‌تری داشته و افزایش هم‌پیوندی به بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگی و کالبدی گردشگری منجر می‌شود. این رابطه دارای همبستگی قوی است.
نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر اهمیت هم‌پیوندی در بهبود وضعیت گردشگری است و عدم توجه به این شاخص می‌تواند منجر به جدایی‌گزینی و اجتماع گریزی در مناطق روستایی گردد. بنابراین، نیاز به برنامه‌ریزی مدیریتی جهت تقویت گردشگری در روستاهای با هم‌پیوندی ضعیف احساس می‌شود. همچنین، فرهنگ‌سازی گردشگری از گردشگران به بومیان منطقه ضروری است. عدم هماهنگی بین این دو گروه می‌تواند مانع رونق صنعت گردشگری شود و برای تحقق تغییرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها، پژوهش‌های نوآورانه مبتنی بر شرایط بومی الزامی است.

فاطمه تورانی، کمال عطایی سلوط، حمید امیرنژاد،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: امروزه توجه به محیطزیست در تمامی بخشهای کشور به‌ویژه محیطهای روستایی اهمیت یافته است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین هزینه خسارت اقتصادی آلودگی هوا ناشی از انتشار بوی نامطبوع تولیدات دارویی در شهرستان ساری با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط است. در این پژوهش تلاش شده است تا اثرات متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی بر پذیرش یا عدم پذیرش مبالغ پیشنهادی بر تمایل به پرداخت و تمایل به دریافت افراد جامعه برای بهبود و یا تحمل وضعیت فعلی هوای اطراف کارخانه آنتیبیوتیک‌سازی در شهرستان ساری بررسی شود.
روش پژوهش: در این پژوهش، روش گردآوری اطلاعات مورد نیاز در ارزشگذاری مشروط، گزینش دوگانه یک و نیم حدی (OOHB) است. برای گردآوری نمونهها و استخراج داده از روش نمونهگیری کوکران استفاده شد. برای جمع‌آوری اطلاعات، از ترجیحات افراد در روش ارزشگذاری مشروط برای برآورد توابع مربوطه استفاده شد. برای محاسبه میانگین تمایل به پرداخت جامعه هدف از روش ارزشگذاری مشروط استفاده شد. برای تحلیل آمار توصیفی و تعیین پایایی پرسشنامه از نرم افزار SPSS و برای برآورد مدل لاجیت از نرم افزار اقتصادسنجی SHAZAM استفاده شد.
یافته‌ها: در الگوی تمایل به پرداخت، متغیرهای 1) مالک-مستاجر، 2) میزان تحصیلات و 3) عضویت در سازمانهای مردم نهاد تأثیر مثبت و معنیداری بر پذیرش مبلغ پیشنهادی داشته؛ متغیر پیشنهاد قیمت، تأثیر منفی بر تمایل به پرداخت افراد برای بهبود وضعیت هوای پیرامونی کارخانه آنتی بیوتیکسازی داشتند. در الگوی تمایل به دریافت، متغیرهای 1) پیشنهاد قیمت، 2) اخلاقگرایی-هدف‌گرایی، 2) درآمد ماهیانه خودشخص تأثیر مثبت و معنی‌دار و متغیرهای 1) سن و 2) میزان تحصیلات تأثیر منفی بر تمایل دریافت برای وضعیت فعلی هوا داشتند. در پایان، میانگین تمایل به دریافت و تمایل به پرداخت افراد جامعه به ترتیب 791/339 و 32/705 میلیون تومان در سال برآورد شده است که به عنوان میزان خسارت اقتصادی وارده به جوامع پیرامونی این کارخانه صنعتی ناشی از آلودگی هوا، در نظر گرفته می‌شود.
نتیجه‌گیری: در طراحی برنامه‌ها و سیاست‌های محیط زیستی، توجه به ارزش‌های اخلاقی و منافع اقتصادی به صورت هم‌زمان می‌تواند به تعادل میان حفاظت از منابع طبیعی و تأمین نیازهای اقتصادی افراد کمک کند و در نهایت منجر به بهبود شرایط ‌محیطزیستی و ارتقاء کیفیت زندگی جامعه شود.

زهرا علی نژاد، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدی‌کنگرانی، حسن یگانه،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر، با هدف چگونگی حفظ دانش سنتی در میان بومیان و تحلیل شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه انجام گرفته است.
روش پژوهش: در این پژوهش، برای دستیابی به شیوه‌های انتقال دانش بومی، شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی، رویکرد تحلیل شبکه به‌کارگرفته شد. برای این منظور، در فصل بهار و تابستان سال‌های 1402 و 1403، پس از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهده مشارکتی با 53 نفر از ساکنان بومی این منطقه، از شاخص‌های خُرد و کلان شبکه نظیر مرکزیت درجه و بینابینی، تراکم و MDS استفاده و از با نرم‌افزار‌های NetDrow و UCINET به ترسیم و تحلیل گراف‌ها اقدام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اکثر بومیان از فواید درمانی گیاهان دارویی و نحوه‌ی فراوری آن‌ها آگاه بوده و از آن‌ها به عنوان اولویت اول در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها بهره می‌گیرند و از همین طریق دانش و تجربه‌ی زمان آزموده‌ی خود و گذشتگان را حفظ و سپس منتقل می‌نمایند. همچنین تحلیل گراف‌ها در زمینه‌ی انتقال دانش سنتی نشان داد که بیشترین مرکزیت درجه و بینابینی در شبکه‌ی یادگیری شامل مادر و مادربزرگ و در شبکه‌ی یاددهی شامل فرزند است. این یافته نشان می‌دهد که انتقال دانش در میان جوامع روستایی این منطقه، انتقالی عمودی و نسل به نسل بوده و خانواده و به‌ویژه مادران در یادگیری دانش سنتی فرزندان دارای نقش کلیدی هستند.
نتیجه‌گیری: با توجه به روایی بودن دانش بومی و انتقال موروثی آن، نه تنها ثبت و ضبط این دانش گرانبها اهمیت دارد؛ بلکه حفظ و انتقال آن نیز حائز اهمیت است. بر همین اساس، رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر می‌تواند در سایر مناطق روستایی و عشایری نیز استفاده شود و با شناسایی افراد و عوامل موثر در انتقال دانش، سبب حفظ و انتقال درست دانش زمان آزموده‌ی مردمان مختص همان منطقه شود.

سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوان‌بخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکه‌سازی صندوق‌های حمایت از توسعه فعالیت‌های کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونه‌گیری تصادفی به‌دست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایین‌تر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روان‌شناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی مطرح می‌شوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرم‌افزار EVIWES اثرات نهایی و کشش‌های هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشی‌ـ ‌ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستی‌ـ‌ قانونی، روان‌شناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوق‌های حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ به‌طوری‌که بر اساس کشش‌های محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش می‌یابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: الویت‌بندی تأثیر مؤلفه‌های شبکه‌سازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوق‌های حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روان‌شناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفه‌هاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاس‌های مهارتی کسب‌وکار می‌تواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.

 
معصومه رفیعی، وحید ریاحی، سهراب یزدانی، فرشید مهری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: با شکل‌گیری گفتمان شیوه تولید آسیایی که مارکس و انگلس در اواخر قرن نوزدهم صورت‌بندی کردند، و بر پایه مولفه‌های جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی، روستا پایگاه اصلی و فراز نظریه وجه تولید آسیایی شناخته شد. به‌دنبال قرارگیری در فرآیندی که در آن روستا اعتبار و شاخصه بنیادی نظریه است، مناسباتی به‌وجود آمد که مجموعاً در ارتباط فراگیر و فرادستی با جغرافیای روستایی قابل تفسیر هستند. این تحقیق با هدف تبیین جایگاه روستا در نظریه شیوه تولید آسیایی به‌دنبال مرور نظریه و تفسیرهای متفاوت دانش‌های گوناگون در موضوع جایگاه روستا است.
روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، مستندات دانش‌های گوناگون به‌ویژه مطالعات تاریخی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و بعضاً علوم جغرافیایی، در ارتباط با نظریه شیوه تولید آسیایی است. بدین منظور، مطالعات مرتبط به‌ویژه در مناطق آفریقا و کشورهای چین، کره، ایران و روسیه که مطالعه گفتمان شیوه تولید آسیایی بر آن‌ها تمرکز دارد، بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش تاویل‌گرایی با مرور مصداق‌ها و شواهدی است که از متون اتخاذ گردیده است.
یافته‌ها: با کنار هم قراردادن حدود 80 شاهد مثالی، هفت مقوله هسته‌ای و کانونی به‌دست آمد که از آنها می‌توان روستا را بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی تفسیر کرد. اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته نیز از ویژگی‌های جوامع روستایی در بستر شرقی (آسیایی) آن است.
نتیجه‌گیری: در جوامعی که گفتمان تولید آسیایی مورد بحث بوده است، روستا نخست بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی است؛ سپس در تفسیرهای شیوه تولید آسیایی روستا با ویژگی‌های اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته شناخته می‌شود.

ابوالقاسم تقی‌زاده فانید، خانم ساجده دین‌پرست، صادق ثقفی اصل، سعید نصیری زارع، حسن قاسملو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: اثرات گردشگری به‌ویژه در فضاهای روستایی برحسب موقعیت‌های فضایی متفاوت است. درواقع، اگر بنا بر این باشد تا فعالیت‌های گردشگری به عنوان یک رویکرد برای توسعه پایدار اقتصادی در نواحی روستایی پذیرفته شود، لازم است تا توزیع منافع حاصل از آن بررسی شود و برنامه‌ریزی‌های لازم برای توزیع عادلانهء آن انجام گردد. پژوهش حاضر ضمن توجه کردن به این موضوع، اثرات اقتصادی گردشگری گاسترنومی «کباب بناب» را به عنوان یک پدیده جغرافیایی در فضاهای روستایی شهرستان بناب مطالعه کرده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از لحاظ ماهیت، کمّی است که از روش پیمایش بهره جسته است. بررسی مسئله، پیشینه و چارچوب نظری با مشاهدات میدانی و مطالعه کتابخانه‌ای انجام شد. داده‌های مربوط به اثرات اقتصادی گردشگری گاسترونومی با تعیین شاخص‌ها و تکمیل پرسشنامه توسط 242 نفر از روستاییان، جمع‌‌آوری و با آزمون‌ تی ‌تک‌نمونه‌ای، تحلیل خوشه‌ای، خودهمبستگی فضایی مکانی و رگرسیون وزن‌دار جغرافیایی بررسی شد.
یافته‌ها: جاذبه گردشگری «کباب بناب» موجب توسعه اشتغال، بازاریابی و فروش محصولات محلی روستائیان و همچنین افزایش درآمد ساکنان محلی گردیده است. در سوی دیگر، عامل مجاورت مکانی و انسانی ازجمله عوامل اصلی در جذب منافع اقتصادی گردشگری در سکونتگاه‌هایروستایی ناحیه مورد مطالعه بوده است. در این سکونتگاه‌ها، نیروی انسانی لازم با داشتن مشاغل در رستوران‌ها و اغذیه‌های کباب بناب و مشاغل مرتبط با آن در شهر بناب و یا در نزدیکترین سکونتگاه روستایی، نقش اصلی در جذب منافع اقتصادی داشته است.
نتیجه‌گیری: توزیع عادلانه و مناسب منافع حاصل از صنعت گردشگری می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی ساکنان محلی، تقویت مشارکت جوامع و حتی پایداری این نوع از صنعت گردد. در جهت رسیدن به چنین عملکردی،  شناخت توزیع فضایی منافع آن و برنامه‌ریزی برای آن در سکونتگاه‌های روستایی حایز اهمیت است.

 


زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیین‌کننده در افزایش مهارت، اشتغال‌پذیری و بهبود بهره‌وری نیروی کار دارد. این نوع آموزش‌ها، به‌ویژه در نواحی روستایی، می‌تواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارت‌های کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکل‌گیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامی‌که زنان روستایی از راه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای توانمند می‌شوند، نه‌تنها مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسب‌وکارهای خُرد و خانگی را به‌دست می‌آورند، بلکه درک بهتری از ظرفیت‌های اقتصادی محیط خود نیز پیدا می‌کنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعال‌تر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر می‌شود. بنابراین، پیوند میان آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینه‌ساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روش‌های اسنادی و پیمایشی جمع‌آوری‌شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تکنیک‌های کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیم‌گیری ARAS در GIS استفاده‌ شده‌است.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌طورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پس‌انداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستان‌های مختلف شهرستان متفاوت بوده‌است. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالی‌که دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزش‌ها داشته‌است.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزش‌ها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید می‌کند.

 
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروه‌‌های خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده‌‌ها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. داده‌‌های گردآوری شده با بهره‌‌گیری از آزمون‌‌های T تک‌نمونه‌‌ای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه‌‌ و تحلیل شده است.
یافته‌ها: نتایج آزمون T تک‌نمونه‌‌ای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخص‌‌های توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخص‌‌های مشارکت در تصمیم‌‌گیری‌‌های خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیش‌‌ترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. هم‌‌چنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخص‌‌های تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیش‌‌ترین تغییرات در شاخص‌‌های خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجه‌گیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.

جواد حاجی علی زاده،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر زیست‌پذیری خانوارهای روستایی در دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب بوده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه انجام آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را خانوارهای روستایی دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب تشکیل داده است. بر طبق نتایج سرشماری سال 1395، تعداد 3828 خانوار برابر با 12262 نفر در این دهستان ساکن هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 349 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوی داده‌ها و اطلاعات تحقیق با پرسشنامه محقق‌ساخته به‌دست آمده است که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظرات کارشناسان و اساتید مربوطه مورد تایید قرار گرفت. همچنین، پایایی آن با استفاده از فرمول کوکران برای مولفه کارآفرینی گردشگری برابر با 0/79 و برای مولفه زیستپذیری برابر با 0/77 و برای کل پرسشنامه برابر با 0/78 به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق از آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج آزمون تی تک‌نمونهای نشان داد که وضعیت کارآفرینی گردشگری با میانگین 3/121 و وضعیت زیستپذیری خانوارهای روستایی با میانگین 3/223 در حالت مطلوب قرار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره از بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر زیستپذیری خانوارهای روستایی نشان داد که شاخص اقتصادی بیشترین تاثیر را بر زیستپذیری خانوارهای روستایی با مقدار ضریب بتای 0/376 داشته است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که مقدار ضریب همبستگی به‌دست آمده برابر با 0/376 است که نشان‌دهنده رابطه معنادار بین کارآفرینی گردشگری و زیست‌پذیری خانوارهای روستایی است.
نتیجه‌گیری: بین کارآفرینی گردشگری و زیست‌پذیری خانوارهای روستایی رابطهء معناداری وجود دارد، به‌طوری که با فراهم شدن بستر کارآفرینی و ارتقاء شاخص‌های اقتصادی گردشگری، شاخص‌های زیست‌پذیری خانوارهای روستایی نیز بهبود می‌یابد.

سیدهادی طیب نیا، علی ایزدی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالش‌های مختلفی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی رو‌به‌رو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر می­انجامد. بنابراین، بحث سکونتگاه­های خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالش­ها در بیشتر مناطق کشور مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارائه الگویی مناسب برای شکل­ گیری سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام گردیده است. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدید­های اولیه میدانی، طیف گسترده­ای از شاخص‌ها متناسب با شرایط روستاهای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع­ آوری داده­ها براساس شاخص­های انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامه‌های خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل‌های آماری دیمتل فازی و نرم‌افزار SPSS استفاده گردید.
یافته‌ها: یافته ­های تحقیق موید آن است که مولفه مشارکت از با میانگین 4/05 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، در 70/3 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکل ­گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایش‌یافته، در 21/2 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکل­ گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهش‌یافته است.
نتیجه‌گیری: با توجه به پتانسیل‌ها و چالش‌های فراروی شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق در منطقه، مناسب
ترین الگو برای شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق، الگوی مشارکتی است. الگوهای مشارکت با بیشترین مقدار D - R   که این معیار مهم­ترین الگو است؛ به این معنی که اگر این الگوی سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی ارتقاء یابد سایر الگوهای سکونتگاه­های خلاق ارتقاء و در نتیجه زمینه پدیدارشدن فرآیند شکل­ گیری افزایش م­ی  یابد.

مسلم قاسمی، سعیده فخاری، احسان جعفری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیشران‌های کلیدی محلی موثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق آینده  1414 با رویکرد آینده‌پژوهی انجام شده است.
روش پژوهش: نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناخت، ترکیبی (کیفی-کمّی) است. جامعه آماری شامل کارشناسان و مدیران حوزه گردشگری شهرستان فردوس بود که در مرحله کیفی با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌ای و رسیدن به اشباع نظری، 30 نفر از آنان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه تأثیرات متقابل آینده‌پژوهی و مصاحبه‌های ساختاریافته انجام شد. داده‌ها با استفاده از مدل ساختاری  MICMAC تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که از میان 15 پیشران شناسایی‌شده، مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی داخلی (محلی) مؤثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق  1414، ایجاد امنیت اجتماعی در مقصد و جاذبه‌های گردشگری ( 15 +)، ترویج و حفظ صنایع دستی بومی- محلی (11+)، توسعه زیرساخت‌های گردشگری محلی (7 +)، برندسازی و بازاریابی محصولات گردشگری محلی (7 +)، حفظ پتانسیل‌های تاریخی و میراث فرهنگی محلی (5 +)، سرمایه‌گذاری و تأمین منابع مالی گردشگری (1 +)، است.
نتیجه‌گیری: این پژوهش نسبت به مطالعات قبلی، ضمن به‌کارگیری رویکرد آینده‌پژوهی، پیشران‌های موثر بر توسعه گردشگری را در ابعاد محلی (داخلی) و فرامحلی مورد ارزیابی قرار داده است.

 
معصومه رهدار، صادق اصغری‌لفمجانی، محمودرضا میرلطفی، محمد پیرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: کمیته امداد به‌عنوان یکی از نهادهای اصلی حمایتی در ایران، مأموریت دارد با تکیه بر رویکرد توانمندسازی، زمینه خروج خانوارهای فقیر و محروم را از چرخه فقر فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی و آسیب‌شناسی اقدامات این نهاد در توانمندسازی خانوارهای روستایی شهرستان هامون در منطقه سیستان انجام‌شده است.
روش پژوهش: روش تحقیق، توصیفی ‌ـ ‌تحلیلی و مبتنی بر داده‌های اسنادی و میدانی بوده و داده‌ها با پرسشنامه‌های ساخت‌یافته در دو سطح خانوار و خبرگان محلی گردآوری شده‌است. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای شهرستان هامون است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۶۹ خانوار به‌عنوان نمونه انتخاب شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره ARAS  و نرم‌افزارهای SPSS و ArcGIS صورت گرفته‌است.
یافته‌ها: در میان شاخص‌های اقتصادی، وام‌های خودکفایی و اشتغال با میانگین‌های 1/08 و 1/23 کمترین اثربخشی را در توانمندسازی اقتصادی داشته‌اند، درحالی‌که شاخص‌هایی نظیر ارتقاء آرامش روانی و رضایتمندی از زندگی، بالاترین امتیاز را در بُعد اجتماعی‌ ـ ‌فرهنگی کسب کرده‌اند. همچنین، نتایج آزمون فریدمن بیانگر وجود تفاوت معنادار بین ابعاد مختلف توانمندسازی است، به‌طوری‌که بُعد اجتماعی ـ‌ فرهنگی از بیشترین کیفیت و بُعد اقتصادی از کمترین کیفیت برخوردار است.
نتیجه‌گیری: بر اساس تحلیل‌های این پژوهش، ضعف در نظارت بر اجرای برنامه‌ها و ناکارآمدی نیروی انسانی در تحقق اهداف برنامه‌ای، مهم‌ترین عوامل ناکارآمدی اقدامات کمیته امداد شناسایی شدند. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در سیاست‌های اجرایی، آموزش تخصصی پرسنل و تقویت نظارت فرآیندمحور در جهت ارتقاء اثرگذاری برنامه‌های توانمندسازی در مناطق روستایی است.

 
احسان مکرم زاهد، رویا اشراقی سامانی، بیتا رحیمی بدر، علیرضا نوشری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: هدف این پژوهش، تحلیل و اولویت‌بندی اثر تسهیلات حمایتی و راهبردهای بازاریابی بر عملکرد اقتصادی دامداری‌های روستایی در استان خراسان رضوی است.
روش پژوهش: در این پژوهش، از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره تحلیل شبکه‌ای (ANP) استفاده شد که امکان بررسی روابط درونی و وابستگی‌های متقابل بین معیارها و زیرمعیارها را فراهم می‌سازد. ساختار مفهومی پژوهش شامل ۷ معیار اصلی و ۲۵ زیرمعیار بود که با هدف تبیین دقیق مؤلفه‌های اثرگذار بر عملکرد اقتصادی تدوین شد. داده‌های مورد نیاز با طراحی پرسشنامهء مقایسه زوجی و تکمیل آن توسط ۲۳۷ دامدار در شهرستان‌های مختلف استان خراسان رضوی گردآوری شد. پس از تشکیل ماتریس‌های مقایسه زوجی، وزن معیارها و زیرمعیارها محاسبه شد و تحلیل نهایی با استفاده از نرم‌افزار Super Decisions انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که سه معیار «تسهیلات حمایتی»، «هزینه‌های اقتصادی» و «راهبردهای بازاریابی» دارای بالاترین اهمیت در تبیین عملکرد اقتصادی واحدهای دامداری هستند. در سطح زیرمعیارها، «هزینه خوراک دام» بیشترین وزن را به خود اختصاص داد که حاکی از بار هزینه‌ای بالای این نهاده بر دوش دامداران است. همچنین، «دسترسی به بازار» و «میزان وام‌های دریافتی» به‌ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند که نشان‌دهنده اهمیت فروش مؤثر و برخورداری از منابع مالی کافی برای توسعه و پایداری فعالیت‌هاست. از دیگر زیرمعیارهای مهم می‌توان به «بیمه محصولات دامی» و «ایجاد تعاونی‌ها» اشاره کرد که در کاهش ریسک و بهبود بازاریابی نقش کلیدی دارند.
نتیجه‌گیری: مبتنی بر این پژوهش، برای ارتقای عملکرد اقتصادی دامداری‌های روستایی، تمرکز بر بهینه‌سازی سیاست‌های حمایتی، کاهش هزینه نهاده‌ها، توسعه زیرساخت‌های بازاریابی و تقویت پوشش بیمه‌ای ضروری است. این نتیجه می‌تواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران بخش کشاورزی در مسیر تدوین برنامه‌های توسعه‌محور، هدفمند و واقع‌بینانه باشد.

 
کیومرث خداپناه، سعدی محمدی، اسداله حیدری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: گردشگری کشاورزی با ایجاد فضای ارتباطی جدید و استفاده از منابع موجود در مناطق روستایی، علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، زمینه حفاظت از زمین‌های کشاورزی را در برابر تجاوز خرده‌فروشان بزرگ و زنجیره‌های غذایی جهانی به وجود می‌آورد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری کشاورزی در نواحی روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار بهره‌بردار از اراضی کشاورزی است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر برآورد گردید. انتخاب نمونه نیز در هر روستا به صورت تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد.
یافته‌ها: به منظور بررسی موضوع از 67 مؤلفه استفاده شد که هفت مؤلفه به علت نداشتن کفایت لازم از مدل حذف شدند. نتایج ارزیابی اولیه مدل اندازه‌گیری، گویای مناسب بودن مدل است. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن است. بررسی یافته‌ها نشان می‌دهد، بیشترین بار عاملی برای عوامل ایجاد برگزاری جشنواره‌های فرهنگی- تفریحی، بهبود روشنایی معابر و تنوع الگوی کشت و برندسازی محصول برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 43/961 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط به توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل اجتماعی- فرهنگی است.
نتیجه‌گیری: توسعه گردشگری کشاورزی در بخش مرکزی اردبیل، نیازمند همگرایی مفهومی با ابعاد مدیریتی، سیاستی و قانونی است و یک توسعه همه‌جانبه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی را پدید می‌آورد. به طور کلی تمام ابعاد در نظر گرفته شده، اثرات متعددی بر توسعه پایدار گردشگری کشاورزی دارند و موجب شکوفایی گردشگری در منطقه خواهند شد. در این صورت، زمینه اشتغال‌زایی، افزایش توان اقتصادی، جلوگیری از مهاجرت، بهره‌وری فراورده‌های روستایی و صنایع دستی برای روستاهای این ناحیه فراهم خواهد آمد.

 
عباس ظهوری عین الدین، حمزه نوذری، کرم حبیب پور گتابی، محمد جواد زاهدی مازندرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: طراحی و اجرای برنامه‌های اشتغال یکی از مهم‌تریم وظایف دولت‌ در ایران است. سازمان‌های دولتی اقدامات مختلفی برای اشتغال انجام می‌دهند اما آمارها نشان می‌دهد با وجود راهبردها و برنامه‌های متعدد اشتغال‌زایی، وضعیت اشتغال جوانان بهتر نشده و کماکان میزان بیکاری جوانان بالاتر از متوسط جامعه است. پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان موفقیت یا عدم موفقیت این برنامه‌ها و اقدامات را توضیح داد؟
روش پژوهش: در این تحقیق از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. این اسناد عبارت‌اند از: برنامه‌های اجرایی اشتغال، گزارش‌های سیاستی و گزارش‌های اجرای اقدامات در حوزه اشتغال‌زایی. اغلب این اسناد در مرکز پژوهش‌‌های مجلس شورای اسلامی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، و وزارت ورزش و جوانان تدوین شده است. برنامه‌ها و گزارش‌ها با هدف تحلیل روند تغییرات برنامه‌های حوزه اشتغال و تحلیل نظری آنها واکاوی شده‌اند. اسناد با روش تحلیل مضمون کد‌گذاری شده‌اند. در نهایت، مضامین تولید شده به پرسش و ادبیات نظری پژوهش پیوند می‌خورد و گزارش علمی تولید می‌شود.
یافته‌ها: تحقیقات این حوزه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: الف) پژوهش‌هایی که با مفهوم رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری، برنامه‌ها و اقدامات اشتغال را تحلیل کرده‌اند؛ به این معنا که تا رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری افزایش نیابد برنامه‌های اشتغال در تحقق اهدافشان شکست می‌خورند. ب) پژوهش‌هایی که ناموفق ‌بودن برنامه‌های اشتغال را در به‌روز و جدید نبودن عناوین برنامه‌ها و اقدامات دانسته‌اند. این تحقیق با تحلیل اسناد اشتغال روند تغییرات در عناوین برنامه‌های اشتغال در دو دهه اخیر را توضیح داده است که نشان می‌دهد اغلب برنامه‌ها و اقدامات اشتغال به‌روز شده‌‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد چالش‌های طراحی و اجرای این برنامه‌ها عبارت‌اند از عدم شفافیت، نبود نظارت و مسئله هماهنگی.
نتیجه‌گیری: برنامه‌ها و اقدامات اشتغال دارای مسائلی مانند عدم شفافیت، مشکل نظارت و نبودِ هماهنگی و در نتیجه، کیفیت پائین است. شفافیت، نظارت و هماهنگی و در نتیجه، موفقیت برنامه‌های اشتغال معطوف به ارتباط مناسب بین جامعه مدنی، دولت و بازار است.


صفحه 24 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb