جستجو در مقالات منتشر شده



زهرا علی نژاد، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدی‌کنگرانی، حسن یگانه،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر، با هدف چگونگی حفظ دانش سنتی در میان بومیان و تحلیل شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه انجام گرفته است.
روش پژوهش: در این پژوهش، برای دستیابی به شیوه‌های انتقال دانش بومی، شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی، رویکرد تحلیل شبکه به‌کارگرفته شد. برای این منظور، در فصل بهار و تابستان سال‌های 1402 و 1403، پس از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهده مشارکتی با 53 نفر از ساکنان بومی این منطقه، از شاخص‌های خُرد و کلان شبکه نظیر مرکزیت درجه و بینابینی، تراکم و MDS استفاده و از با نرم‌افزار‌های NetDrow و UCINET به ترسیم و تحلیل گراف‌ها اقدام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اکثر بومیان از فواید درمانی گیاهان دارویی و نحوه‌ی فراوری آن‌ها آگاه بوده و از آن‌ها به عنوان اولویت اول در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها بهره می‌گیرند و از همین طریق دانش و تجربه‌ی زمان آزموده‌ی خود و گذشتگان را حفظ و سپس منتقل می‌نمایند. همچنین تحلیل گراف‌ها در زمینه‌ی انتقال دانش سنتی نشان داد که بیشترین مرکزیت درجه و بینابینی در شبکه‌ی یادگیری شامل مادر و مادربزرگ و در شبکه‌ی یاددهی شامل فرزند است. این یافته نشان می‌دهد که انتقال دانش در میان جوامع روستایی این منطقه، انتقالی عمودی و نسل به نسل بوده و خانواده و به‌ویژه مادران در یادگیری دانش سنتی فرزندان دارای نقش کلیدی هستند.
نتیجه‌گیری: با توجه به روایی بودن دانش بومی و انتقال موروثی آن، نه تنها ثبت و ضبط این دانش گرانبها اهمیت دارد؛ بلکه حفظ و انتقال آن نیز حائز اهمیت است. بر همین اساس، رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر می‌تواند در سایر مناطق روستایی و عشایری نیز استفاده شود و با شناسایی افراد و عوامل موثر در انتقال دانش، سبب حفظ و انتقال درست دانش زمان آزموده‌ی مردمان مختص همان منطقه شود.

سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوان‌بخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکه‌سازی صندوق‌های حمایت از توسعه فعالیت‌های کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونه‌گیری تصادفی به‌دست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایین‌تر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روان‌شناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی مطرح می‌شوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرم‌افزار EVIWES اثرات نهایی و کشش‌های هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشی‌ـ ‌ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستی‌ـ‌ قانونی، روان‌شناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوق‌های حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ به‌طوری‌که بر اساس کشش‌های محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش می‌یابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: الویت‌بندی تأثیر مؤلفه‌های شبکه‌سازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوق‌های حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روان‌شناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفه‌هاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاس‌های مهارتی کسب‌وکار می‌تواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.

 
معصومه رفیعی، وحید ریاحی، سهراب یزدانی، فرشید مهری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: با شکل‌گیری گفتمان شیوه تولید آسیایی که مارکس و انگلس در اواخر قرن نوزدهم صورت‌بندی کردند، و بر پایه مولفه‌های جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی، روستا پایگاه اصلی و فراز نظریه وجه تولید آسیایی شناخته شد. به‌دنبال قرارگیری در فرآیندی که در آن روستا اعتبار و شاخصه بنیادی نظریه است، مناسباتی به‌وجود آمد که مجموعاً در ارتباط فراگیر و فرادستی با جغرافیای روستایی قابل تفسیر هستند. این تحقیق با هدف تبیین جایگاه روستا در نظریه شیوه تولید آسیایی به‌دنبال مرور نظریه و تفسیرهای متفاوت دانش‌های گوناگون در موضوع جایگاه روستا است.
روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، مستندات دانش‌های گوناگون به‌ویژه مطالعات تاریخی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و بعضاً علوم جغرافیایی، در ارتباط با نظریه شیوه تولید آسیایی است. بدین منظور، مطالعات مرتبط به‌ویژه در مناطق آفریقا و کشورهای چین، کره، ایران و روسیه که مطالعه گفتمان شیوه تولید آسیایی بر آن‌ها تمرکز دارد، بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش تاویل‌گرایی با مرور مصداق‌ها و شواهدی است که از متون اتخاذ گردیده است.
یافته‌ها: با کنار هم قراردادن حدود 80 شاهد مثالی، هفت مقوله هسته‌ای و کانونی به‌دست آمد که از آنها می‌توان روستا را بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی تفسیر کرد. اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته نیز از ویژگی‌های جوامع روستایی در بستر شرقی (آسیایی) آن است.
نتیجه‌گیری: در جوامعی که گفتمان تولید آسیایی مورد بحث بوده است، روستا نخست بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی است؛ سپس در تفسیرهای شیوه تولید آسیایی روستا با ویژگی‌های اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته شناخته می‌شود.

ابوالقاسم تقی‌زاده فانید، خانم ساجده دین‌پرست، صادق ثقفی اصل، سعید نصیری زارع، حسن قاسملو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: اثرات گردشگری به‌ویژه در فضاهای روستایی برحسب موقعیت‌های فضایی متفاوت است. درواقع، اگر بنا بر این باشد تا فعالیت‌های گردشگری به عنوان یک رویکرد برای توسعه پایدار اقتصادی در نواحی روستایی پذیرفته شود، لازم است تا توزیع منافع حاصل از آن بررسی شود و برنامه‌ریزی‌های لازم برای توزیع عادلانهء آن انجام گردد. پژوهش حاضر ضمن توجه کردن به این موضوع، اثرات اقتصادی گردشگری گاسترنومی «کباب بناب» را به عنوان یک پدیده جغرافیایی در فضاهای روستایی شهرستان بناب مطالعه کرده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از لحاظ ماهیت، کمّی است که از روش پیمایش بهره جسته است. بررسی مسئله، پیشینه و چارچوب نظری با مشاهدات میدانی و مطالعه کتابخانه‌ای انجام شد. داده‌های مربوط به اثرات اقتصادی گردشگری گاسترونومی با تعیین شاخص‌ها و تکمیل پرسشنامه توسط 242 نفر از روستاییان، جمع‌‌آوری و با آزمون‌ تی ‌تک‌نمونه‌ای، تحلیل خوشه‌ای، خودهمبستگی فضایی مکانی و رگرسیون وزن‌دار جغرافیایی بررسی شد.
یافته‌ها: جاذبه گردشگری «کباب بناب» موجب توسعه اشتغال، بازاریابی و فروش محصولات محلی روستائیان و همچنین افزایش درآمد ساکنان محلی گردیده است. در سوی دیگر، عامل مجاورت مکانی و انسانی ازجمله عوامل اصلی در جذب منافع اقتصادی گردشگری در سکونتگاه‌هایروستایی ناحیه مورد مطالعه بوده است. در این سکونتگاه‌ها، نیروی انسانی لازم با داشتن مشاغل در رستوران‌ها و اغذیه‌های کباب بناب و مشاغل مرتبط با آن در شهر بناب و یا در نزدیکترین سکونتگاه روستایی، نقش اصلی در جذب منافع اقتصادی داشته است.
نتیجه‌گیری: توزیع عادلانه و مناسب منافع حاصل از صنعت گردشگری می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی ساکنان محلی، تقویت مشارکت جوامع و حتی پایداری این نوع از صنعت گردد. در جهت رسیدن به چنین عملکردی،  شناخت توزیع فضایی منافع آن و برنامه‌ریزی برای آن در سکونتگاه‌های روستایی حایز اهمیت است.

 


زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیین‌کننده در افزایش مهارت، اشتغال‌پذیری و بهبود بهره‌وری نیروی کار دارد. این نوع آموزش‌ها، به‌ویژه در نواحی روستایی، می‌تواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارت‌های کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکل‌گیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامی‌که زنان روستایی از راه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای توانمند می‌شوند، نه‌تنها مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسب‌وکارهای خُرد و خانگی را به‌دست می‌آورند، بلکه درک بهتری از ظرفیت‌های اقتصادی محیط خود نیز پیدا می‌کنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعال‌تر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر می‌شود. بنابراین، پیوند میان آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینه‌ساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روش‌های اسنادی و پیمایشی جمع‌آوری‌شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تکنیک‌های کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیم‌گیری ARAS در GIS استفاده‌ شده‌است.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌طورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پس‌انداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستان‌های مختلف شهرستان متفاوت بوده‌است. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالی‌که دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزش‌ها داشته‌است.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزش‌ها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید می‌کند.

 
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروه‌‌های خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده‌‌ها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. داده‌‌های گردآوری شده با بهره‌‌گیری از آزمون‌‌های T تک‌نمونه‌‌ای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه‌‌ و تحلیل شده است.
یافته‌ها: نتایج آزمون T تک‌نمونه‌‌ای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخص‌‌های توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخص‌‌های مشارکت در تصمیم‌‌گیری‌‌های خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیش‌‌ترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. هم‌‌چنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخص‌‌های تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیش‌‌ترین تغییرات در شاخص‌‌های خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجه‌گیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.

جواد حاجی علی زاده،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر زیست‌پذیری خانوارهای روستایی در دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب بوده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه انجام آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را خانوارهای روستایی دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب تشکیل داده است. بر طبق نتایج سرشماری سال 1395، تعداد 3828 خانوار برابر با 12262 نفر در این دهستان ساکن هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 349 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوی داده‌ها و اطلاعات تحقیق با پرسشنامه محقق‌ساخته به‌دست آمده است که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظرات کارشناسان و اساتید مربوطه مورد تایید قرار گرفت. همچنین، پایایی آن با استفاده از فرمول کوکران برای مولفه کارآفرینی گردشگری برابر با 0/79 و برای مولفه زیستپذیری برابر با 0/77 و برای کل پرسشنامه برابر با 0/78 به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق از آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج آزمون تی تک‌نمونهای نشان داد که وضعیت کارآفرینی گردشگری با میانگین 3/121 و وضعیت زیستپذیری خانوارهای روستایی با میانگین 3/223 در حالت مطلوب قرار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره از بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر زیستپذیری خانوارهای روستایی نشان داد که شاخص اقتصادی بیشترین تاثیر را بر زیستپذیری خانوارهای روستایی با مقدار ضریب بتای 0/376 داشته است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که مقدار ضریب همبستگی به‌دست آمده برابر با 0/376 است که نشان‌دهنده رابطه معنادار بین کارآفرینی گردشگری و زیست‌پذیری خانوارهای روستایی است.
نتیجه‌گیری: بین کارآفرینی گردشگری و زیست‌پذیری خانوارهای روستایی رابطهء معناداری وجود دارد، به‌طوری که با فراهم شدن بستر کارآفرینی و ارتقاء شاخص‌های اقتصادی گردشگری، شاخص‌های زیست‌پذیری خانوارهای روستایی نیز بهبود می‌یابد.

سیدهادی طیب نیا، علی ایزدی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالش‌های مختلفی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی رو‌به‌رو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر می­انجامد. بنابراین، بحث سکونتگاه­های خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالش­ها در بیشتر مناطق کشور مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارائه الگویی مناسب برای شکل­ گیری سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام گردیده است. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدید­های اولیه میدانی، طیف گسترده­ای از شاخص‌ها متناسب با شرایط روستاهای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع­ آوری داده­ها براساس شاخص­های انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامه‌های خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل‌های آماری دیمتل فازی و نرم‌افزار SPSS استفاده گردید.
یافته‌ها: یافته ­های تحقیق موید آن است که مولفه مشارکت از با میانگین 4/05 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، در 70/3 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکل ­گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایش‌یافته، در 21/2 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکل­ گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهش‌یافته است.
نتیجه‌گیری: با توجه به پتانسیل‌ها و چالش‌های فراروی شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق در منطقه، مناسب
ترین الگو برای شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق، الگوی مشارکتی است. الگوهای مشارکت با بیشترین مقدار D - R   که این معیار مهم­ترین الگو است؛ به این معنی که اگر این الگوی سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی ارتقاء یابد سایر الگوهای سکونتگاه­های خلاق ارتقاء و در نتیجه زمینه پدیدارشدن فرآیند شکل­ گیری افزایش م­ی  یابد.

مسلم قاسمی، سعیده فخاری، احسان جعفری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیشران‌های کلیدی محلی موثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق آینده  1414 با رویکرد آینده‌پژوهی انجام شده است.
روش پژوهش: نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناخت، ترکیبی (کیفی-کمّی) است. جامعه آماری شامل کارشناسان و مدیران حوزه گردشگری شهرستان فردوس بود که در مرحله کیفی با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌ای و رسیدن به اشباع نظری، 30 نفر از آنان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه تأثیرات متقابل آینده‌پژوهی و مصاحبه‌های ساختاریافته انجام شد. داده‌ها با استفاده از مدل ساختاری  MICMAC تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که از میان 15 پیشران شناسایی‌شده، مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی داخلی (محلی) مؤثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق  1414، ایجاد امنیت اجتماعی در مقصد و جاذبه‌های گردشگری ( 15 +)، ترویج و حفظ صنایع دستی بومی- محلی (11+)، توسعه زیرساخت‌های گردشگری محلی (7 +)، برندسازی و بازاریابی محصولات گردشگری محلی (7 +)، حفظ پتانسیل‌های تاریخی و میراث فرهنگی محلی (5 +)، سرمایه‌گذاری و تأمین منابع مالی گردشگری (1 +)، است.
نتیجه‌گیری: این پژوهش نسبت به مطالعات قبلی، ضمن به‌کارگیری رویکرد آینده‌پژوهی، پیشران‌های موثر بر توسعه گردشگری را در ابعاد محلی (داخلی) و فرامحلی مورد ارزیابی قرار داده است.

 
معصومه رهدار، صادق اصغری‌لفمجانی، محمودرضا میرلطفی، محمد پیرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: کمیته امداد به‌عنوان یکی از نهادهای اصلی حمایتی در ایران، مأموریت دارد با تکیه بر رویکرد توانمندسازی، زمینه خروج خانوارهای فقیر و محروم را از چرخه فقر فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی و آسیب‌شناسی اقدامات این نهاد در توانمندسازی خانوارهای روستایی شهرستان هامون در منطقه سیستان انجام‌شده است.
روش پژوهش: روش تحقیق، توصیفی ‌ـ ‌تحلیلی و مبتنی بر داده‌های اسنادی و میدانی بوده و داده‌ها با پرسشنامه‌های ساخت‌یافته در دو سطح خانوار و خبرگان محلی گردآوری شده‌است. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای شهرستان هامون است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۶۹ خانوار به‌عنوان نمونه انتخاب شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره ARAS  و نرم‌افزارهای SPSS و ArcGIS صورت گرفته‌است.
یافته‌ها: در میان شاخص‌های اقتصادی، وام‌های خودکفایی و اشتغال با میانگین‌های 1/08 و 1/23 کمترین اثربخشی را در توانمندسازی اقتصادی داشته‌اند، درحالی‌که شاخص‌هایی نظیر ارتقاء آرامش روانی و رضایتمندی از زندگی، بالاترین امتیاز را در بُعد اجتماعی‌ ـ ‌فرهنگی کسب کرده‌اند. همچنین، نتایج آزمون فریدمن بیانگر وجود تفاوت معنادار بین ابعاد مختلف توانمندسازی است، به‌طوری‌که بُعد اجتماعی ـ‌ فرهنگی از بیشترین کیفیت و بُعد اقتصادی از کمترین کیفیت برخوردار است.
نتیجه‌گیری: بر اساس تحلیل‌های این پژوهش، ضعف در نظارت بر اجرای برنامه‌ها و ناکارآمدی نیروی انسانی در تحقق اهداف برنامه‌ای، مهم‌ترین عوامل ناکارآمدی اقدامات کمیته امداد شناسایی شدند. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در سیاست‌های اجرایی، آموزش تخصصی پرسنل و تقویت نظارت فرآیندمحور در جهت ارتقاء اثرگذاری برنامه‌های توانمندسازی در مناطق روستایی است.

 
احسان مکرم زاهد، رویا اشراقی سامانی، بیتا رحیمی بدر، علیرضا نوشری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: هدف این پژوهش، تحلیل و اولویت‌بندی اثر تسهیلات حمایتی و راهبردهای بازاریابی بر عملکرد اقتصادی دامداری‌های روستایی در استان خراسان رضوی است.
روش پژوهش: در این پژوهش، از مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره تحلیل شبکه‌ای (ANP) استفاده شد که امکان بررسی روابط درونی و وابستگی‌های متقابل بین معیارها و زیرمعیارها را فراهم می‌سازد. ساختار مفهومی پژوهش شامل ۷ معیار اصلی و ۲۵ زیرمعیار بود که با هدف تبیین دقیق مؤلفه‌های اثرگذار بر عملکرد اقتصادی تدوین شد. داده‌های مورد نیاز با طراحی پرسشنامهء مقایسه زوجی و تکمیل آن توسط ۲۳۷ دامدار در شهرستان‌های مختلف استان خراسان رضوی گردآوری شد. پس از تشکیل ماتریس‌های مقایسه زوجی، وزن معیارها و زیرمعیارها محاسبه شد و تحلیل نهایی با استفاده از نرم‌افزار Super Decisions انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که سه معیار «تسهیلات حمایتی»، «هزینه‌های اقتصادی» و «راهبردهای بازاریابی» دارای بالاترین اهمیت در تبیین عملکرد اقتصادی واحدهای دامداری هستند. در سطح زیرمعیارها، «هزینه خوراک دام» بیشترین وزن را به خود اختصاص داد که حاکی از بار هزینه‌ای بالای این نهاده بر دوش دامداران است. همچنین، «دسترسی به بازار» و «میزان وام‌های دریافتی» به‌ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند که نشان‌دهنده اهمیت فروش مؤثر و برخورداری از منابع مالی کافی برای توسعه و پایداری فعالیت‌هاست. از دیگر زیرمعیارهای مهم می‌توان به «بیمه محصولات دامی» و «ایجاد تعاونی‌ها» اشاره کرد که در کاهش ریسک و بهبود بازاریابی نقش کلیدی دارند.
نتیجه‌گیری: مبتنی بر این پژوهش، برای ارتقای عملکرد اقتصادی دامداری‌های روستایی، تمرکز بر بهینه‌سازی سیاست‌های حمایتی، کاهش هزینه نهاده‌ها، توسعه زیرساخت‌های بازاریابی و تقویت پوشش بیمه‌ای ضروری است. این نتیجه می‌تواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران بخش کشاورزی در مسیر تدوین برنامه‌های توسعه‌محور، هدفمند و واقع‌بینانه باشد.

 
کیومرث خداپناه، سعدی محمدی، اسداله حیدری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: گردشگری کشاورزی با ایجاد فضای ارتباطی جدید و استفاده از منابع موجود در مناطق روستایی، علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، زمینه حفاظت از زمین‌های کشاورزی را در برابر تجاوز خرده‌فروشان بزرگ و زنجیره‌های غذایی جهانی به وجود می‌آورد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری کشاورزی در نواحی روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار بهره‌بردار از اراضی کشاورزی است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر برآورد گردید. انتخاب نمونه نیز در هر روستا به صورت تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد.
یافته‌ها: به منظور بررسی موضوع از 67 مؤلفه استفاده شد که هفت مؤلفه به علت نداشتن کفایت لازم از مدل حذف شدند. نتایج ارزیابی اولیه مدل اندازه‌گیری، گویای مناسب بودن مدل است. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن است. بررسی یافته‌ها نشان می‌دهد، بیشترین بار عاملی برای عوامل ایجاد برگزاری جشنواره‌های فرهنگی- تفریحی، بهبود روشنایی معابر و تنوع الگوی کشت و برندسازی محصول برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 43/961 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط به توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل اجتماعی- فرهنگی است.
نتیجه‌گیری: توسعه گردشگری کشاورزی در بخش مرکزی اردبیل، نیازمند همگرایی مفهومی با ابعاد مدیریتی، سیاستی و قانونی است و یک توسعه همه‌جانبه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی را پدید می‌آورد. به طور کلی تمام ابعاد در نظر گرفته شده، اثرات متعددی بر توسعه پایدار گردشگری کشاورزی دارند و موجب شکوفایی گردشگری در منطقه خواهند شد. در این صورت، زمینه اشتغال‌زایی، افزایش توان اقتصادی، جلوگیری از مهاجرت، بهره‌وری فراورده‌های روستایی و صنایع دستی برای روستاهای این ناحیه فراهم خواهد آمد.

 
عباس ظهوری عین الدین، حمزه نوذری، کرم حبیب پور گتابی، محمد جواد زاهدی مازندرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: طراحی و اجرای برنامه‌های اشتغال یکی از مهم‌تریم وظایف دولت‌ در ایران است. سازمان‌های دولتی اقدامات مختلفی برای اشتغال انجام می‌دهند اما آمارها نشان می‌دهد با وجود راهبردها و برنامه‌های متعدد اشتغال‌زایی، وضعیت اشتغال جوانان بهتر نشده و کماکان میزان بیکاری جوانان بالاتر از متوسط جامعه است. پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان موفقیت یا عدم موفقیت این برنامه‌ها و اقدامات را توضیح داد؟
روش پژوهش: در این تحقیق از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. این اسناد عبارت‌اند از: برنامه‌های اجرایی اشتغال، گزارش‌های سیاستی و گزارش‌های اجرای اقدامات در حوزه اشتغال‌زایی. اغلب این اسناد در مرکز پژوهش‌‌های مجلس شورای اسلامی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، و وزارت ورزش و جوانان تدوین شده است. برنامه‌ها و گزارش‌ها با هدف تحلیل روند تغییرات برنامه‌های حوزه اشتغال و تحلیل نظری آنها واکاوی شده‌اند. اسناد با روش تحلیل مضمون کد‌گذاری شده‌اند. در نهایت، مضامین تولید شده به پرسش و ادبیات نظری پژوهش پیوند می‌خورد و گزارش علمی تولید می‌شود.
یافته‌ها: تحقیقات این حوزه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: الف) پژوهش‌هایی که با مفهوم رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری، برنامه‌ها و اقدامات اشتغال را تحلیل کرده‌اند؛ به این معنا که تا رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری افزایش نیابد برنامه‌های اشتغال در تحقق اهدافشان شکست می‌خورند. ب) پژوهش‌هایی که ناموفق ‌بودن برنامه‌های اشتغال را در به‌روز و جدید نبودن عناوین برنامه‌ها و اقدامات دانسته‌اند. این تحقیق با تحلیل اسناد اشتغال روند تغییرات در عناوین برنامه‌های اشتغال در دو دهه اخیر را توضیح داده است که نشان می‌دهد اغلب برنامه‌ها و اقدامات اشتغال به‌روز شده‌‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد چالش‌های طراحی و اجرای این برنامه‌ها عبارت‌اند از عدم شفافیت، نبود نظارت و مسئله هماهنگی.
نتیجه‌گیری: برنامه‌ها و اقدامات اشتغال دارای مسائلی مانند عدم شفافیت، مشکل نظارت و نبودِ هماهنگی و در نتیجه، کیفیت پائین است. شفافیت، نظارت و هماهنگی و در نتیجه، موفقیت برنامه‌های اشتغال معطوف به ارتباط مناسب بین جامعه مدنی، دولت و بازار است.

علی اکبر عنابستانی، حلیمه بینائیان، پگاه مریدسادات، جمیله توکلی‌نیا،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری می‌تواند نقش عمده‌ای در توانمندسازی مردم محلی و تنوع‌بخشی به رشد اقتصادی و هم‌چنین خلق فرصت‌های شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخش‌های اقتصادی ایفا کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشران‌های اثرگذار گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی انجام شده است.
روش پژوهش: روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی تحلیلی با رویکرد آینده‌پژوهی است روش جمع‌آوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانه‌ای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است. جهت استخراج پیشران‌های کلیدی پرسشنامه در پنج بعد شامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی، کالبدی و نهادی- سازمانی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل می‌دهد. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخص‌های مؤثر بر امنیت غذایی از نرم‌افزار (MICMAC) استفاده‌شده است.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داده است که در بین 91 عامل مورد بررسی در پنج بعد 20 عامل کلیدی شامل تقویت همکاری‌های بین‌نسلی (39)، آگاهی عمومی از ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی (38)، کاهش وابستگی اقتصادی به کشاورزی (49)، ایجاد فرصت‌های جدید صادراتی (49)، آگاهی زیست‌محیطی گردشگران (48)، تشویق کسب‌وکارهای سبز (47)، ایجاد کمپینگ‌های طبیعی (49)، توسعه مراکز فرهنگیگردشگری (48)، ایجاد بانک اطلاعاتی کارآفرینان (46)، افزایش شفافیت مالی (42) و غیره به عنوان پیشران‌های کلیدی شناخته‌شده اند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد که گردشگری خلاق می‌تواند به‌عنوان ابزاری کارآمد در مسیر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی عمل کند. نتایج تحلیل ساختاری بیانگر آن است که با تقویت همکاری‌های اجتماعی، احیای صنایع‌دستی، کاهش وابستگی به کشاورزی و ایجاد فرصت‌های نوین اقتصادی، نقش مهمی در توسعه کارآفرینی پایدار روستایی دارد.
 
بهیه باوان پوری، حسنعلی فرجی سبکبار، سیدعلی بدری، ندا زرندیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: در سال‌های اخیر، رضایت کاربران از اقامتگاه‌های بوم‌گردی به یکی از مؤلفه‌های کلیدی موفقیت در صنعت گردشگری تبدیل شده است. با توجه به رشد پلتفرم‌های آنلاین مانند جاباما و افزایش رقابت در این حوزه، نیاز به تحلیل داده‌محور برای شناسایی عوامل مؤثر بر رضایت کاربران بیش از پیش احساس می‌شود. فقدان مطالعات جامع با رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین در زمینه بوم‌گردی ایران، ضرورت پژوهش حاضر را برجسته می‌سازد. اقتصاد اشتراکی و پلتفرم‌های اقامتی مانند جاباما، تجربه کاربران را متحول کرده و بر اهمیت تحلیل داده‌محور تأکید دارند. مطالعات پیشین نشان داده‌اند که عواملی مانند کیفیت خدمات، نظافت، و ارزش در برابر قیمت بر رضایت کاربران تأثیر دارند. با این حال، ویژگی‌های فرهنگی و بومی اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران نیازمند بررسی‌های خاص و بومی است. روش پژوهش: در این پژوهش، داده‌های ۱۱۲۳ اقامتگاه بوم‌گردی از پلتفرم جاباما با استفاده از زبان برنامه‌نویسی Python و کتابخانه Selenium استخراج شد. متغیرهای مستقل شامل کیفیت اطلاعات، نظافت، ارزش در برابر قیمت، نحوه پذیرش، میزبانی، و موقعیت مکانی بودند و امتیاز رضایت کاربران به‌عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. مدل‌سازی با استفاده از الگوریتم‌های رگرسیونی شامل رگرسیون خطی، درخت تصمیم، جنگل تصادفی، گرادیان تقویتی، و ماشین بردار پشتیبان (SVR) با کرنل RBF انجام شد. عملکرد مدل‌ها با معیارهای میانگین مربعات خطا (MSE)، ضریب تعیین (R²)، و اعتبارسنجی متقاطع ۵-تایی ارزیابی گردید. یافته­ها: نتایج نشان داد که مدل‌های جنگل تصادفی و گرادیان تقویتی با بالای 0.86 و MSE کمتر از 0.012 بهترین عملکرد را داشتند. تحلیل اهمیت ویژگی‌ها حاکی از آن بود که کیفیت اطلاعات (با ضریب اهمیت 0.442)، نظافت، و ارزش در برابر قیمت مهم‌ترین عوامل مؤثر بر رضایت کاربران هستند. مدل درخت تصمیم، قواعد تفسیرپذیری را ارائه کرد که نشان‌دهنده نقش کلیدی کیفیت اطلاعات در گره ریشه و تأثیر نظافت و ارزش در برابر قیمت در مراحل بعدی بود.
بهروز محسنی، محمدرضا غریب رضا، سعید شعبانی، آیدینگ کرنژادی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل چالش‌ها و مسائل- مشکلات کشاورزی و منابع‌طبیعی در حوضه رودخانه اترک‌سفلی با تمرکز بر منطقه چات شهرستان گنبدکاووس است. پژوهش با تکیه بر دیدگاه نخبگان، کارشناسان و ذی‌نفعان محلی، تلاش دارد روابط علّی میان عوامل انسانی و طبیعی مؤثر بر این چالش‌ها را تبیین کرده و زمینه تصمیم‌سازی آگاهانه برای مدیریت پایدار منابع را فراهم آورد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر هدف کاربردی است. داده‌ها از طریق بررسی اسناد بالادستی و پرسشنامه تخصصی مبتنی بر طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت گردآوری شده‌اند. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. برای اولویت‌بندی مسائل و مشکلات از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد و به‌منظور تحلیل روابط علّی میان نیروهای محرک، فشارها، وضعیت‌ها، اثرات و پاسخ‌ها، مدل مفهومی DPSIR به‌عنوان چارچوب تحلیلی پژوهش به‌کار گرفته شد.
یافته‌ها: در حوزه مخاطرات محیطی، "افزایش دمای منطقه و تغییر الگوی بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی" با میانگین رتبه 13.98 به‌عنوان مهم‌ترین چالش شناسایی شد. در حوزه مشکلات زیست‌محیطی، "نبود نظارت مؤثر بر عملیات صنعتی و کشاورزی و بروز آلودگی‌های غیرقابل جبران محیط‌زیست" با میانگین رتبه 14.53 بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد. در حوزه کشاورزی و منابع‌طبیعی، "افزایش قیمت نهاده‌های کشاورزی مانند بذر و کود" و "نبود سیستم‌های مؤثر مدیریت پسماند" هر دو با میانگین رتبه 14.19 به‌عنوان مهم‌ترین مشکلات شناسایی شدند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که تفاوت معناداری میان اولویت مسائل و مشکلات در هر سه حوزه وجود دارد (Sig =0.000). تحلیل نتایج در قالب مدل DPSIR نشان داد که نیروهای محرک اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی نقش غالبی در شکل‌گیری این مشکلات دارند.
 
خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور  شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی،  از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و  همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل می‌کند و بر شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر می‌گذارند، نقش مهمی دارد
بیژن رضایی، ایوب پژوهان، معین سلیمانی، خدیجه عزیزی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته و از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد و در بخش کمی از روش ساختاری تفسیری با تکنیک ISM-DEMATEL یکپارچه بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را خبرگان دانشگاهی، کارشناسان بهزیستی و سازمان‌های ذی‌ربط که به‌طور مستقیم با امر اشتغال افراد معلول در ارتباط هستند؛ و افراد معلول تشکیل داد. در بخش کیفی،  نمونه‌گیری به‌روش هدفمند و از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی تعداد 25 خبره از جامعه بخش کیفی به‌صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق بررسی مطالعات ثانویه، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، گروه‌های کانونی و پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شدند.در بخش کیفی، نتایج نشان داد که مقولات شبکه‌سازی و بازارسازی برای محصولات، پایدارسازی و بهبود مستمر طرح، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم، ظرفیت‌سازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی، شناسایی متقاضیان و افراد  مستعد اشتغال‌آفرینی، عوامل مؤثر بر ایجاد الگوی اشتغال پایدار برای معلولان هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که در گام نخست شناسایی متقاضیان و افراد  مستعد اشتغال‌آفرینی؛ گام دوم اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم؛ گام سوم ظرفیت‌سازی روانی و توانمندسازی مهارتی و حمایت مالی و زیرساختی، و گام چهارم شبکه‌سازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسب‌وکار در نظر گرفته شد. 
 
افسانه احمدی، اسماعیل تقوی زیروانی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: هدف این پژوهش تحلیل پدیده انقباض روستایی با تأکید بر نقش کالایی شدن فضا و مهاجرت است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش تحقیق توصیفی تحلیلی مبتنی بر مشاهدات میدانی و اسنادی می باشد. روش تعیین حجم نمونه در پرسشنامه متخصصان در ارتباط با عوامل کالایی شدن فضا و پرسشنامه روستاییان در ارتباط با عوامل مؤثر بر مهاجرت اشباع نظری می باشد. روش نمونه گیری در بخش پرسشنامه متخصصان و شهروندان روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند می باشد.
یافته‌ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان به ترتیب  عواملی همچون  عملکرد ناکارآمد مسئولان شهر، فقر خانواده و نابرابری در امکانات و خدمات میان این روستا با مرکز استان و سایر شهرهای مقصد و... می باشد. بر اساس مدل دنپ مهم ترین عوامل مؤثر در کالایی شدن فضای روستا در ارتباط با پدیده انقباض شهری به ترتیب عواملی همچون جمله تخریب چشم اندازهای طبیعی، احساس بیگانگی با فضا، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، احساس خصوصی شدن فضا، بیکاری در روستا و.. می باشد.
نتیجه‌گیری:  نتایج نشان داد که . انقباض روستایی در سقز، قربانی منطق کالایی‌سازی فضا توسط سرمایه داری نئولیبرال و ناکارآمدی حاکمیت محلی است. مهاجرت، عامل مهم این فرآیند است که خود به چرخه معیوب انقباض دامن می‌زند.
دکتر سعدی محمدی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

توسعه و پیشرفت فعالیتهای کارآفرینانه در محیط­های روستایی به عنوان راه حلی مطمئن که توانایی ترسیم چشم انداز روشنی از تحقق توسعه پایدار روستایی را دارد؛ در گروه مطلوب بودن عناصر محیطی و مشخصه­های فردی و روانی روستاییان است. اما با توجه به ضعف­های متعددی که در عرصه­های اقتصادی، اجتماعی، محیطی-کالبدی و نهادی نواحی روستاها وجود دارد که بازتاب این معضلات نیز، وجود روستاها و روستاییانی است که از مشخصه­های مورد نیاز کارآفرینی به دور می باشند لازم است تا با اجرای برنامه­های توسعه و از جمله مهمترین آنها با توجه به اهمیت بعد اقتصادی در پایداری حیات و معیشت روستاییان، به تنوع بخشی اقتصاد روستایی پرداخت تا بتوان محیط روستایی را به محیطی شایسته فعالیت و تعالی روستاییان بدل نمود. حال، پژوهش حاضر سعی دارد تا اثرات این تنوع بخشی اقتصادی بر وضعیت عناصر محیطی و مشخصه­های فردی موثر بر کارآفرینی روستاییان را در روستاهای شهرستان مریوان بررسی نماید.
پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، جامعه آماری این پژوهش با توجه به رویکرد مقایسه­ای آن، دو گروه روستاهای برخودار از تنوع اقتصادی و روستاهای فاقد این تنوع بخشی در شهرستان مریوان است که پس از تعیین روستاهای هدف، به روش کوکران؛ حجم نمونه تعیین و پرسشنامه­هایی به صورت طبقهای در بین روستاها و تصادفی ساده در میان روستاییان توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده­های حاصله نیز، با آزمون­های آمار استنباطی(تی مستقل و تحلیل مسیر) انجام گرفت. نتایج نشان دادند که تنوع اقتصادی انجام شده موجب ایجاد تفاوت معنی­داری در مطلوبیت وضعیت عناصر محیطی و مشخصه­های فردی موثر بر کارآفرینی در دو گروه روستایی مورد مطالعه گردیدهاست. همچنین، شاخص اقتصادی در میان عوامل محیطی و شاخص میزان انگیزه در میان مشخصه­های فردی، بیشترین تاثیر را در بهبود وضعیت کارآفرینی روستاها بواسطه اثرپذیری از تنوع اقتصادی انجام شده دارا هستند.
 

صفحه 24 از 25     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb