جستجو در مقالات منتشر شده


422 نتیجه برای روستایی

خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور  شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی،  از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و  همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل می‌کند و بر شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر می‌گذارند، نقش مهمی دارد
دکتر سیدهادی طیب نیا، دکتر علی ایزدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالش‌های مختلفی در زمینه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رو‌به‌رو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر می­انجامد. لذا بحث سکونتگاه­های خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالش­ها در بیشتر مناطق کشورمطرح شده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضرارائه الگویی مناسب در جهت شکل­گیری سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی شهرستان رشتخوار می­باشد.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام گردیده است. در این راستا، بررسی الگویی مناسب در جهت شکل­گیری سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی مورد بررسی قرارگرفت. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدید­های اولیه میدانی، طیف گسترده­ای از شاخص‌ها متناسب با شرایط روستای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع­آوری داده­ها براساس شاخص­های انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامه‌های خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل‌های آماری دیتمل فازی و نرم‌افزار SPSS استفاده گردید.
یافته‌ها: یافته­های تحقیق موید آن است که براساس پرسشنامه تکمیلی توسط خانوارهای روستایی، مولفه مشارکت از با میانگین 05/4 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، یافته های نشان می­دهد که در 3/70 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکل­گیری الگوهای  سکونتگاه­های خلاق را در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایش‌یافته، در 2/21 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکل­گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق را در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهش‌یافته است
 
معصومه رهدار، صادق اصغری‌لفمجانی، محمود رضا میرلطفی، محمد پیرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: کمیته امداد به‌عنوان یکی از نهادهای اصلی حمایتی در ایران، مأموریت دارد با تکیه بر رویکرد توانمندسازی، زمینه خروج خانوارهای فقیر و محروم از چرخه فقر را فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی و آسیب‌شناسی اقدامات این نهاد در توانمندسازی خانوارهای روستایی شهرستان هامون در منطقه سیستان انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق، توصیفی ‌ـ ‌تحلیلی و مبتنی بر داده‌های اسنادی و میدانی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های ساخت‌یافته در دو سطح خانوار و خبرگان محلی گردآوری شده‌اند. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای شهرستان هامون است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۶۹ خانوار به‌عنوان نمونه انتخاب شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره ARAS  و نرم‌افزارهای SPSS و ArcGIS صورت گرفته است.  یافته‌ها: نشان می‌دهند که در میان شاخص‌های اقتصادی، وام‌های خودکفایی و اشتغال با میانگین‌های 08/1 و 23/1 کمترین اثربخشی را در توانمندسازی اقتصادی داشته‌اند، در حالی‌که شاخص‌هایی نظیر ارتقاء آرامش روانی و رضایتمندی از زندگی، بالاترین امتیاز را در بُعد اجتماعی‌ ـ ‌فرهنگی کسب کرده‌اند. همچنین، نتایج آزمون فریدمن بیانگر وجود تفاوت معنادار بین ابعاد مختلف توانمندسازی است، به‌طوری‌که بعد اجتماعی ‌ـ‌ فرهنگی از بیشترین کیفیت و بعد اقتصادی از کمترین کیفیت برخوردار است. نتیجه‌گیری: بر اساس تحلیل‌های تکمیلی، ضعف در نظارت بر اجرای برنامه‌ها و ناکارآمدی نیروی انسانی در تحقق اهداف برنامه‌ای، مهم‌ترین عوامل ناکارآمدی اقدامات کمیته امداد شناسایی شدند. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در سیاست‌های اجرایی، آموزش تخصصی پرسنل و تقویت نظارت فرآیندمحور در جهت ارتقاء اثرگذاری برنامه‌های توانمندسازی در مناطق روستایی می‌باشد.
 

ساجده کریمی کندزی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی برای توانمندسازی جامعه روستایی با نقش میانجی حمایت های مدیریتی در مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه می باشد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی پیمایشی از شاخه میدانی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه روستائیان شهرستان کرمانشاه می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد  371 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ای 30 سوالی در سه بخش هوش مصنوعی با 5 سوال، توانمندسازی با 19 سوال و حمایت های مدیریتی با 6 سوال می باشد که روایی آن به شیوه صوری، سازه ای و محتوایی بررسی و تایید شده و پایایی آن بر مبنای فرمول کرونباخ به میزان 86/0 تایید گردیده است. داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با ضریب تاثیر  636/0 و مقدارT 002/12، هوش مصنوعی بر حمایت مدیریت با ضریب تاثیر 392/0 و مقدار T 875/3 و حمایت مدیریت بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 332/0 و مقدار T 533/5 تاثیر دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با نقش میانجی حمایت مدیریت با مقدار T 678/7 تاثیر دارد.
نتیجه‌گیری: بر مبنای یافته ها می توان گفت که هوش مصنوعی می‌تواند از طریق داده‌های تحلیل‌شده، روش‌های بهینه برای کشت و برداشت محصولات را ارائه دهد. با استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرم‌های آموزشی، امکان آموزش از راه دور برای افراد روستایی فراهم می‌شود. این تکنولوژی می‌تواند به‌ویژه برای نوجوانان و جوانان در مناطق دورافتاده که به منابع آموزشی محدود دسترسی دارند، مفید باشد. سیستم‌های هوش مصنوعی در حوزه سلامت می‌توانند در تشخیص بیماری‌ها و پیش‌بینی وضعیت بهداشتی افراد در مناطق روستایی کمک کنند.
 
دکتر سعدی محمدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

توسعه و پیشرفت فعالیتهای کارآفرینانه در محیط­های روستایی به عنوان راه حلی مطمئن که توانایی ترسیم چشم انداز روشنی از تحقق توسعه پایدار روستایی را دارد؛ در گروه مطلوب بودن عناصر محیطی و مشخصه­های فردی و روانی روستاییان است. اما با توجه به ضعف­های متعددی که در عرصه­های اقتصادی، اجتماعی، محیطی-کالبدی و نهادی نواحی روستاها وجود دارد که بازتاب این معضلات نیز، وجود روستاها و روستاییانی است که از مشخصه­های مورد نیاز کارآفرینی به دور می باشند لازم است تا با اجرای برنامه­های توسعه و از جمله مهمترین آنها با توجه به اهمیت بعد اقتصادی در پایداری حیات و معیشت روستاییان، به تنوع بخشی اقتصاد روستایی پرداخت تا بتوان محیط روستایی را به محیطی شایسته فعالیت و تعالی روستاییان بدل نمود. حال، پژوهش حاضر سعی دارد تا اثرات این تنوع بخشی اقتصادی بر وضعیت عناصر محیطی و مشخصه­های فردی موثر بر کارآفرینی روستاییان را در روستاهای شهرستان مریوان بررسی نماید.
پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، جامعه آماری این پژوهش با توجه به رویکرد مقایسه­ای آن، دو گروه روستاهای برخودار از تنوع اقتصادی و روستاهای فاقد این تنوع بخشی در شهرستان مریوان است که پس از تعیین روستاهای هدف، به روش کوکران؛ حجم نمونه تعیین و پرسشنامه­هایی به صورت طبقهای در بین روستاها و تصادفی ساده در میان روستاییان توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده­های حاصله نیز، با آزمون­های آمار استنباطی(تی مستقل و تحلیل مسیر) انجام گرفت. نتایج نشان دادند که تنوع اقتصادی انجام شده موجب ایجاد تفاوت معنی­داری در مطلوبیت وضعیت عناصر محیطی و مشخصه­های فردی موثر بر کارآفرینی در دو گروه روستایی مورد مطالعه گردیدهاست. همچنین، شاخص اقتصادی در میان عوامل محیطی و شاخص میزان انگیزه در میان مشخصه­های فردی، بیشترین تاثیر را در بهبود وضعیت کارآفرینی روستاها بواسطه اثرپذیری از تنوع اقتصادی انجام شده دارا هستند.
 
دکتر فاطمه قربانی پیرعلیدهی، دکتر سمیه شیرزادی لسکوکلایه، خانم فاطمه فرهادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: پرورش طیور بومی در روستاها موجب کارآفرینی و اشتغال برای زنان روستائی، تأمین پروتئین مورد نیاز، بهبود درآمد و توسعۀ روستایی پایدار خواهد شد. علی­رغم فواید طیور بومی، استقبال از این فعالیت روستائی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر پرورش طیور بومی در بین روستائیان استان مازندران می‎تواند زمینه‎های بهبود تمایل روستائیان به انجام این فعالیت بومی را فراهم کند.
روش پژوهش: پژوهش حاضر کمی و توصیفی- پیمایشی است. جامعۀ آماری، کل بهره­برداران طیور بومی در استان مازندران به تعداد 64725 نفر هستند. برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونه­گیری چندمرحله­ای استفاده شد. 382 نفر از بهره­برداران طیور بومی به­صورت تصادفی به­عنوان نمونه انتخاب شدند. داده­های مورد نیاز از طریق پرسشنامۀ محقق­ساخته جمع­آوری شد. روایی پرسشنامه با نظرخواهی از کارشناسان و پایایی با محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد.
یافته‌ها: عوامل فردی- حرفه‎ای و عوامل اجتماعی- محیطی 73 درصد از تغییرات درک مفید بودن و 36 درصد از تغییرات درک آسانی کاربرد را تبیین می‎کنند. درک مفید بودن، نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده در مجموع 74 درصد از تغییرات قصد رفتاری و کنترل رفتاری درک شده و قصد رفتاری نیز حدود 64 درصد از تغییرات رفتار پرورش طیور بومی را تبیین می‎کنند.
نتیجه‌گیری: جوهرۀ اصلی مدل پیشنهادی در تمایل رفتاری بر بروز رفتار است اما کنترل رفتاری درک شده نیز متغیر مهمی است که در کنار قصد رفتاری حتی با شدت بیشتری نیز پرورش طیور بومی را تحت تأثیر قرار می‎دهد. افزایش قدرت ریسک‎پذیری تولیدکنندگان، ارتقای دانش و مهارت تولیدکنندگان، آگاهی‎رسانی عمومی برای مصرف طیور بومی، گسترش تعاونی تولیدکنندگان طیور بومی و عرضۀ وام‎های بانکی کم‎بهره و هدفمند از جمله پیشنهادهای توسعۀ پرورش طیور بومی در استان مازندران است.

 
سید حسن مطیعی لنگرودی، زهرا حیدری،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده

نواحی روستایی امروزه به دلیل دارا بودن مناظر بکر و انواع جاذبه­های اکوتوریسم، از مهمترین مکان­ها برای ایجاد فعالیت­های گردشگری می­باشند. از آنجایی که به لحاظ محدودیت فعالیت­ها، درآمدهای مشاغل روستایی کفاف زندگی روستاییان را نمی­دهد، ایجاد انواع فعالیت­های گردشگری در روستاها با توجه به ظرفیت­های موجود آنها، می­تواند در به وجود آوردن مشاغل مختلف و ایجاد اقتصاد تلفیقی در نواحی روستایی، ضعف درآمدی حاکم بر این فضاهای زیستی را بر طرف نموده و زمینه­های کسب درآمد بیشتر در روستاها را ایجاد نماید. هدف این پژوهش بررسی زمینه­های ایجاد گردشگری صیادی در روستاهای ساحلی شهرستان تنکابن برای افزایش سطح درآمدی روستاییان می­باشد. روش تحقیق در این پژوهش، از نوع توصیفی-تحلیلی با تاکید بر مطالعات کتابخانه­ای و میدانی است. جامعه آماری تحقیق شامل گردشگرانی می­باشند که از منطقه مورد مطالعه دیدن کرده­اند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه با حجم نمونه 100 نفر جمع­آوری و با نرم افزار SPSS داده­پردازی و تحلیل گردیده است. با توجه به مقیاس و ماهیت داده­ها از روش آماری همبستگی، آزمون پارامتری T تک نمونه­ای و آزمون ناپارامتری فریدمن استفاده شده است. منطقه مورد مطالعه روستاهای ساحلی شهرستان تنکابن می­باشد. این روستاها در منطقه ساحلی، بین شهرستانهای عباس آباد و رامسر واقع شده­اند. روستاهای باغ نظر، حاجی محله، واچک و پایین شیرود در حاشیه رودخانه­ای که به دریاچه خزر می­ریزد واقع گردیده­اند. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که روستاهای مورد مطالعه از توان بالایی برای ایجاد فعالیت­های گردشگری صیادی برخوردار بوده و همچنین گردشگران تمایل زیادی برای ماهیگیری در ایام سفر به منطقه برای گذران اوقات فراغت دارند. با توجه به نظر گردشگران، با ایجاد امکانات و تاسیسات اقامتی و پذیرایی برای گردشگری صیادی در منطقه، می­توان زمان اقامت گردشگران را در روستاهای ساحلی افزایش داد و اشتغال و درآمد مناسبی را برای روستاییان فراهم نمود.


حسن افراخته،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده

به رغم تلاش­های بسیار، روستاهای ایران از نظر توسعه­ای جامع با چالش­هایی مواجه­اند. الگوی مکانی یک اقتصاد (همانند توزیع و محل فعالیت­های تشکیل دهنده آن) و جریان­های فضایی مانند حرکت جمعیت، کالا، خدمات و سرمایه، اقتصاد فضا نامیده می­شود که سطح توسعه مراکز سکونتگاهی، اعم از شهر، روستا ومجاری ارتباطی آنها را تحت تأثیر قرارمی­دهد. هدف اصلی مقاله آن است که نقش اقتصاد فضا را در توسعه روستایی بررسی کند. ناحیه مورد مطالعه تحقیق ناحیه شفت و روستاهای آن در استان گیلان است. مشاهده مستقیم، مصاحبه با مردم محلی و تکمیل پرسشنامه اصلی­ترین روش­های جمع­آوری داده­ها بوده است. داد­ه­های جمع­آوری شده بر اساس آمار استنباطی (مدل تاپسیس و تحلیل عاملی و رگرسیون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان داده است که در یک نظام اجتماعی-اقتصادی متمرکز، توزیع فعالیت­های اقتصادی غیرمتوازن است. نحوه آرایش فضایی فعالیت­های اقتصادی، تعیین کننده اصلی حرکت جمعیت، سرمایه، کالا و خدمات است که درنهایت توسعه ناحیه، گره­های شهری و روستایی و شبکه ارتباطی آنها را متأثر می­سازد؛ این به نوبه خود، کیفیت توسعه روستایی را معین می­کند.

فرشاد مومنی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده

هدف این پژوهش مشخص کردن رابطه سیاست‌گذاری نادرست با عملکرد اقتصادی بر محور تبیین رابطه رانت نفتی و توسعه روستایی است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و تحلیل‌ها براساس ترکیبی از الگوی نظری نهادگرایی با تکیه بر مفهوم وابستگی به مسیر طی شده و اقتصاد سیاسی رانتی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کانون اصلی مشکل شکست در سیاست­گذاری است و این مسئله در دوران‌های تاریخی با نفت و بدون نفت به صورت یکسان اثرات خود را منعکس ساخته است. مقاله با ارائه پیشنهادهایی برای برون‌رفت از پدیده شکست سیاست‌گذاری خاتمه می‌یابد.
فرامرز بریمانی، زهرا نیک منش، سهیلا خداوردی لو،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده

توانمندسازی زنان روستایی به معنی قدرت بخشیدن به این قشر از جامعه برای ایفای نقش برجسته در توسعه و مشارکت فعال آنها در تصمیم­گیری است که یکی از ضرورت­های دستیابی به توسعه پایدارمی­باشد. در این میان اعتبارات خرد می­تواند دسترسی به اهداف توانمندسازیرا تسهیل نماید. این پژوهش درپاسخ به این سوال اصلی است: آیا اعتبارات خرد در توانمندسازی اقتصادی و روانی (اعتماد به نفس) زنان دهستان لکستان شهرستان سلماس موثر واقع بوده است؟داده­های مورد نیازاز روش کتابخانه­ای، میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری گردید. جامعه آماری این پژوهش کل زنان دهستان لکستان بود که از آنها نمونه­ای 225 نفری به روش نمونه­گیری سهمی انتخاب شد. نتایج با استفاده از آزمون T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی مؤثر بوده است. گروهی از زنانی که وام گرفته بودند نسبت به گروهی که وام دریافت نکرده بودند از لحاظ اقتصادی توانمندتر شده و از نظر روانی(اعتماد به نفس) نیز در وضعیت بهتری قرار داشتند.


حسنعلی فرجی سبکبار،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده

توزیع فضایی سکونتگاه­های روستایی در ایران متعادل نمی­باشد. این مقاله به بررسی و کشف الگوی فضایی سکونتگاه­های روستایی براساس شاخصهای مختلف و نیز ارائه مدلی برای تحلیل و الگوسازی مطالعه نابرابری­های فضایی می­پردازد. برای انتخاب واحدهای پایه از نظریه MAUP که توسط اوپن شاو ارائه شده، استفاده شد. براساس این نظریه مناطقی که برای تلفیق داده­ها انتخاب می­شوند اختیاری است. در این زمینه دو موضوع مطرح می­باشد یکی انتخاب مقیاس تلفیق و دیگری نحوه تلفیق می­باشد. برای مدل­سازی و انتخاب واحدهای پایه از مدل شش ضلعی استفاده شده است که در جغرافیا سابقه طولانی دارد. برای الگوسازی اختلافات فضایی از شاخص­های عمومی و محلی خودهمبستگی فضاییاستفاده شده است. درسطح عمومی از شاخص I موران و در سطح محلی از شاخص­های LISA استفاده شده است. شاخص­های محلی الگوی فضایی و به عبارتی محلی خوشه­ها را نشان می­دهند. تحلیل و یافته­های تحقیق حاضر نشان می­دهد که از نظر شاخص­های مختلف مورد مطالعه، نابرابری­های فضایی وجود دارد ولی در مورد هر شاخص این الگو ممکن است متفاوت باشد.
مجتبی قدیری معصوم، هادی قراگوزلو،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

از جمله راهبردهای توسعه سکونتگاه­های روستایی صنعتی کردن آنها در قالب ایجاد شهرک­ها و نواحی صنعتی در جوار این مناطق است. کشور ما نیز از این قائده مستثنی نبوده بطوری که تا پایان سال 1389 تعداد نواحی صنعتی مصوب برابر با 335 ناحیه بوده است که این روند منجر به تغییرات عمده­ای در مناطق روستایی شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی به بررسی نقش ناحیه صنعتی خورآباد در توسعه سکونتگاه­های روستایی پیرامون آن پرداخته است. جامعه آماری در این تحقیق کارکنان ناحیه صنعتی خورآباد در استان قم هستند که در مناطق روستایی اقامت دارند، لذا 50 نفر از مجموعه 139 نفر شاغل در این ناحیه صنعتی شرط مورد نظر را دارا بوده که حجم نمونه را در این تحقیق تشکیل دادند. برای تعیین شاخص­ها نیز از منابع معتبر داخلی و خارجی استفاده شده است، تحلیل یافته­ها با استفاده از نرم‏افزار SPSS و آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و مک نمار صورت گرفته است. یافته­های تحقیق حاکی از تفاوت معنادار در برخی از شاخص­ها از جمله افزایش درآمد، تنوع شغلی، امنیت و رضایت شغلی، بهبود تغذیه و کیفیت زندگی است، هرچند در برخی دیگر از شاخص­ها همچون مشارکت، مالکیت مسکن و تمایل به ماندگاری در روستا تفاوت معناداری در قبل و بعد از اشتغال در ناحیه صنعتی مشاهده نگردید.
حمید جلالیان،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

محدودیت منابع آب همراه با رشد روزافزون جمعیت و مصرف محصولات کشاورزی، ضرورت توجه هرچه بیشتر به شیوه‎های صرفه‏جویانه مصرف آب و اصلاح سیستم‎های آبیاری را می‎طلبد. این امر نیز ضمن تأمین منابع کافی آب، افزایش تولید و کمک به اقتصاد کشور را در پی خواهد داشت. با توجه به این که کشاورزی اصلی‎ترین بخش اقتصاد نواحی روستایی است، افزایش تولید محصول همراه با کاهش هزینه‎های آن می‎تواند نقش اساسی در روند توسعه اقتصادی و اجتماعی روستاها ایفاء نماید.هدف این تحقیق بررسی اثرات اجرای طرح آبیاری تحت فشار بر وضعیت کشاورزی منطقه خدابنده بوده است. نوع تحقیق توصیفی- تحلیلی می‎باشد و به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه آماری 800 نفر از بهره‎برداران خانوادگی شهرستان خدابنده در سال زراعی 90 – 1389 بودند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 168 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به روش نمونه‎گیری تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن به تائید اساتید و متخصصین ترویج و آموزش کشاورزی رسید و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ 79/0 به دست آمد. داده‎های جمع‎آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم‏افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته‎های تحقیق نشان می‎دهد که اجرای این طرح اثرات اقتصادی، اجتماعی و زیست‎محیطی بر وضعیت کشاورزی منطقه داشته است. به طوری که بر اساس آزمون T همبسته، با اطمینان 99% میزان عملکرد در واحد سطح و همچنین، اشتغال‎زایی طرح بعد از اجرای آن تفاوت معنی‎داری با قبل از اجرا نشان می‎دهد و روند افزایشی داشته است. علاوه بر این، تحلیل عاملی شاخص‎ها و متغیرهای وابسته نشان می‎دهد که چهار عامل اقتصادی (با 261/17 درصد واریانس کل)، زیست‎محیطی (با 262/16 درصد)، نهاده‎های کشاورزی (با 729/14 درصد) و اجتماعی (با 201/12 درصد) مجموعا 45/60 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می‎کنند.
علی اکبر عنابستانی، مجتبی روستا،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

در شرایط فعلی، کشاورزی مهم‌ترین فعالیت اقتصادی در اغلب روستاهای ایران بوده و علاوه بر تضمین نیازهای مصرفی جمعیت،ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و غیره نقش اساسی در اقتصاد خانوارهای روستایی دارد. در بسیاری از نواحی روستایی کشور کشاورزی به تنهایی جوابگوی معیشت خانوارهای روستایی نبوده و نقش فعالیت‌های اقتصادی مکمل از قبیل واحدهای تولیدی ذغال می‌تواند حائز اهمیت باشد. هدف از این تحقیق فرایند شکل‌گیری واحدهای تولید کننده ذغال و دلایل پیدایش آن در سطح روستاهای منطقه‌ی سیمکان در استان فارس بوده است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی- تحلیلی است که برای گردآوری اطلاعات از روش‌های میدانی (پرسشنامه) کمک گرفته شده و بر اساس آن علاوه بر شوراها و دهیاران 40 روستای مورد مطالعه، از 249 خانوار روستایی نمونه پرسشگری به عمل آمده است. نتایج نشان می‌دهد که ظهور اقتصاد مبتنی بر تولید ذغال در نواحی روستایی مورد مطالعه از دهه 1370 شروع شده، امّا در دهه‌ی 1380 روند فزاینده‌ای به خود گرفته است و بیشترین تراکم آن در سطح دهستان پل به پایین و روستاهای کوشک‌سار، محیط‌آب و آب‌شیخ می‌باشد. مقایسه درآمد حاصل از واحدهای تولیدی ذغال در سطح روستاها با میانگین درآمد سالیانه‌ی هر خانوار روستایی نشان می‌دهد که هر خانوار تولید کننده ذغال 5/2 برابر سایر خانوارهای روستایی درآمد خواهد داشت. علاوه براین رابطه معناداری بین نرخ بیکاری (274/0=r) و سرانه اراضی کشاورزی (224/0- =r) و تعداد واحدهای تولید کننده ذغال وجود دارد که معرف همبستگی قابل قبول بین وضعیت اقتصادی خانوارهای روستایی و گسترش اقتصاد مبتنی بر تولید ذغال در سطح منطقه است. با توجه به یافته‌های پژوهش، راهکارهایی از قبیل ایجاد کارخانه‌ی بسته‌بندی ذغال، تشکیل اتحادیه، پوشش بیمه‌ای پیشنهاد شده است.
احمد فراهانی، محمود فال سلیمان، محمد حجی پور، ناهید حق دوست، مرتضی فلزی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

امروزه شاخص‌های گسترش فناوری اطلاعات به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه یافتگی محسوب می‌گردد و هر کشوری بتواند ضریب نفوذ این فناوری را در میان شهروندان خود افزایش دهد، از فواید متعدد آن در حوزه­های مختلف بهره­مند می‌شود. از طرفی توسعه روستایی به عنوان یک فرایند تغییرات اجتماعی و فرهنگی در محیط روستا شامل بهبود بازدهی و افزایش اشتغال و درآمد روستاییان،تأمین حداقل قابل قبول سطح تغذیه، آموزش و پرورش و بهداشت می­باشد. در مجموع هر چه بتوان به شکل بهتری، فرایند توسعه روستایی را تسریع نمود، بهتر می‌توان مانع از مهاجرت بی­رویه روستاییان به شهرها و مطلویبت فضاهای روستایی گردید. در این تحقیق سعی شده است تا به بررسی اثراتفناوری اطلاعات بر اشتغال، خود اشتغالی، مهارت‌های شغلی، دانش عمومی، دانش تخصصی مهاجرت روستاییان به شهرها پرداخته و میزان تأثیرگذاری آن را مورد ارزیابی قرار دهد. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه روستاییان بین 15 تا 30 سال است که در مناطق روستایی استان خراسان جنوبی زندگی می‌کنند و روستای آنها در محدوده توسعه فناوری اطلاعات قرار گرفته و در نتیجه به اینترنت و مراکز ICT دسترسی داشته باشند. روش نمونه­گیری خوشه‌ای منظم است. حجم نمونه نهایی انتخابی برابر با 386 نفر می­باشد. روش انجام تحقیق روش توصیفی پیمایشی بوده و ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه و مشاهده مستقیم می‌باشند. در تجزیه تحلیل داده‌ها از هر دو روش توصیفی و استنباطی در نرم افزار آماری SPSS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد توسعه فناوری اطلاعات در روستاها به گونه‌ای است که عمدتاً جوانان بدان توجه دارند. به علاوه رابطه معناداری میان توسعه فناوری اطلاعات و بهبود دانش عمومی و تخصصی روستاییان و همچنین افزایش مهاجرت، بهبود خود اشتغالی و افزایش مهارت‌های شغلی وجود دارد.

خدیجه جوانی، اسماعیل کرمی دهکردی، حسین فراهانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

پایداری کشاورزی امروزه بی­شک یکی از مهمترین بخشهای توسعه پایدار است. اتکای اصلی درآمد ساکنین روستا­های شهرستان تربت حیدریه و دهستان بالاولایت، به محصولات کشاورزی و باغی به ویژه زعفران می­باشد که از قدیم درمنطقه خراسان کشت می­شده است. بنابراین توجه به پایداری آن در توسعه روستایی مهم می­باشد. این تحقیق با هدف تحلیل پایداری تولید زعفران از دو بعد اجتماعی و اقتصادی انجام گرفته است. برای بررسی این موضوع از دو روش اسنادی و میدانی از طریقروش تحقیق توصیفی– همبستگی استفاده شده است. در فرایند عملیات میدانی، دو نوع پرسشنامه تهیه گردید. پرسشنامه اول توسط دهیاران و بخشدار منطقه و پرسشنامه دوم از سوی 327 کشاورز زعفران­کار انتخاب شده از طریق نمونه­گیری مطبق از 20 روستای دهستان تکمیل گردیدند. نتایج نشان داد که وضعیت اقتصادی روستاها از جمله درآمد پایین، نوسان قیمت زعفران، عدم تضمین قیمت­ها، عدم بازاریابی مناسب، هزینه بالای تولید زعفران و ناکارآمدی نهادهای دولتی در ایجاد تعاونی جهت بهبود خرید و فروش زعفران در ناپایداری اقتصادی تولید زعفران نقش دارند. همچنین با وجود برخی مشکلات اجتماعی از جمله دسترسی کم به نهادهای اجتماعی دولتی، مشارکت و همیاری مردم در قالب خود جوش و محلی در امور روستا و علاقه­ به تولید زعفران تأثیر مثبت بر پایداری داشته و به همین دلیل از لحاظ اجتماعی روستاها پایدارترند. همچنین، پایداری اجتماعی اقتصادی تولید زعفران با متغیرهای مستقل انسانی جمعیت و باسوادی دارای رابطه مثبت و معنی­دار و با متغیر مستقل طبیعی فاصله از شهر، دارای رابطه منفی و معنی­دار می­باشد.

مهدی پورطاهری، رضا نعمتی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

نواحی روستایی در سرتاسر جهان تمایل به ارائه خصوصیات مشابهی را دارند. جمعیت­ها بطور فضایی پراکنده هستند. کشاورزی اغلب وجه غالب و مسلط بوده و در پاره­ای از مواقع بخش اقتصادی و فرصت­های لازم برای بسیج منابع با محدودیت روبرو می­باشند. این خصوصیات بدان معنی است که مردمی که در نواحی روستایی زندگی می­کنند با مجموعه­ای از عواملی که چالش­های اساسی برای توسعه است مواجه می­باشند. پراکندگی فضایی جمعیت روستایی اغلب موجب افزایش هزینه­ها و پیچیدگی­های سخت جهت تامین اثربخش کالاها و خدمات در نواحی روستایی می­گردد. شرایط خاص اقتصادی در نواحی روستایی منتج به کمتر شدن دسترسی به فرصت­ها در مقایسه با مکان­های غیر روستایی می­شود. از سویی دیگر ماهیت توسعه روستایی در سال­های اخیر دچار تغییرات شدیدی شده است. بسیاری از مردمی که در نواحی روستایی زندگی می­کنند، در حال حاضر بطور مستقیم درگیر فعالیت­های غیر کشاورزی شده­اند. بنابراین چالش حاضر دستیابی به توازن مناسب میان تامین نیازهای جدید و تقویت تنوع اقتصادی پایدار و توسعه در نواحی روستایی است. این مقاله مثال­هایی از این چالش­ها و دگرگونی­ها را در بخش مرکزی شهرستان خرم­آباد به عنوان مطالعه موردی عرضه می­نماید. روش کیفی و مطالعه میدانی با استفاده از تکمیل پرسشنامه که در سطح 300 نفر از خانوارها و در 20 روستا در منطقه مورد مطالعه توزیع شده بود مبنای عمل قرار گرفته و داده­ها نیز با استفاده از آزمون t تک نمونه­ای در نرم­افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این خصوص جنبه­های اقتصادی، محیطی و اجتماعی چالش­های خانوارهای روستایی مورد بحث قرار داده شده است. نتایج تحقیق نشان داده است که تفاوت معناداری میان ابعاد توسعه (اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی) در سکونتگاه­های روستایی وجود دارد. به علاوه، مهمترین مسائل روستایی به طور قابل توجهیچالش­های اقتصادی است. بنابراین جنبه­های اقتصادی و مؤلفه­های آن بیشترین اولویت را از دیدگاه خانوارهای روستایی دارند.

محسن سرتیپی پور،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1391 )
چکیده

استقرار و بر پا نمودن سکونتگاه­ها در طول تاریخ از طریق برقراری و تعامل سازنده انسان با محیط شکل گرفته و فراز و فرود شهرها و روستاها در طول تاریخ متأثر از میزان عمل نمودن به چنین تعامل و ارتباطی بوده است. روستاهای ایران از مهمترین مصداق­های ارتباط سازنده و منطقی انسان و محیط محسوب می شوند که سکونت گزینی بخش قابل توجهی از جمعیت کشور در آن ها شاهدی بر این موفقیت بوده است. سکونت حدود 70% جمعیت کشور در روستاها در سال 1335 موید این ارتباط است و وجه مشخصه محیطی مکانی شمار بسیاری از شهرهای امروز که روستاهای گذشته بوده­اند شاهد دیگری بر این ویژگی است. مروری بر معماری و بافت سکونتگاهی روستاهای ایران تا قبل از دوران معاصر موید ویژگی­هایی از پایداری مکانی است که تأمل در آن می­تواند به حل برخی مشکلات سکونتگاهی که امروزه مبتلابه معماری، شهرسازی و روستاسازی است کمک نماید. مقاله پیش روی بر این بنیان استوار است که کالبد روستا متأثر از حکمت محیط و مکان، با ماهیتی جامع و چندبعدی، اجزاء به هم پیوسته و مرتبطی است که مسکن و بافت از پیوند و همبستگی و تعامل منطقی و هدفمند آنها شکل می­گیرد. تحقیق حاضر با هدف شناخت و تحلیل عنصرهای محلی در معماری مسکن روستایی، با استفاده از مطالعات و سوابق موجود، بر تشابهات و تباین­های تاریخی و موجود مسکن روستایی در مناطق مختلف کشور تأکید دارد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و داده­ها از طریق مستندات کتابخانه­ای و آمارهای رسمی تهیه شده است. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که نخست مساکن بومی روستایی ایران دارای چهار الگوی کلی با تفاوت­های مشخص است. سپس استان­های گیلان، مازندران، همدان و یزد در زمینه وجه کالبدی مسکن روستایی از سطح بالاتری نسبت به سایر استان­ها برخوردارند و در نهایت مساکن روستایی استان­های یزد، اصفهان و تهران از امکانات رفاهی و آسایشی بیشتر برخوردارند و مساکن روستایی استان سیستان و بلوچستان در مجموع سخت­ترین شرایط را دارند.


محمدرضا رضوانی، طاهره صادقلو، حسنعلی فرجی سبکبار، عبدالرضا رکن الدین افتخاری،
دوره 2، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده

بازاریابی محصولات کشاورزی یکی از اساسی­ترین و مهمترین شاخص­های توسعه اقتصاد فضاهای روستایی محسوب می­گردد. در این راستا، شناسایی فاکتورها و مولفه های تاثیرگذار بر فرآیند بازاریابی این محصولات به ویژه در محصولات فسادپذیری نظیر محصولات دامی و تولیدات لبنی می تواند در هدایت و تسهیل فرآیند بازاریابی و کاهش مشکلات و مسائل موجود در این عرصه به ویژه در اجتماعات محلی بسیار راهگشا باشد. شناسایی و تعدیل توزیع فضایی شاخص­های موثر در فرایند بازاریابی محصولی نظیر شیر با در نظر گرفتن تمامی محدودیت­های زمانی و زیستی این محصول، در سطح تولیدکنندگان خرد(سنتی و نیمه مدرن)؛ از مرحله تولید تا عرضه به مصرف­کنندگان مختلف، و برنامه­ریزی برای سازماندهی به توزیع عناصر تعیین کننده در عرصه بازاریابی و بازاررسانی، با بهینه­سازی کاربرد منابع، جلوگیری از اتلاف هزینه و زمان، و همچنین کاهش مسیرهای بازار از طریق کاهش تاثیر واسطه­گران، افزایش منافع و رشد اقتصادی تولیدکنندگان روستایی را در پی خواهد داشت. بر این اساس شناخت دقیق عوامل شکل دهنده و تسهیل کننده شبکه فضایی بازاریابی محصول شیر و تغییرات فضایی اشکال بازاریابی در مناطق روستایی با تاکید بر عوامل جغرافیایی به عنوان یکی از هدف اساسی در سطوح مختلف تصمیم گیری و مدیریت و برنامه ریزی اقتصاد روستایی کشور مطرح است. بر این اساس سوال اساسی مقاله شناخت عوامل موثر و تبیین کننده شبکه فضایی بازاریابی و تحلیل تغییرات فضایی فرآیند بازاریابی محصول شیر تحت تاثیر این عوامل در مناطق روستایی با پتانسیل اقتصاد دامداری و تولید شیر در شهرستان خدابنده استان زنجان می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش شناسی توصیفی و تحلیلی با بکارگیری داده های پرسشنامه ای، نظرات خبرگان، آزمون تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که از بین عوامل سه گانه شناسایی شده در شبکه فضایی بازاریابی شیر، مهمترین عامل از نظر سطوح مختلف تحلیل، عامل عملکردی- رفتاری یا توزیع فضایی عناصر بازاریابی است.


حامد قادرمرزی، داوود جمینی، علیرضا جمشیدی، رامین چراغی،
دوره 2، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده

وضعیت مطلوب مسکن در نواحی شهری و روستایی یکی از شاخص­های توسعه اقتصادی اجتماعی در کشورهای جهان محسوب می­شود. تدوین یک برنامه جامع در بخش مسکن به­منظور دستیابی به وضعیت مطلوب مسکن مستلزم شناسایی و تجزیه وتحلیل ابعاد گسترده این بخش می­باشد. از راه­های مهم آگاهی از وضعیت مسکن در فرایند برنامه­ریزی­های منطقه­ای، استفاده از شاخص­های مسکن می­باشد. این شاخص­ها که بیانگر وضعیت کمی و کیفی مساکن در هر مقطع زمانی است، راهنمایی مؤثر جهت بهبود برنامه­ریزی مسکن برای آینده می­باشد. در این رابطه پژوهش حاضر با استفاده از شاخص­های مسکن به بررسی وضعیت مسکن مناطق روستایی شهرستان­های استان کرمانشاه، و سطح­بندی نواحی روستایی آن با استفاده از این شاخص­ها پرداخته است. روش تحقیق پژوهش حاضر مبتنی بر روش اسنادی و توصیفی است. اطلاعات مورد نیاز از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 استان کرمانشاه استخراج شده است. در این مطالعه از 34 شاخص برای بررسی وضعیت موجود استفاده شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم­افزار SPSS و مدل TOPSIS، سطح­بندی شهرستان­ها بر اساس تحلیل خوشه­ای و نمایش توزیع آنها با استفاده از نرم­افزار ArcGIS انجام گرفته است. به­منظور سطح­بندی نواحی همگن روستایی از روش تحلیل خوشه­ای استفاده و نقاط روستایی استان به 3 گروه همگن طبقه­بندی شده­اند که بر اساس آن مناطق روستایی شهرستان­های کنگاور و هرسین در بالاترین سطح و مناطق روستایی شهرستان­های دالاهو، ثلاث و باباجانی، اسلام­آبادغرب، پاوه، روانسر، قصرشیرین، گیلانغرب و جوانرود در پایین­ترین سطح از حیث برخورداری از شاخص­های مسکن قرار دارند.


صفحه 1 از 22    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb