8 نتیجه برای درآمد
سیدعلی حسینی،
دوره 3، شماره 7 - ( 3-1393 )
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی و تبیین میزان تأثیر عوامل موثر بر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان در استان گیلان انجام گرفته است. روش بررسی در پژوهش فوق توصیفی- تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری روستاییان استان گیلان بوده که ابتدا با روش نمونهگیری مطبق، تعداد 45 روستا از بین کلیه روستاها انتخاب و سپس با روش نمونهگیری تصادفی ساده از بین این روستاها، تعداد 380 کشاورز انتخاب گردید. جهت عاملسازی و تعیین نقش عوامل اصلی مؤثر بر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان استان گیلان و بر اساس نظر کارشناسان مربوطه، از 74 متغیر استفاده شده است که برای این کار از مدل تحلیل عاملی و مدل رگرسیون خطی استفاده شده است. با استفاده از مدل تحلیل عاملی شاخصهابهپنجگروه اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، کالبدی و جغرافیایی دستهبندی گردید که در مجموع 08/61 درصد از تغییرات واریانس را به خود اختصاص میدهد. نتایج مدل تحلیل رگرسیون خطی با روش مرحلهای، نشان داد که از 74 متغیر مستقل وارد شده به مدل، فقط 13 متغیر است که بیشترین تأثیر رگرسیونی را روی متغیر وابسته داشته است. نتیجه مدل مذکور در آخرین مرحله از پردازش نشان داد که متغیر «تثبیت قیمت محصولات» با ضریب رگرسیونی 398/0، متغیر «توانمندسازی اقشار فاقد مهارتهای فنی» با ضریب 272/0، متغیر «اقدامات اشتغال زایی دولت» با ضریب 239/0، بیشترین تأثیر رگرسیونی را روی متغیر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان داشتهاند. هم چنین یافتهها حاکی است عوامل مدیریتی بیشترین تأثیر را روی متغیر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان استان گیلان داشته است.
ابوذر پرهیزکاری،
دوره 5، شماره 17 - ( 8-1395 )
چکیده
هدف اصلی تحقیق تحلیل فضایی الگوی توزیع درآمد و سطح رفاه اجتماعی خانوارهای روستایی شهرستان طالقان (از توابع استان البرز) است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع مطالعات توصیفی است. دادههای مورد نیاز این پژوهش مربوط به سال 93-1392 بوده که با مصاحبه و تکمیل پرسشنامه از خانوارهای نمونه جمعآوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه خانوارهای روستایی شهرستان طالقان است. برای اندازهگیری نابرابری توزیع درآمد از ضریب جینی، برای محاسبه سطح رفاه اجتماعی از شاخص سن و برای تعیین معنیداری نابرابری توزیع درآمد از آزمون کروسکال- والیس استفاده شده است. مقدار ضریب جینی برای دهستانهای پایینطالقان، میانطالقان، کناررود و جوستان به ترتیب 63/0، 54/0، 41/0 و 49/0 برآورد شده است. نتایج نشان داد که توزیع درآمد خانوارهای روستایی در بخش پایین طالقان نسبت به دیگر مناطق ناپایدارتر است. نتایج آزمون کروسکال- والیس نیز نابرابری توزیع درآمد در شهرستان طالقان را نشان داده است. همچنین یافتهها حاکی است سهم درآمد حاصل از فعالیتهای باغداری مهمترین عامل نابرابری توزیع درآمد در شهرستان طالقان است. به لحاظ رفاه اجتماعی نیز خانوارهای روستایی منطقه بالا طالقان از بیشترین سطح رفاه اجتماعی برخوردار بوده است.
سیاوش جانی،
دوره 7، شماره 25 - ( 9-1397 )
چکیده
با عنایت به اهمیت توزیع مناسب درآمد در بخش روستایی کشور، در این مطالعه رابطه تخصیص منابع بین بخش های اصلی اقتصاد (کشاورزی، صنعت و خدمات) و توزیع درآمد روستایی در ایران به تفکیک استانهای محروم، برخوردار و نیمه برخوردار طی دوره (1393-1386) در قالب دادههای پانلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از برآورد الگو برای مناطق نیمه برخوردار نشان داد که انتقال سهم ارزش افزوده خدمات به بخش کشاورزی و صنعت و همچنین انتقال سهم ارزش افزوده بخش صنعت به بخش کشاورزی موجب کاهش نابرابری درآمد روستایی و انتقال سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی و صنعت به خدمات موجب افزایش نابرابری درآمد روستایی است. این در حالی است که نتایج الگو در مناطق محروم و برخوردار حاکی از آن بود که تغییر در سهم ارزش افزوده بخشهای اقتصادی استان ها بر نابرابری درآمد روستایی مناطق مذکور تأثیر معنیداری ندارد. بررسی نتایج دلالت بر آن داشت که افزایش سهم بخش کشاورزی در مناطق نیمه برخوردار موجب کاهش نابرابری روستایی است. همچنین تأکید بر افزایش سهم بخش کشاورزی در مناطق محروم در صورتی به کاهش نابرابری درآمد روستایی منجر میشود که برخورداری این مناطق از امکانات افزایش یابد و در نهایت نتایج حاکی از آن بود که در مناطق برخوردار، تأکید بر افزایش سهم بخش کشاورزی موجب کاهش نابرابری درآمد روستایی نمی شود.
علی سردارشهرکی، سمیرا امیرزاده، احمد اکبری،
دوره 8، شماره 28 - ( 6-1398 )
چکیده
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی عوامل مؤثر بر توزیع درآمد در مناطق روستایی ایران است. برای تحقق این هدف و تعیین روابط بلند مدت بین بهرهوری توزیع درآمد و متغیرهای توضیحی، از روش همانباشتگی جوهانسن- جوسیلیوس و الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) استفاده شده است. یافته های حاصل از تخمین تابع بلندمدت مدل، بیانگر تأثیر منفی و معنیدار متغیرهای تحقیق و توسعه، سرمایه گذاری در صنایع روستایی، بهره وری نیروی کار و شاخص نسبت سطح زیر کشت به تعداد نیروی کار بر ضریب جینی است. همچنین تأثیر رشد اقتصادی بر ضریب جینی مثبت و معنادار شده است، از این رو رشد بهرهوری نیروی کار کشاورزی منجر به بهبود توزیع درآمد و کاهش فقر در مناطق روستایی میشود و افزایش سرمایه گذاری در صنایع روستایی، افزون بر بهبود توزیع درآمد، از درصد روستاییان کم درآمد نیز خواهد کاست. همچنین، مخارج تحقیقات و آموزش کشاورزی به کاهش ضریب جینی در راستای توزیع عادلانهتر درآمد خواهد انجامید. در این راستا می بایست، زیرساخت های اقتصادی که از عوامل بسیار مهم در رشد و توسعه اقتصادی هر کشور است، در مناطق روستایی و مناطق دارای فقر گسترده، توسعه یابند تا بر میزان عدالت افزوده و از میزان فقر کاسته خواهد شود.
مهناز اسماعیلی، مریم قاسمی، خدیجه بوزرجمهری،
دوره 8، شماره 30 - ( 11-1398 )
چکیده
یکی از مهمترین استراتژیهای ارائه شده در چارچوب توسعه پایدار روستایی، رعایت اصل تنوع در منابع درآمدی خانوارهای روستایی است. بر این اساس هر خانوار مجموعهای متنوع از منابع درآمدی در بخش کشاورزی و غیرکشاورزی را برای بقا و بهبود استانداردهای زندگی خود تعریف مینماید. از این رو تحقیق حاضر به تبیین رابطه تنوع منابع درآمدی و کیفیت زندگی خانوارهای روستایی میپردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و واحد تحلیل خانوارهای روستایی است. حجم نمونه 258 خانوار در 15 روستا در دهستان گلمکان شهرستان چناران بوده است. متغیر مستقل «تنوع منابع درآمدی» است که به تفکیک بخشهای کشاورزی و غیرکشاورزی به کمک 14 شاخص و متغیر وابسته «کیفیت زندگی خانوارهای روستایی» است که در سه بعد اجتماعی، اقتصادی، محیطی-کالبدی به کمک 48 شاخص کمی گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی 65.72% و پایایی آن با 83/0 مورد تایید قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک طرفه نشان میدهد تنوع منابع درآمدی موجب بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی گردیده است. به طوری که میانگین کیفیت زندگی در خانوارهای دارای منابع درآمدی غیرمتنوع با 2.94، در خانوارهای دارای منابع درآمدی نیمه متنوع با 3.18 و در خانوارهای دارای منابع درآمدی متنوع با 3.45 بوده است (sig<0.05). همچنین بررسیها نشان میدهد تنوع فعالیتهای کشاورزی به طور معناداری در بهبود کیفیت زندگی خانوارها موثر بوده است اما از آنجا که تنوع منابع درآمدی غیرکشاورزی با توجه به اینکه عمدتا مربوط به کارگری با سطح دستمزد پائین بوده است، نتوانسته بر بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی موثر واقع گردد.
ارسطو یاری حصار، بهرام ایمانی، مهسا خانبابایی،
دوره 12، شماره 45 - ( 8-1402 )
چکیده
اعتبارات خرد از برنامههای مهم جهت فقرزدایی و توسـعه در سطح دنیا بـوده بهطوریکه از آن با عنوان "انقلاب اعتبارات خرد" نام میبرند. برنامـه اعتبـارات خـرد بـا ایجـاد گسـترش فعالیتهای درآمدزا برای قشرهای آسیبپذیر میباشد. در این پژوهش به عوامل بازدارنده و پیش برنده بهرهمندی از اعتبارات خرد روستایی (مطالعه موردی: روستاهای بخش هیر) و تأثیر آن بر روی عوامل بازدارنده شاخصهای بعد اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، اداری- مدیریتی، فردی و همچنین تأثیر آن بر روی عوامل پیش برنده شاخصهای بعد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، اداری- مدیریتی و فردی پرداخته شده است. روش این تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات بهصورت کتابخانهای و میدانی (پرسشنامهای)تهیه شده است. نتایج حاصل از آزمون معادلات تحلیل ساختاری در روستاهای مورد مطالعه نشان داد که در میان عوامل بازدارنده به ترتیب بعد اداری- مدیریتی با 94/0 درصد، بعد اقتصادی با 92/0 درصد، بعد فردی با 89/0 درصد و بعد اجتماعی- فرهنگی با 84/0 درصد بیشترین میانگین و در بین عوامل پیش برنده به ترتیب بعد فردی با 95/0 درصد، بعد اقتصادی با 93/0 درصد، بعد مدیریتی- اداری با 90/0 درصد و بعد اجتماعی- فرهنگی با 88/0 درصد به ترتیب بیشترین میانگین را به خود اختصاص دادهاند. نتایج تحقیقات نشان میدهد که این عوامل میتوانند نقش مهمی در بازدارندگی و پیش برندگی بهرهمندی از اعتبارات خرد روستایی در منطقه مورد مطالعه داشته باشند.
علی ایزدی، صادق اصغری لفمجانی،
دوره 14، شماره 51 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف: بافت کالبدی سکونتگاههای روستایی بسته به گذر زمان و با توجه به شرایط متفاوت قابل تغییر است. این تغییر حاصل تعامل و ارتباط متقابل با عوامل و اثرات محیطی و اقتصادی و اجتماعی است. در این راستا، اقتصاد خانوارهای روستایی نقش قابل تاملی در تغییر بازی میکند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات درآمدزایی زعفران بر تغییر بافت کالبدی- فضایی روستای فتحآباد در شهرستان رشتخوار بوده است.
روش پژوهش: در این پژوهش، نقش درآمدزایی زعفران در 355 خانوار زعفرانکار ساکن در روستای فتحآباد بررسی شد. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گستردهای از شاخصها متناسب با شرایط روستای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمعآوری دادهها براساس شاخصهای انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامههای روستا و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیلهای آماری و نرمافزار SPSS استفاده گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش مؤید آن است که بین درآمدزایی زعفران و توسعه مسکن و ساختوسازها در محدوده مورد مطالعه ارتباط معناداری وجود دارد. ضریب همبستگی بین سطح زیرکشت زعفران و توسعه مسکن و ساختوسازها 0/591 است که با توجه به مقادیر حاصل، با سطح اطمینان 99 درصد میتوان گفت که بین این دو متغیر، ارتباط مستقیم و معنادار با همبستگی متوسط برقرار است.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که هرچه سطح زیرکشت زعفران بیشتر شود، میزان تولید زعفران بیشتر و در نتیجه سطح درآمدزایی بیشتر میشود که در نهایت منجر به بهبود مسکن و توسعه ساختوسازها در محدوده مورد مطالعه میشود.
سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوانبخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکهسازی صندوقهای حمایت از توسعه فعالیتهای کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی بهدست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایینتر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روانشناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفههای شبکهسازی مطرح میشوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرمافزار EVIWES اثرات نهایی و کششهای هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشیـ ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستیـ قانونی، روانشناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفههای شبکهسازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوقهای حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ بهطوریکه بر اساس کششهای محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش مییابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش مییابد.
نتیجهگیری: الویتبندی تأثیر مؤلفههای شبکهسازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوقهای حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روانشناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفههاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاسهای مهارتی کسبوکار میتواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.