4 نتیجه برای استان زنجان
شجاعت زارع، محرم عیناللهی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف این مطالعه بررسی مزیت نسبی و سودآوری مهمترین محصولات زراعی در شهرستانهای مختلف استان زنجان طی دوره 1398-1395 و رتبهبندی محصولات برای قرار گرفتن در الگوی کشت بود.
روش پژوهش: در این مطالعه از شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) برای تحلیل مزیت نسبی محصولات زراعی در تمام شهرستانهای استان زنجان استفاده شد. این شاخص بر اساس قیمت بازار و قیمت سایهای نهادهها و محصولات محاسبه میشود و محقق را در تحلیل و ارائه راهکارهایی برای اصلاح سیاستها کمک میکند.
یافتهها: بررسی میانگین چهارساله شاخص مزیت نسبی در شهرستانهای استان زنجان نشان داد که به دلیل تفاوت در عملکرد محصولات و هزینههای تولید در مناطق مختلف، مقدار و رتبه مزیت نسبی محصولات زراعی در شهرستانهای استان، متفاوت است. به طور کلی میتوان گفت که در استان زنجان، درجه مزیت نسبی محصولات سرمایهبر و آببر نسبت به سایر محصولات بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میتوان با افزایش بهرهوری نهادهها و کاهش هزینههای تولید در مناطقی که آب کافی دارند؛ مزیت نسبی محصولات را تقویت کرد. از آنجایی که داشتن مزیت نسبی لزوماً به معنای انتخاب محصول توسط کشاورزی برای الگوی کشت نیست؛ بنابراین پیشنهاد میشود دولت سیاستهای خود را به سمت کاهش فاصله رتبه مزیت نسبی با درآمد خالص محصول هدایت کند تا محصولات دارای مزیت نسبی در الگوی کشت کشاورزان قرار گیرد.
مهدی چراغی،
دوره 11، شماره 39 - ( 3-1401 )
چکیده
ناامنی غذایی و فقر غذایی میتواند علاوه بر اثرات منفی بر سلامت جسمی، تبعات اجتماعی و اقتصادی و روحی و روانی به همراه داشته باشد، ازاینرو شناخت عوامل مؤثر بر شکلگیری ناامنی غذایی ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت ناامنی غذایی و شناخت مهمترین عوامل مؤثر در بهکارگیری استراتژیهای غذایی و غیرغذایی مقابله با ناامنی غذایی هست. تحقیق حاضر از نظر نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر خانوارهای ساکن در بخش حلب، شهرستان ایجرود استان زنجان میباشد. روش گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) و روش تجزیهوتحلیل اطلاعات هم بهصورت آمار توصیفی و مدل هکمن و برای محاسبه میزان ناامنی غذایی از روش (مقیاس ناامنی غذایی) استفادهشده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد، 49.41 درصد خانوارها دارای امنیت غذایی، 31.76 درصد خانوارها دارای ناامنی غذایی بدون گرسنگی، 10.59 درصد خانوارها ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و 8.24 درصد خانوارها دارای ناامنی غذایی با گرسنگی شدید هستند. همچنین نتایج مدل هکمن نشان میدهد، مهمترین عامل تأثیرگذار در استراتژی غیر غذایی، درصد درآمد بهدستآمده از بخش غیرکشاورزی است که دراینبین عوامل درصد درآمد بهدستآمده از بخش خدمات با ضریب 246/0، شغل فرعی با مقدار ضریب 328/0 و میزان درآمد با ضریب 289/0 دارای بیشترین تأثیر هست. باتوجهبه یافتهها، پیشنهاد تحقیق حاضر جهت کاهش ناامنی غذایی تنوع فعالیتهای اقتصادی هست.
مجتبی حکیمی، جمشید عینالی، حسین فراهانی،
دوره 13، شماره 49 - ( 9-1403 )
چکیده
هدف: معادن یکی از منابع محیطی است که اولین و مهمترین نمود آن تأثیرات اقتصادی بوده و اثرات دیگر بدنبال آن حاصل میگردد و اگر بدرستی مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد سبب شکلگیری زنجیره های ارزشافزوده در سایر بخشهای اقتصادی و ایجاد زمینه ی دستیابی به اهداف توسعه پایدار می گردد. بدین جهت هدف از تحقیق حاضر شناخت اثرات بهرهبرداری از معادن بر شاخص های اقتصادی و پایداری جمعیت روستایی دهستان بوغداکندی می باشد.
روش پژوهش: نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی بوده و برای گردآوری اطلاعات و داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی شامل مشاهده (علنی و فردی)، مصاحبه (منظم) و پرسشنامه (بسته و طیفی) استفاده شده است. روایی صوری پرسشنامه از دیدگاه متخصصان بررسی شد و پایایی متغیرها از طریق ضریب آلفای کرونباخ به میزان (0.802) محاسبه گردید. جامعه ی آماری تحقیق خانوارهای دهستان بوغداکندی است. طبق سرشماری سال 1395 مجموع خانوارهای ساکن در این روستاها 2227 خانوار است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه 314 مورد محاسبه شد. روش تجزیهوتحلیل اطلاعات با استفاده از آزمونهای آماری به صورت توصیفی (میانگین، توزیع فراوانی و انحراف معیار) و استنباطی (t تک نمونهای، پیرسون، کروسکالوالیس) انجام شده است.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان از وجود رابطه معنادار میان بهره برداری از معادن و شاخصهای اقتصادی دهستان داشته بگونه ای که میانگین عددی در شاخصهای اشتغال (3.229)، شاخص درآمد (3.132)، منابع طبیعی (3.393)، رفاه (3.431)، در سطح متوسط و شاخص پایداری جمعیت (2.763-) سرمایه (2.742-) در سطح پایینتر از متوسط قرار داشته است.
نتیجهگیری: سالنامه های آماری در سالهای (1395-1385) روند کاهشی جمعیت تمامی روستاهای مورد مطالعه بجز روستای سعیدکندی که نرخ رشد (0.9) درصد را تجربه کرده است، نشان می دهد. بنابراین بهرهبرداری از منابع معدنی در منطقه اثرات مثبتی بر پایداری جمعیت نداشته است.
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری دادهها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. دادههای گردآوری شده با بهرهگیری از آزمونهای T تکنمونهای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج آزمون T تکنمونهای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخصهای توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخصهای مشارکت در تصمیمگیریهای خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیشترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. همچنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخصهای تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیشترین تغییرات در شاخصهای خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجهگیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.