علی اکبر عنابستانی، حلیمه بینائیان، پگاه مریدسادات، جمیله توکلینیا،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری میتواند نقش عمدهای در توانمندسازی مردم محلی و تنوعبخشی به رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصتهای شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخشهای اقتصادی ایفا کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشرانهای اثرگذار گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی انجام شده است.
روش پژوهش: روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی با رویکرد آیندهپژوهی است روش جمعآوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانهای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است. جهت استخراج پیشرانهای کلیدی پرسشنامه در پنج بعد شامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی، کالبدی و نهادی- سازمانی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل میدهد. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخصهای مؤثر بر امنیت غذایی از نرمافزار (MICMAC) استفادهشده است.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داده است که در بین 91 عامل مورد بررسی در پنج بعد 20 عامل کلیدی شامل تقویت همکاریهای بیننسلی (39)، آگاهی عمومی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی (38)، کاهش وابستگی اقتصادی به کشاورزی (49)، ایجاد فرصتهای جدید صادراتی (49)، آگاهی زیستمحیطی گردشگران (48)، تشویق کسبوکارهای سبز (47)، ایجاد کمپینگهای طبیعی (49)، توسعه مراکز فرهنگی–گردشگری (48)، ایجاد بانک اطلاعاتی کارآفرینان (46)، افزایش شفافیت مالی (42) و غیره به عنوان پیشرانهای کلیدی شناختهشده اند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که گردشگری خلاق میتواند بهعنوان ابزاری کارآمد در مسیر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی عمل کند. نتایج تحلیل ساختاری بیانگر آن است که با تقویت همکاریهای اجتماعی، احیای صنایعدستی، کاهش وابستگی به کشاورزی و ایجاد فرصتهای نوین اقتصادی، نقش مهمی در توسعه کارآفرینی پایدار روستایی دارد.
بهیه باوان پوری، حسنعلی فرجی سبکبار، سیدعلی بدری، ندا زرندیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: در سالهای اخیر، رضایت کاربران از اقامتگاههای بومگردی به یکی از مؤلفههای کلیدی موفقیت در صنعت گردشگری تبدیل شده است. با توجه به رشد پلتفرمهای آنلاین مانند جاباما و افزایش رقابت در این حوزه، نیاز به تحلیل دادهمحور برای شناسایی عوامل مؤثر بر رضایت کاربران بیش از پیش احساس میشود. فقدان مطالعات جامع با رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین در زمینه بومگردی ایران، ضرورت پژوهش حاضر را برجسته میسازد. اقتصاد اشتراکی و پلتفرمهای اقامتی مانند جاباما، تجربه کاربران را متحول کرده و بر اهمیت تحلیل دادهمحور تأکید دارند. مطالعات پیشین نشان دادهاند که عواملی مانند کیفیت خدمات، نظافت، و ارزش در برابر قیمت بر رضایت کاربران تأثیر دارند. با این حال، ویژگیهای فرهنگی و بومی اقامتگاههای بومگردی ایران نیازمند بررسیهای خاص و بومی است. روش پژوهش: در این پژوهش، دادههای ۱۱۲۳ اقامتگاه بومگردی از پلتفرم جاباما با استفاده از زبان برنامهنویسی Python و کتابخانه Selenium استخراج شد. متغیرهای مستقل شامل کیفیت اطلاعات، نظافت، ارزش در برابر قیمت، نحوه پذیرش، میزبانی، و موقعیت مکانی بودند و امتیاز رضایت کاربران بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. مدلسازی با استفاده از الگوریتمهای رگرسیونی شامل رگرسیون خطی، درخت تصمیم، جنگل تصادفی، گرادیان تقویتی، و ماشین بردار پشتیبان (SVR) با کرنل RBF انجام شد. عملکرد مدلها با معیارهای میانگین مربعات خطا (MSE)، ضریب تعیین (R²)، و اعتبارسنجی متقاطع ۵-تایی ارزیابی گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که مدلهای جنگل تصادفی و گرادیان تقویتی با R² بالای 0.86 و MSE کمتر از 0.012 بهترین عملکرد را داشتند. تحلیل اهمیت ویژگیها حاکی از آن بود که کیفیت اطلاعات (با ضریب اهمیت 0.442)، نظافت، و ارزش در برابر قیمت مهمترین عوامل مؤثر بر رضایت کاربران هستند. مدل درخت تصمیم، قواعد تفسیرپذیری را ارائه کرد که نشاندهنده نقش کلیدی کیفیت اطلاعات در گره ریشه و تأثیر نظافت و ارزش در برابر قیمت در مراحل بعدی بود.
بهروز محسنی، محمدرضا غریب رضا، سعید شعبانی، آیدینگ کرنژادی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی، اولویتبندی و تحلیل چالشها و مسائل- مشکلات کشاورزی و منابعطبیعی در حوضه رودخانه اترکسفلی با تمرکز بر منطقه چات شهرستان گنبدکاووس است. پژوهش با تکیه بر دیدگاه نخبگان، کارشناسان و ذینفعان محلی، تلاش دارد روابط علّی میان عوامل انسانی و طبیعی مؤثر بر این چالشها را تبیین کرده و زمینه تصمیمسازی آگاهانه برای مدیریت پایدار منابع را فراهم آورد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر هدف کاربردی است. دادهها از طریق بررسی اسناد بالادستی و پرسشنامه تخصصی مبتنی بر طیف پنجدرجهای لیکرت گردآوری شدهاند. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. برای اولویتبندی مسائل و مشکلات از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد و بهمنظور تحلیل روابط علّی میان نیروهای محرک، فشارها، وضعیتها، اثرات و پاسخها، مدل مفهومی DPSIR بهعنوان چارچوب تحلیلی پژوهش بهکار گرفته شد.
یافتهها: در حوزه مخاطرات محیطی، "افزایش دمای منطقه و تغییر الگوی بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی" با میانگین رتبه 13.98 بهعنوان مهمترین چالش شناسایی شد. در حوزه مشکلات زیستمحیطی، "نبود نظارت مؤثر بر عملیات صنعتی و کشاورزی و بروز آلودگیهای غیرقابل جبران محیطزیست" با میانگین رتبه 14.53 بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد. در حوزه کشاورزی و منابعطبیعی، "افزایش قیمت نهادههای کشاورزی مانند بذر و کود" و "نبود سیستمهای مؤثر مدیریت پسماند" هر دو با میانگین رتبه 14.19 بهعنوان مهمترین مشکلات شناسایی شدند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که تفاوت معناداری میان اولویت مسائل و مشکلات در هر سه حوزه وجود دارد (Sig =0.000). تحلیل نتایج در قالب مدل DPSIR نشان داد که نیروهای محرک اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی نقش غالبی در شکلگیری این مشکلات دارند.
خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی، از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی –فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل میکند و بر شکلگیری شبکههای اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر میگذارند، نقش مهمی دارد
بیژن رضایی، ایوب پژوهان، معین سلیمانی، خدیجه عزیزی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته و از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد و در بخش کمی از روش ساختاری تفسیری با تکنیک ISM-DEMATEL یکپارچه بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را خبرگان دانشگاهی، کارشناسان بهزیستی و سازمانهای ذیربط که بهطور مستقیم با امر اشتغال افراد معلول در ارتباط هستند؛ و افراد معلول تشکیل داد. در بخش کیفی، نمونهگیری بهروش هدفمند و از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی تعداد 25 خبره از جامعه بخش کیفی بهصورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق بررسی مطالعات ثانویه، مصاحبههای نیمهساختاریافته، گروههای کانونی و پرسشنامه محققساخته گردآوری شدند.در بخش کیفی، نتایج نشان داد که مقولات شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، پایدارسازی و بهبود مستمر طرح، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم، ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی، شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی، عوامل مؤثر بر ایجاد الگوی اشتغال پایدار برای معلولان هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که در گام نخست شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی؛ گام دوم اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم؛ گام سوم ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی و حمایت مالی و زیرساختی، و گام چهارم شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسبوکار در نظر گرفته شد.
افسانه احمدی، اسماعیل تقوی زیروانی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش تحلیل پدیده انقباض روستایی با تأکید بر نقش کالایی شدن فضا و مهاجرت است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش تحقیق توصیفی تحلیلی مبتنی بر مشاهدات میدانی و اسنادی می باشد. روش تعیین حجم نمونه در پرسشنامه متخصصان در ارتباط با عوامل کالایی شدن فضا و پرسشنامه روستاییان در ارتباط با عوامل مؤثر بر مهاجرت اشباع نظری می باشد. روش نمونه گیری در بخش پرسشنامه متخصصان و شهروندان روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند می باشد.
یافتهها: یافته ها نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان به ترتیب عواملی همچون عملکرد ناکارآمد مسئولان شهر، فقر خانواده و نابرابری در امکانات و خدمات میان این روستا با مرکز استان و سایر شهرهای مقصد و... می باشد. بر اساس مدل دنپ مهم ترین عوامل مؤثر در کالایی شدن فضای روستا در ارتباط با پدیده انقباض شهری به ترتیب عواملی همچون جمله تخریب چشم اندازهای طبیعی، احساس بیگانگی با فضا، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، احساس خصوصی شدن فضا، بیکاری در روستا و.. می باشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که . انقباض روستایی در سقز، قربانی منطق کالاییسازی فضا توسط سرمایه داری نئولیبرال و ناکارآمدی حاکمیت محلی است. مهاجرت، عامل مهم این فرآیند است که خود به چرخه معیوب انقباض دامن میزند.
دکتر سعدی محمدی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
توسعه و پیشرفت فعالیتهای کارآفرینانه در محیطهای روستایی به عنوان راه حلی مطمئن که توانایی ترسیم چشم انداز روشنی از تحقق توسعه پایدار روستایی را دارد؛ در گروه مطلوب بودن عناصر محیطی و مشخصههای فردی و روانی روستاییان است. اما با توجه به ضعفهای متعددی که در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، محیطی-کالبدی و نهادی نواحی روستاها وجود دارد که بازتاب این معضلات نیز، وجود روستاها و روستاییانی است که از مشخصههای مورد نیاز کارآفرینی به دور می باشند لازم است تا با اجرای برنامههای توسعه و از جمله مهمترین آنها با توجه به اهمیت بعد اقتصادی در پایداری حیات و معیشت روستاییان، به تنوع بخشی اقتصاد روستایی پرداخت تا بتوان محیط روستایی را به محیطی شایسته فعالیت و تعالی روستاییان بدل نمود. حال، پژوهش حاضر سعی دارد تا اثرات این تنوع بخشی اقتصادی بر وضعیت عناصر محیطی و مشخصههای فردی موثر بر کارآفرینی روستاییان را در روستاهای شهرستان مریوان بررسی نماید.
پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، جامعه آماری این پژوهش با توجه به رویکرد مقایسهای آن، دو گروه روستاهای برخودار از تنوع اقتصادی و روستاهای فاقد این تنوع بخشی در شهرستان مریوان است که پس از تعیین روستاهای هدف، به روش کوکران؛ حجم نمونه تعیین و پرسشنامههایی به صورت طبقهای در بین روستاها و تصادفی ساده در میان روستاییان توزیع گردید. تجزیه و تحلیل دادههای حاصله نیز، با آزمونهای آمار استنباطی(تی مستقل و تحلیل مسیر) انجام گرفت. نتایج نشان دادند که تنوع اقتصادی انجام شده موجب ایجاد تفاوت معنیداری در مطلوبیت وضعیت عناصر محیطی و مشخصههای فردی موثر بر کارآفرینی در دو گروه روستایی مورد مطالعه گردیدهاست. همچنین، شاخص اقتصادی در میان عوامل محیطی و شاخص میزان انگیزه در میان مشخصههای فردی، بیشترین تاثیر را در بهبود وضعیت کارآفرینی روستاها بواسطه اثرپذیری از تنوع اقتصادی انجام شده دارا هستند.