جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای Swot

کیومرث زرافشانی، نوشین امانی، لیدا شرفی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: زعفران گیاهی مقاوم به کم آبی است که به عنوان یک کشت جایگزین در منطقه جوانرود در حال توسعه است. با توجه به نو بودن این کشت در منطقه مورد مطالعه، هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود می­باشد.
روش پژوهش: این مطالعه از طرح تلفیقی (کیفی- کمّی) و روش تحقیق، مطالعه موردی بهره می­گیرد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی زعفران­کاران و کارشناسان جهاد کشاورزی در شهرستان جوانرود بودند که با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند از نوع بارز با 16 نفر از زعفرانکاران و 10 نفر از کارشناسان مصاحبه به عمل آمد.  ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده است. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از تحلیل راهبردی SWOT صورت گرفت. در نهایت با استفاده از ماتریس برنامه­ریزی راهبردی کمّی (QSPM)، مناسب­ترین راهبردها جهت توسعه کشت زعفران در منطقه جوانرود انتخاب شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج، 7 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کشت زعفران شناسایی شدند که مهمترین آنها "امکان فرایند تولید بصورت خانوادگی" و "وجود ظرفیت­های مناسب تولید زعفران در منطقه" هستند. همچنین 7 طبقه­ ضعف از قبیل "عدم پذیرش زعفران به عنوان الگوی کشت" و "فروش فله­ای و عدم بسته­بندی مناسب" شناسایی شدند. فرصت­های شناسایی شده توسعه کشت زعفران 4 طبقه بودند که مهمترین آنها "سازگاری کشت زعفران با اقلیم منطقه" و "دسترسی به بازارهای گسترده برای زعفرانکاران عمده" بدست آمد. از جمله تهدیدهای مهم توسعه کشت زعفران، "محدود بودن بازار" و "عدم تامین نهاده و ادوات کافی کشت زعفران توسط سازمان جهاد کشاورزی" شناسایی شد. در نهایت راهبرد مناسب جهت توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود راهبرد تهاجمی (SO) بدست آمد.
نتیجه‌گیری: دستاوردهای این مطالعه می­تواند به مسوولین ذی ربط در سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه و شهرستان جوانرود کمک کند تا از راهبرد مناسب جهت توسعه کشت زعفران استفاده نمایند.
محمدرضا ملکی، محسن سرتیپی پور، منصوره طاهباز، علی ملکی،
دوره 2، شماره 6 - ( 12-1392 )
چکیده

ایران به دلیل دارا بودن پتانسیل­های متنوع و گسترده همواره به عنوان یکی از کانون­های گردشگری در قلمرو سرزمینی مطرح بوده است. بدین­سان، از میان فرصت­های گردشگری موجود در کشور، جاذبه­های طبیعی و چشم­اندازهای بکر و آب و هوای مناسب، زمینه را برای توسعه اکوتوریسم، بیش از دیگر جنبه­های گردشگری تقویت می­کند. در این میان شهرستان دره­شهر واقع در استان ایلام به دلیل موقعیت جغرافیایی، دارای پتانسیل­های فراوان اکوتوریسم است که تا کنون به دلایل متعدد، استفاده بهینه و پایدار از این فرصت­ها نشده است. هدف این مقاله جلب توجه برنامه­ریزان و سیاست­گذاران در زمینه توسعه صنعت گردشگری در شهرستان دره­شهر جهت مدیریت صحیح این صنعت می­باشد. سوال اصلی این پژوهش نیز بررسی مهم­ترین نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت برای نیل به ناحیه ویژه اکوتوریستی است. این مطالعه بر اساس رویکرد برنامه­ریزی از نوع راهبردی و مشارکتی اشت که با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از مدل SWOT انجام شده است. هم چنین جهت اولویت­بندی راهبرد اصلی به دست آمده، از روش مکمل برنامه­ریزی کاربردی کمی QSPM بهره گرفته شده است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که علی­رغم وجود پتانسیل­های بالقوه گردشگری در منطقه، کمبود امکانات اقامتی و رفاهی مورد نیاز گردشگران، موجب نارضایتی آنان شده و برای حل این موضوع راهکارهایی نیز ارائه گردیده است که مهم­ترین آن ایجاد زیرساخت­های جدید برای ورود گردشگران به منطقه می­باشد.

علیرضا جعفری، همت اله پیردشتی، فاطمه رزاقی بورخانی، زهرا صابر،
دوره 14، شماره 51 - ( 3-1404 )
چکیده

هدف: امروزه طراحی یک سامانه‌ پایدار ‌محیط زیستی و قابل‌توجیه از نظر اقتصادی و اجتماعی با دیدگاه آینده‌پژوهانه برای توسعه روستایی و کشاورزی مورد توجه است. هدف کلی این پژوهش،  توسعه راهبردهای مدیریت تلفیقی محصول در مزارع برنج استان مازندران است.
روش پژوهش: یکی از روش‌های تحلیل در برنامه‌ریزی راهبردی، تکنیک SWOT است. در این پژوهش، با استفاده از مبانی نظری و مطالعات تحلیلی، نقاط چهارگانه SWOT یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شناسایی شد. جامعه آماری شامل گروهی از متخصصان و کارشناسان دارای تجربه و تخصص علمی در زمینه توسعه پایدار کشت برنج و ترویج کشاورزی (18 نفر) و تجربه مدیریتی در سازمان‌های مرتبط مانند سازمان جهاد کشاورزی در استان مازندران (20 نفر) بودند که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با ماتریس‌ SWOT  در نرم افزار EXCEL انجام شد.
یافته‌ها: تحلیل ارزیابی درونی و ارزیابی بیرونی سیستم نشان می‌دهد که نقاط قوت و فرصت‌ها بر نقاط ضعف و تهدیدهای آن غالب می‌باشند. وزن‌های بدست آمده از برآیند این نقاط نشان‌دهنده غالب بودن فضای مفید بر فضای مخاطره‌آمیز است. اولویت فضای راهبردی سامانه در ناحیه راهبردی SO یا حداکثر-حداکثر (حدود 36 درصد)  است. پس از این گروه از راهبردها، سایر راهبردها یعنی راهبردهای WO (حداقل- حداکثر)، ST (حداکثر- حداقل) و WT   (حداقل- حداقل) به ترتیب با حدود 25، 23 و 16 درصد از کل راهبردهای متصور برای این استان است.
نتیجه‌گیری: مطابق با تحلیل فضای استراتژیک و وزن مربوطه، تقویت توانمندسازی و مشارکت کشاورزان در مدیریت بهینه مزرعه با رهیافت FFS/IPM، راهبرد مدیریت ریسک تولید و افزایش تاب‌آوری سامانه از طریق بیمه، استقرار تعاونی تولید محصول سالم و برند تجاری‌سازی جمعی در زنجیره ارزش برنج، تأکید بر همکاری و ارتباط هم‌افزا میان ذینفعان کلیدی در زنجیره تولید برنج مهمترین راهبردهای توسعه سیستم ICM هستند. بکارگیری این راهبردها نقش مهمی در پذیرش راهبرد ICM و توسعه پایدار کشاورزی دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb