ندا تکیه معروف، ناهید ابوطالب، مریم ناصرالاسلامی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
نانوذرات سوپر پارامغناطیس اکسیدآهن، پیشرفتهای گستردهای را در نانوتکنولوژی ایجاد کرده است. خصوصیات منحصر به فرد این ذرات موجب گسترش روزافزون کاربرد آنها در زمینههای مختلف از جمله حوزههای پزشکی شده است. یکی از این کاربردها، امکان تجزیه و تحلیل غیرتهاجمی برای ردیابی سلولها است. با این حال، احتمال ایجاد سمیت در سلولها توسط این نانوذرات گزارش شده است. با توجه به اینکه آسیب سلولی ناشی از نانوذرات اکسیدآهن وابسته به غلظت است، بنابراین پیدا کردن غلظت مناسب نانوذرات اکسید آهن برای جلوگیری از آسیب سلولی یا مرگ سلولی ناشی از آپوپتوز بسیار مهم است. هدف از این مطالعه یافتن غلظتی از نانوذرات سوپر پارامغناطیس اکسیدآهن است که منجر به ایجاد آپوپتوز در سلولها نشود. اين مطالعه با هدف بررسی اثر غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن بر بقای سلول، تاثیر بر افزایش بیان ژن دخیل در آپوپتوز در سلولهای بنیادی مزانشيمي مشتق از غشای آمنیوتیک انسان مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. ابتدا سلولهاي بنیادي از بافت غشای آمنیوتیک انسانی استخراج و کشت داده شدند و جهت اثبات ویژگی مولتی پوتنت بودن این سلولها به ردههای سلولی چربی، استخوانی و غضروفی متمایز شدند. سپس درصد زندهمانی سلولهای تیمار شده با غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن (200، 150، 100، 50، 0 میکروگرم در میلیلیتر) در بازه زمانی 24 و 48 ساعت به روش MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس اثر غلظتهای 0، 100،150 و 200 میکروگرم بر میلیلیتر از نانوذره بعد از 24 ساعت در hAMSCs از نظر بیان ژن p53 با روش Real-time PCR سنجیده شد. سلول های hAMSC استخراج شده در کشت دو بعدی ظاهری دوکی شکل داشتند که در بررسی مارکرهای سطحی توسط فلوسایتومتری، مشخص شد که این سلولها CD29، CD90 و CD105 را بیان کرده و در مقابل CD34 و CD45 را قادر به بیان نبودند. نتایج حاصل از بررسی توانایی چند توانی hAMSCs نشان داد که این سلولها قابلیت تمایز به ردههای سلولهای چربی، استخوانی و غضروفی را دارا هستند. نانوذره اکسیدآهن در غلظت 50 و 100 میکروگرم در میلیلیتر در مدت زمان 24 ساعت تاثیری معنادار بر بقا سلولها نداشت. در حالیکه از غلظت 150 به بعد بقا سلولی به شکل قابل ملاحظهای کاهش یافت (%4/1±42، 001/0 >P ). نتایج حاصل از آنالیز Real-time PCR نشان داد که بیان ژن p53 ناشی از مواجه سلول با نانوذره با غلظتهای 150 میکروگرم در میلیلیتر (1/0±4/2، 001/0 >P ) و 200 میکروگرم در میلیلیتر (11/0±1/4، 001/0 >P ) به شکل قابل ملاحظهای افزایش مییابد. با توجه به نتایج، نانوذرات مورد استفاده در این مطالعه در غلظت ≤ 100 میکروگرم در میلیلیتر برای ردیابی سلولها مناسب هستند.
سلیمه رئیسی، احمد مولایی راد، مینو صدری، حمیده روحانی نژاد،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
کزاز توسط توکسین حاصل از باکتری كلستریديوم تتاني ایجاد می شود. به دلیل آلودگی سریع و آسان با این باکتری، تشخیص وضعیت ایمنی افراد نسبت به این عامل حائز اهمیت است. از اینرو بیوسنسورهای الکتروشیمیایی یکی از ابزارهای سودمند در این رابطه بوده و دارای ویژگی هایی مانند سرعت، سادگی، تجهیزات ارزان و قابل حمل هستند، بااین وجود حساسیت شناسایی آنها کافی نیست. بنابراین، تقویت نقره در ارتباط با نانوذرات-طلا برای بهبود شناسایی آنالیتها پیشنهاد شده است. از این رو در بررسی اخیر با کاربرد نانوذرات-طلا به عنوان برچسب و پس از آن تقویت نقره، حضور آنتیبادی ضدتوکسوئید کزاز به صورت "آری یا نه" به روش الکتروشیمیایی با قالب سنجشهای ایمنی غیر مستقیم بر روی الکترودهای کربن-شیشه ای اصلاحشده با نانولوله کربنی مورد ارزیابی قرار گرفت. روش آنالیتیکال شامل برهمکنش سم کزاز و آنتی¬بادی بر روی الکترود است که توسط اتصال آنتی¬بادی ثانویه کانجوگه شده با نانوذرات-طلا و پس از آن تقویت نقره دنبال گردید. تغییر ولتامتری-چرخهای و تغییرات سیگنال طلا نسبت به نقره بر اساس تغییرات یون (Ag+1) بر روی سطح الکترود بررسی شد. نتایج نشان داد که (Ep∆) از 24/0 ولت پیش از واکنش تقویت نقره به 57/0 ولت پس از آن افزایش یافت. همچنین، پس از تقویت نقره، جریان به میزان چشمگیری افزایش یافت و نمودار جریان در Ecp به سمت پتانسیل های مثبت و در Eap به سمت پتانسیل های منفی انتقال یافت. درمجموع این روش باعث افزایش حساسیت شناسایی شده و میتواند به راحتی برای شناسایی سایر مولکولهای زیستی استفاده شود.
نجمه نیکدل، جواد بهارآرا، سعید ذاکر بستان آباد، مریم طهرانی پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
اگزوزوم از انواع مختلف سلولها ترشح میشود و بهعنوان بستههای زیستی شناخته میشوند. اگزوزومها در ارتباطات بین سلولی و همچنین در ایجاد و پیشرفت بیماریهای مختلف از جمله سرطان نقش مهمی دارند. هورمونهای Inhibin و آنتیمولرین هورمون (AMH) از نشانگرهای تومور سلول گرانولوزا (GCT) است. در این مطالعه تجربي آزمايشگاهي اثر اگزوزومهاي مشتق از سلولهای سرطان تخمدان انساني بر ترشح هورمون Inhibin B و AMH از سلولهای گرانولوزا بررسي شد. ابتدا سلولهای رده A2780 سرطان تخمدان کشت داده شدند سپس مایع رویی جهت استخراج اگزوزومها توسط اولتراسانتریفیوژ جمعآوری و با استفاده از روش DLS و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) بررسی شدند. همچنين سلولهای گرانولوزا از تخمدان موش ماده نابالغ نژاد Balb/C استخراج و کشت داده شد و سپس توسط غلظت μg/ml 25 از اگزوزومهاي استخراج شده سلولهاي سرطان تخمدان تیمار شد و مقدار هورمونهای Inhibin B و AMH اندازهگیری شد. مقدار هورمونهای Inhibin B و AMH در سلولهای تیمار شده در مقايسه با شاهد افزایش معنيدار نشان داد 05/0P<. از آنجا که در این مطالعه اگزوزومهای استخراج شده از سلول های سرطانی تخمدان باعث افزایش معنیدار هورمونهای Inhibin B و AMH شده است بهنظر میرسد که در ایجاد تومور سلول گرانولوزا موثر میباشند و لذا ضرورت مطالعات کلینیکی کاملا محسوس و پیشنهاد میشود.
مهدیه گرشاسبی، عادله دیوسالار،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
سیستمهای دارورسانی مبتنی بر نانوتکنولوژی دارای پتانسیل بسیار مناسبی در کاربردهای پزشکی و درمانی هستند. لذا در این پژوهش طراحی و مشخصهیابی نانودارویی با پوشش پروتئین بتالاکتوگلوبولین حاوی اگزالی پالادیوم در حضور و غیاب فولات بررسی شده است .. همچنین خواص ضدسرطانی این نانوداروی هدفمند با فولات علیه سلولهای سرطان کولون مطالعه شدند. تکنیکهای پراکندگی دینامیکی نور، میکروسکوپ الکترونی روبشی و جذب اتمی به منظور تعیین ویژگیهای نانوکپسول سنتز شده به کار گرفته شدند. سپس جهت بررسی سمیت سلولی و مکانیسم القای مرگ نانو دارو بر روی رده سلولهای سرطانی کولونHCT116 از تستهای MTT و فلوسایتومتری استفاده شد. نتایج آزمایشهای پراکندگی نور دینامیک، میکروسکوپ الکترونی پویشی و میکروسکوپ نیروی اتمی نشان داد نانوکپسولهای حاوی دارو و هدفمند با فولات اندازهای حدود40 نانومتر و ساختار کروی شکل دارند. نتایج سنجش MTT و فلوسایتومتری بیانگر آن بود که نانو دارو هدفمند شده با فولات در الگوی وابسته به زمان و دوز، بقا و تکثیر را در سلولهای HCT116 القا میکند. نتایج نشان داد که فولیک اسید قادر است اثر بخشی دارو نسبت به داروی بدون فولات بر سلولهای سرطانی را افزایش دهد که میتواند بهعنوان گزینهای جدید در روشهای تولید داروهای جدید در درمان سرطان مطرح گردد.
منا مطهری نیا، محمد نبیونی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
سرطان ریه دومین سرطان شایع است. ناکارآمد بودن درمانها و عوارض جانبی داروهای شیمی درمانی، اهمیت مسیر درمان را صدچندان مینماید. هدف این مطالعه بررسی اثر کورکومین و مقایسه اثر آن با داروی سیسپلاتین و نیز اثر ترکیب همزمان آنها بر رده سلولی Calu-6 و بیان ژن Cdc42 است. رده سلولی اپیتلیالی Calu-6 رده سلولی کارسینومای ریه انسان است که قبل و بعد از تیمار با دوز µg/ml 0/5 تا 8 کورکومین و µg/ml 0/1 تا 50 سیسپلاتین و تیمار با ترکیب هر دو طی 24 و 48 ساعت، شمارش و میزان بقای سلولی بهوسیله روش MTT بررسی شد. برای بررسی آپوپتوز و تغییر بیان ژن Cdc42، که یک GTPase از خانواده Rho ها است و در سرطانهای مختلف افزایش مییابد، از تکنیکهای فلوسایتومتری و Real time PCR استفاده و دادهها توسط نرمافزارهای GraphPad prism، Flowing software، Linreg، Excel و Rest آنالیز شد. در سلولهای تیمار شده با دوز µg/ml 0/67 کورکومین و µg/ml 1/7 سیسپلاتین (کمترین دوزهای موثر) طی 24 ساعت کاهش زنده مانی سلولها و همچنین القای مرگ سلولی نیز مشاهده شد بهطوریکه بیشترین مقدار آپوپتوز اولیه و آپوپتوز با تاخیر به ترتیب مربوط به تیمار با کورکومین و ترکیب همزمان کورکومین و سیسپلاتین بود. همچنین هم سیسپلاتین و هم کورکومین باعث بروز تغییرات مورفولوژیکی در سلولها شدند. نتایج آنالیز ژن نشان داد کورکومین و سیسپلاتین باعث کاهش بیان ژن Cdc42 میشوند. در تمامی موارد اثرات سینرژیک کورکومین و سیسپلاتین مشاهده شد. بنابراین کورکومین می تواند گزینه خوبی برای استفاده ترکیبی با داروهای شیمیدرمانی به منظور کاهش دوز مصرفی دارو و کاهش عوارض جانبی آنها باشد.
طیبه رحمتی دروازی، ریحانه سریری،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
آنزیم پراکسیداز واکنشهای اکسیداسیونی پیشمادههای مختلف را با استفاده از هیدروژن پراکسید که یک گونه فعال اکسیژنی است، تسریع میکند. گونههای فعال اکسیژن در غلظتهای کم، به عنوان پیامرسان در تنظیم مسیرهای درون سلولی عمل میکنند و در غلظتهای زیاد، با ایجاد استرس اکسیداتیو قابلیت غلبه بر سیستم ایمنی را دارند. از طرفی، نوشیدنیهایی مثل قهوه، چای و نوشابههای گازدار که به مقدار فراوان در رژیم غذایی روزانه افراد وجود دارند، حاوی مقادیر زیادی از آلکالوئید گزانتینها از جمله تئوفیلین و تئوبرومین هستند. از اینرو، تأثیر تئوفیلین و تئوبرومین بر فعالیت پراکسیداز بررسی شده است. فعالیت پراکسیداز به روش کینتیک توسط اسپکتروفتومتر از طریق دنبالکردن جذب محصول رنگی ناشی از اکسایش 4-آمینوآنتی پیرین در طول موج 510 نانومتر به مدت 3 دقیقه، در حضور و فقدان تئوفیلین و تئوبرومین اندازهگیری میشود. در این مطالعه نشان داده شد که هر دو ترکیب فعالیت آنزیم پراکسیداز را مهار میکنند و مقادیر IC50 برای تئوبرومین و تئوفیلین به ترتیب 0/50 و 0/55 میلیمولار است. از طرفی مقادیر ثابتهای Km و Vmax هر یک از مهارکنندهها، نارقابتی بودن مکانیسم مهار را نشان میدهد. همچنین مقدار Ki، برای تئوبرومین و تئوفیلین به ترتیب 0/03 و 0/045 میلیمولار تعیین شد. درنتیجه، تئوبرومین در مقایسه با تئوفیلین، به دلیل داشتن مقادیر کمتر IC50 و Ki، دارای قدرت مهار بالاتر و تمایل اتصال بیشتری به کمپلکس آنزیم - پیشماده است. بنابراین، نتیجهگیری میشود که تئوبرومین اثر مهاری قویتری بر فعالیت پراکسیداز دارد.
مهدیس معراجی ماسوله مقدم، فرهاد مشایخی، زیبا ظهیری، اکرم عیدی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی پلیمورفیسم ژن MMP-3 و بیان آن در سرم خون در زنان ناباروری است که لقاح مصنوعی و انتقال جنین (In vitro fertilization and embryo transfer) انجام دادهاند. در این مطالعه100 زن نابارور با نتیجه لقاح مصنوعی ناموفق (-IVF) و 100 زن بارور با نتیجه لقاح مصنوعی و حاملگی کلینیکی موفق (IVF+) مورد بررسی قرار گرفتند. پلیمورفیسم ژنی و غلظت سرمی MMP-3 به ترتیب توسط واکنش زنجیرهای پلیمراز (ARMS-PCR) و روش الایزا (ELISA) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر عدم وجود ارتباط بین فراوانی آللی و ژنوتیپی ژن MMP-3 در دو گروه مورد مطالعه است. همچنین نشان داده شد که کاهش معنیداری در غلظت MMP-3 بین دو گروه وجود دارد (000002/0P=). نتایج نشان داد میزان سرمی MMP-3 در ژنوتیپهای AA، AC و CC در گروه IVF- به ترتیب مقادیر 86، 33/65 و 33 ng/ml است. به طور کلی نتیجهگیری میشود که ارتباط معناداری بین پلیمورفیسم پروموتر ژن MMP-3 با دو گروه IVF+ و -IVF وجود ندارد، در حالی که کاهش معناداری در سطح پروتئین سرمی MMP-3 در گروه -IVF در مقایسه با گروه IVF+ وجود دارد. همچنین نشان دادیم که ژنوتیپ CC با کاهش غلظت سرمی MMP-3 در ارتباط است و ممکن است در نتیجه لقاح مصنوعی و انتقال جنین نقش داشته باشد.
گلناز پرویزی فرد، لاله سلوکی، مصطفی زکریازاده، حسین حقایی، سمیه سلطانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
آلبومین سرم انسانی یکی از مهمترین پروتئینهای خون است که توانایی اتصال به گستره زیادی از ترکیبات و داروهای مختلف را دارا است. از اینرو آگاهی از چگونگی پیوند داروها با آلبومین برای درک بهتر خصوصیات فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک داروها حائز اهمیت است. برهمکنش دارو با آلبومین بر روی توزیع، دفع و برهمکنش دارو با بافتهای هدف اثرگذار است. نیکوتینآمید یک مکمل دارویی ایمن و ارزان است که برای پیشگیری و درمان کمبود ویتامین ب3 مصرف میشود. در این پژوهش برای مطالعه مکانیسم برهمکنش مولکولی نیکوتینآمید با آلبومین سرم انسانی از روشهای اسپکتروسکوپی و داکینگ مولکولی استفاده شده است. تاثیر دما، pH های اسیدی/ بازی و حضور یونهای فلزی، اوره و گلوکز روی برهمکنش نیکوتینآمید و آلبومین سرم انسانی بررسی شده است. مطالعات اسپکتروسکوپی نشان دادند که برهمکنش نیکوتینآمید با آلبومین سرم انسانی عمدتاً تحت کنترل نیروهای آبگریز بوده و واکنش بهصورت خودبهخودی است. تعداد جایگاه اتصال و ثابت اتصال بهترتیب برابر با 1 و 104×6/4 (لیتر/مول) است که در حضور گلوکز افزایش مییابند. حضور یونهای فلزی و pH قلیائی ثابت اتصال نیکوتینآمید به آلبومین را کاهش میدهد. نتایج حاصل نشانگر این است که نیکوتینآمید تمایل دارد به نواحی مشابهی که مولکولهایی با دنباله اسیدی به آنها میچسبند، متصل شود. در تفسیر مکانیسم برهمکنش و نیز حضور نیکوتینآمید در پدیدههای مختلف فیزیولوژیکی بدن انسان نتایج میتواند مفید باشد.
مائده پریشان، محمود ناطقی،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
هدف این تحقیق شناسایی ژن پمپهای MRPA و PGP در ایزولههای بالینی لیشمانیا است. از جملهی این ژنهای دخیل در مقاومت (MRPA) pgpa و (PGP) mdr1 هستند، که محصول آنها به عنوان انتقالدهنده وابسته به ((ABC TransporterATP در افلاکس دارو از سیتوزول به خارج غشا نقش دارند. در این راستا 40 داوطلب مبتلا به سالک به طور اتفاقی انتخاب گردیدند. ابتدا آماستیگوت ها با میکروسکوپ نوری بررسی گردیدند، سپس به محیط کشت دو فازی اختصاصیNNN تلقیح شدند. DNA ها به روش فنل-کلروفرم استخراج شدند و با پرایمرهای اختصاصی ناحیه ITS عامل ایجاد زخم تعیین هویت گردیدند. سپس فراوانی دو پمپ دخیل در مقاومت دارویی به کمک PCR بررسی شد. در این مطالعه ژن mdr1 که پیش از این در سویههای آزمایشگاهی مقاوم شده به دارو نشان داده شده بود، نسبت به pgpa فراوانی بیشتری را دارا بودند که یکی از دلایل افزایش را می توان به علت حضور پمپ MDR درسطح غشای پلاسمایی اشاره کرد، که مواد و دارو را از لایه های داخلی غشای دو لایه لیپیدی به لایه های خارجی انتقال میدهد و غلظت دارو را در داخل سلول کم میکند و باعث مقاومت دارویی میشود در حالیکه پمپ MRPA در غشا اندامک سلولی است.
ندا رضازاده، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
سیس پلاتین به عنوان یک داروی شیمی درمانی بدلیل عوارض جانبی در مراحل پیشرفته بیماری مشکلاتی ایجاد میکند. اخیراً گیاه آرتمیزیا بهدلیل داشتن ترکیبات فعال زیستی، اثرات ضد تکثیری و ضد التهابی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق بررسی اثر ضد سرطانی و آنتی متاستازی گیاه آرتمیزیا و سیس پلاتین به تنهایی و به صورت ترکیبی در رده سلولی A2780 سرطان تخمدان انسان است. زیستایی سلولهای A2780 پس از تیمار با عصاره متانولی اندامهای هوایی آرتمیزیا، سیس پلاتین و تواًم آن توسط آزمون MTT ارزیابی شد و تغییرات ریختشناسی هسته سلول با رنگ آمیزی DAPI بررسی شد. القای آپوپتوز توسط آزمون انکسین، اثرات ضد تهاجمی به وسیله سنجش مهاجرت سلولی و تغییرات سطح بیان ژنهای آپوپتوزی (Bax و P53) و ژنهای درگیر در متاستاز (MMP2 و MMP9) با استفاده از Real-time PCR مورد سنجش قرار گرفت. دادههای آزمایش MTT نشان داد که عصاره آرتمیزیا، سیس پلاتین و تواًم آن منجر به مرگ نیمی از سلولها شدند. تست DAPI و انکسین V، قطعه قطعه شدن DNA و افزایش درصد آپوپتوز سلولی نسبت به گروه کنترل را نشان داد. در آزمون مهاجرت و Real-time PCR غلظتهای تیماری منجر به کاهش تهاجم، افزایش بیان ژنهای آپوپتوزی (Bax و P53) و کاهش بیان ژنهای درگیر در متاستاز (MMP2 و MMP9) در سلولهای سرطانی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که عصاره گیاه آرتمیزیا و داروی سیس پلاتین به تنهایی دارای اثر ضد تکثیری، القا کننده آپوپتوز و دارای اثر آنتی متاستازی مناسب در رده سلولی A2780 است. همچنین، استفاده توأم از این گیاه همراه با سیس پلاتین علاوه بر داشتن اثرات مذکور باعث کاهش غلظت سیس پلاتین و عوارض جانبی ناشی از آن در درمان این بیماری میشود.
لیلا غلامی، فرنوش عطاری، محمود تلخابی، فاطمه سعادتپور،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
سرطان پستان شایع ترین سرطان و از مهمترین دلایل مرگ و میر برای زنان در سراسر جهان است. نوع سهگانه منفی، تهاجمیترین نوع سرطان پستان بوده و شیمیدرمانی تنها گزینه درمانی برای آن است. سلولهای سرطانی حتی درصورت برخورداری کافی از اکسیژن مسیر گلیکولیز را انتخاب میکنند و فعالیت این مسیر نقش مهمی در ایجاد سرطان ایفا میکند. درنتیجه هدف قرار دادن گلیکولیز میتواند استراتژی موثری برای از بین بردن سلولهای سرطانی باشد. در مطالعه حاضر اثر مهارکننده گلیکولیز به نام دیکلرواستات (DCA) روی القای آپوپتوز در سلولهای سرطان پستان سهگانه منفی به نام MDA-MB-231 سنجیده شده و بیان ژنهای ضدآپوپتوزی و miRNAهای انکوژن نیز بررسی شده است. نتایج آزمون MTT نشان داد که این دارو به صورت وابسته به غلظت موجب کاهش بقای سلولی میشود بهطوریکه غلظت 50 میلیمولار از این دارو بقای سلولی را تا %50 کاهش میدهد. نتایج آزمون انکسین/PI نشان داد که تیمار سلولها با DCA موجب افزایش %32 سلولهای آپوپتوزی نسبت به گروه کنترل میشود. نتایج آزمون چرخه سلولی نیز افزایش دوبرابری سلولها در مرحله Sub-G1 در گروه تیمار نسبت به گروه کنترل را نشان داد. درنهایت کاهش بیان ژنهای ضدآپوپتوزی Bcl2l1 و Mcl1 و همچنین کاهش بیان miR21 و miR27a به عنوان microRNAهای مهارکننده آپوپتوز در اثر تیمار با DCA مشاهده شد. نتایج ما نشان داد که DCA به عنوان مهارکننده گلیکولیز باعث کاهش تکثیر و القای آپوپتوز در سلولهای سرطان پستان سه گانه منفی میشود که القای آپوپتوز از طریق کاهش بیان ژنهای بقای سلولی و miRNAهای انکوژن صورت میگیرد.
نگار خراسانی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
سرطان پانکراس یکی از کشندهترین و تهاجمیترین سرطانها است؛ فلورواوراسیل باعث توقف در چرخه سلولی و القای آپوپتوز در سلولهای سرطانی میشود. در مطالعه حاضر اثر فلورواوراسیل بر مراحل مختلف چرخه سلولی و بیان ژنهای درگیر در مسیر درونی آپوپتوز در رده سلولی AsPC-1 (سرطان پانکراس انسانی)، بررسی شده است. در این پژوهش تجربی-آزمایشگاهی برای بررسی اثر سمیت فلورواوراسیل بر روی تکثیر سلولهای AsPC-1 از آزمون MTT استفاده شد؛ نوع مرگ سلولي القا شده و تغییرات در چرخه سلولي به روش فلوسايتومتري بررسي شد؛ تغییرات در سطح بیان ژنهای (BAX، Bcl-2، APAF-1، Caspase-3، Caspase-9، p53 و p21) با تکنیک Real-time PCR ارزیابی شد. دادههای کمی حاصل در سطح معنیداری (p< 0.05) تحلیل گردید. یافتههای حاصل از آزمون MTT نشان داد که فلورواوراسیل بهصورت وابسته به غلظت باعث کاهش تکثیر سلولهای AsPC-1 میشود، نتایج آنالیز فلوسایتومتری نشان دهنده افزایش درصد سلولهای آپوپتوتیک در سلولهای تحت تیمار بود؛ فلورواوراسیل در سلولهای AsPC-1 سبب توقف چرخه سلولی در مرحله S و کاهش جمعیت سلولی در فاز G1 شد. بررسی نتایج Real-time PCR در سلولهای تیمار شده، نشان دهنده افزایش بیان ژنهای مسیر میتوکندریایی آپوپتوز و همچنین ژنهای موثر در تنظیم چرخه سلولی بود. فلورواوراسیل باعث کاهش تکثیر سلولی و القای آپوپتوز از طریق افزایش بیان ژنهای دخیل در مسیر درونی آپوپتوز در سلولهای AsPC-1 میشود، همچنین فلورواوراسیل با تنظیم ژنهای (p53 و p21) سبب توقف چرخه سلولی در این سلولها میشود.
زینب ملایی، لیلا کرمی، الهام رضایی، گیلدا کریمی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
امروزه مشخص شده که ایزوفرم دوم آنزیم COX موسوم به COX-2 با تولید واسطه های التهابی نقش مهمی در التهاب و در بیماری هایی همچون آرتریت روماتوئید و آرتروز دارد. با این هدف طراحی داروهای مهارکننده COX-2 برای درمان التهاب یکی از مهم ترین اهداف محققان است. در این مطالعه با رویکرد in silico، اثر مهاری 3 مشتق جدید ایمیدازولی بر آنزیم COX-2 ارزیابی شد. داکینگ مولکولی با استفاده از Autodock Vina انجام شده و بهترین حالت اتصالی مهارکننده ها با آنزیم به عنوان ورودی شبیه سازی دینامیک مولکولی (MD) مورد استفاده قرار گرفت. MD با استفاده از نرم افزار Gromacs، به مدت 120 نانوثانیه انجام شد. سپس آنالیزهای ساختاری و ترمودینامیکی (تغییرات انرژی آزاد اتصال) و پیشگویی خواص فیزیکوشیمیایی انجام شدند. بر اساس داده های RMSD، ترکیبات در طی شبیه سازی به تعادل خوبی رسیدند و ثبات مطلوبی داشتند. همینطور نمودارهای RMSF نشان دادند که در اثر اتصال مهارکننده ها نوسانات کمپلکس ها کاهش پیدا کرد و رزیدوهای جایگاه فعال کمترین میزان نوسانات را داشتند. آنالیزهای Rg، SASA و DSSP نشان دادند که ساختار پروتئین تغییر چشمگیری نداشته است. همچنین مشخص شد که رزیدوهای Ser 530 وTyr 355 در تشکیل پیوند هیدروژنی نقش موثرتری دارند. بررسی پارامترهای فیزیکوشیمیایی بیانگر رفتار دارویی مناسب مهارکننده ها است. انجام آنالیزهای ساختاری و ترمودینامیکی (با روش MM-PBSA) و نیز مقایسه با داده های آزمایشگاهی IC50 حاکی از تاثیر مهاری مطلوب ترکیب 5b نسبت به سایر ترکیبات بر آنزیم COX-2 است.
لاله مودتیان، محمود تلخابی،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
فروپتوز بعنوان نوعی از مرگ برنامهریزی شده سلولی تازه شناخته شده وابسته به آهن ارتباط زیادی با پیری دارد. هدف از این مطالعه بررسی نقش فروپتوز در پیری سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) میباشد. مجموعه داده GSE97311 (حاوی دادههای بیان MSCs جنینی و بالغ) آنالیز شده و ژنهای دارای بیان افتراقی (DEGs) استخراج شدند. سپس از بین آنها، ژنهای دارای بیان افتراقی مرتبط با فروپتوز (FRDEGs) تعیین شدند. در مرحله بعد با استفاده از روشهای بیوانفورماتیکی مختلف عملکردهای زیستی، برهمکنش پروتئین-پروتئین، ژنهای هاب، تنظیم کننندههای بالادست و همچنین فاکتورهای التهابی مرتبط با FRDEGs آنالیز شدند. طبق آنالیزها تعداد 34 ژن بعنوان FRDEGs شناسایی شدند. تجزیه و تحلیل عملکردهای زیستی نشان داد که این ژنها بیشتر در فعالیتهای اکسیدوردوکتازی، سنتز اسیدهای چرب و پاسخ به یون آهن نقش دارند. همچنین، آنالیزهای مربوط به مسیرهای سیگنالدهی نیز نشان داد که این ژنها بیشتر در مسیرهای مربوط به انواع سرطانها و همچنین بیوسنتز اسیدهای چرب درگیر هستند. طبق آنالیزها miR-26b-5p بعنوان مهمترین miRNA و LINC00205 و GAS5 بعنوان مهمترین lncRNAها شناخته شدند. ژنهای هاب شامل HMOX1، EZH2، NEDD4L، PTGS2، CDKN2A، ATF3، NOX4، TXNIP، SNCA و MAPK3 بعنوان ژنهای اصلی فروپتوز مرتبط با پیری MSCs شناسایی شدند. نتایج احتمال مشارکت بالای FRDEGs و تنظیم کنندههای بالا دست آنها در القا التهاب و فنوتیپ پیری در MSCs را نشان دادند. این یافتهها ممکن است سرنخهای جدیدی برای بهبود عملکرد MSCs و کاهش بیماریهای مرتبط با افزایش سن در آینده ارائه دهد.
دکتر ریحانه چمنی، خانم مریم محمدی، خانم سرور رضایی، خانم الهام میرهاشمی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
غیرفعال شدن داروها توسط آنزیمها به ویژه UDP-گلوکورونوزیل ترانسفرازها (UGT) یکی از دلایل مقاومت دارویی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی برهمکنش آنزیمهای UGT1A3, UGT1A1 و UGT2B7 با مهارکنندههای تیروزین کیناز بود. ساختار آنزیم ها به روش مدلسازی همسانی ساخته شد و ساختار 300 مهارکننده تیروزین کیناز از پایگاه Pubchem دریافت شد. شبیه سازی داکینگ مولکولی به وسیله نرم افزار PyRx 0.8 انجام شد و کمپلکسها بر اساس منفیترین انرژی اتصال و RMSD صفر مرتب و اسیدآمینههای درگیر در اتصال بررسی شدند. در مجموع چهل و پنج دارو به عنوان سوبستراهای احتمالی این سه آنزیم معرفی شدند. نتایج نشان دادند که محل اتصال این داروها به اسیدآمینههای جایگاه فعال آنزیمها بوده و انرژی اتصال لیگاندها به UGT1A1 منفیتر از دو آنزیم دیگر بود. میتوان پیشنهاد کرد که گلوکورونیداسیون احتمالی این مهارکنندهها توسط آنزیمهای UGT میتواند منجر به دو اتفاق مهم شود: اول حذف سریع آنها از گردش خون و ایجاد مقاومت دارویی و دوم جلوگیری از گلوکورنیداسیون بیلیروبین و افزایش سطح بیلیروبین سرم. بنابراین بررسی آزمایشگاهی ارتباط بین این مهارکنندهها و آنزیمهای UGT میتواند ضروری باشد.
عسل تفنگچی مهیاری، گلاله مصطفوی، سیده مهدخت مداح،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سرطان معده به عنوان یکی از شایعترین انواع سرطانهاست که منجر به مرگ و میر افراد بسیاری در سر تا سر جهان میشود. گونههای Nepeta به دلیل طعم و عطر خاص خود در صنایع غذایی مورد توجه قرار گرفتهاند. با توجه به وجود ترکیبات فنلی در این جنس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر سیتوتوکسیک عصاره گونه های Nepeta binaludensis و N. glomerulosa بر روی رده سلولی AGS سرطان معده و نیز بررسی تغییرات بیان ژن BAX بود. هر دو گونه نپتا از کوههای بینالود خراسان جمعآوری شد و عصاره هیدروالکلی آنها به روش خیساندن استخراج گردید. مقادیر اسید کافئیک و اسید رزمارینیک با استفاده از دستگاه HPLC اندازه گیری شد. اثر سیتوتوکسیک عصارهها با تست MTT و بررسی وقوع آپوپتوز با رنگ آمیزی DAPI مورد ارزیابی قرار گرفت. تغییرات بیان ژنBAX به کمک Real time-PCR، مورد سنجش قرار گرفت. مقدار IC50 پس از 48 ساعت، برای عصاره گونه N. binaludensis 3.70، میلی گرم بر میل لیتر و برای عصاره گونه N.glomerulosa 6.92 میلی گرم بر میلی لیتر بدست آمد. القای آپوپتوز تحت هر دو تیمار مشاهده شد؛ اما افزایش معنی دار بیان ژن BAX نسبت به گروه کنترل تحت تاثیر عصاره N. binaludensis که مقدار بیشتری اسید رزمارینیک داشت، مشاهده گردید. بنابراین، استفاده از عصاره این دو گونه میتواند در مهار رشد سلولهای سرطانی معده موثر باشد. عصاره N. binaludensis، با افزایش معنیدار بیان ژن BAX موجب القای آپوپتوز در سلولهای سرطان معده شده است و عملکرد موثرتری نسبت به عصاره N. glomerulosa داشته است.
SeiedAbdolhmid Angaji، Zahra Shahidi sadeghi،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
The human body functions as an intelligent system, constantly striving to maintain its internal balance and stability while preventing disorder (entropy). The brain, as the command this system, is responsible coordinating the body's organs to maintain stability and equilibrium. However, continuous changes in environmental or physiological conditions can challenges to the brain. If the brain cannot quickly adapt to these changes, it may lead to increased entropy and, in severe cases, the collapse of the body's systems and even death. Coma is a complex condition resulting from severe brain injuries such as stroke, traumatic brain injury, infections, or oxygen deprivation. This condition not only profoundly impacts patients' quality of life but It also imposes significant costs. Current treatments for coma are largely limited to life support and rehabilitation, highlighting a need for innovative therapeutic approaches. psychedelic compounds such as psilocybin have garnered attention due to their potential to promote neural repair and brain network reconstruction. Psilocybin, an active compound found in "magic mushrooms," works by activating serotonin receptors (particularly HT2A) and upregulating neurotrophic factors such as BDNF. These mechanisms enable psilocybin to reduce neural inflammation and enhance neurogenesis and synaptogenesis. Psilocybin offer new hope for the development of effective treatments.
ندارد کوهیار محسن پور، ندارد سمیه سامه سالاری،
دوره 12، شماره 4 - ( 9-1404 )
چکیده
انسان شناسیزیستی به عنوان شاخه ای از علم انسان شناسی، به مطالعه شواهد تطوری، تنوع و تطابق زیستی و فرهنگی می پردازد که ما را به انسان امروزی تبدیل کرده است. محوریت تطور "انسان" در انسان شناسی، سبب شکل گیری پیوند های بین رشته ای، روشی و مفهومی با دیگر علوم شده است. به غیر از عدم ورود به موضوعاتی چون نخستی شناسی در ایران به دلیل نبود بستر فرهنگی، جغرافیایی و پژوهشی، مطالعه خصوصیات ژنتیکی و فیزیکی گروه های قومی- فرهنگی و جمعیتی معاصر، تکامل زیستی و سازگاری محیطی، عمده مطالعات این حوزه را تشکیل داده است. عدم وجود مطالعات کافی با رویکردها و اهداف انسان شناسی زیستی و نپرداختن به ظرفیتهای این علم در سالهای اخیر موجب کمتر شناخته شدن چارچوب مفهومی آن در ایران گردیده است. از اینرو پژوهش حاضر، ضمن نشان دادن اهمیت اجتماعات علمی پیوندی و میانرشتهای، با بررسی مروری 92 مقاله از پژوهشهای مرتبط که زمینه تحقیق آنها در ایران بوده سعی در بررسی رویکردهای انسانشناسی زیستی در ایران داشته است. مقالات منتخب در عنوان، موضوع، روش و رویکرد، مدعی انجام یک پژوهش انسانشناسی بودهاند. تحقیق حاضر نشان می دهد که دیرینه انسان شناسی، انسان شناسی مولکولی، انسان سنجی، انسان شناسی پزشکی قانونی و دندان، به ترتیب عمده ترین حوزههای پرداخت شده در ایران بوده که مورد توجه محققین بسیاری از دیگر علوم همچون زیست شناسی، باستان شناسی و علوم جنایی نیز قرار گرفته است.
محمدتقی هدایتی گودرزی، محمدرضا زحمتکش، کامیار امین، همت قلی نیا،
دوره 12، شماره 4 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک (HCM) یک بیماری ارثی شایع است که میتواند منجر به عوارض حاد قلبی شود. از آنجایی که سطح اسید اوریک به عنوان یک عامل پیشبینیکننده بلندمدت برای برخی بیماریهای قلبی شناخته شده است، این مطالعه با هدف مقایسه سطح اسید اوریک و سایر عوامل خطر بین بیماران مبتلا به HCM و افراد سالم انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه مقطعی برروی 100 فرد مراجعه کننده بدرمانگاه متخصص قلب وعروق در دوگروه 50نفری مبتلایان به کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک و غیرمبتلا که بمدت یک سال تحت پیگیری قرار گرفتند انجام شد.بیماران از نظر سن، سابقه مصرف الکل، انفارکتوس میوکارد، اندازه گیری سطح اسید اوریک مورد بررسی ومقایسه قرار گرفتند.
نتایج: این مطالعه متغیرهای سن(001/0P<)، شاخص توده بدنی(BMI)(017/0P=)، سابقه مصرف الکل(006/0P=)،مداخله کرونری از راه پوستPCI)) مجدد(022/0P=)، انفارکتوس میوکارد(041/0P=) ومرگ ناشی از بیماریهای قلبی(003/0P=) در بیماران مبتلا به HCM در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری ارتباط داشتند و از نظر کلی نیز حوادث قلبی عروقی (MACE) نیز بطور معنی داری با گروه کیس مرتبط بودند(001/0P<). این پژوهش بین سطح اسید اوریک با هیچکدام از متغیرها ارتباط معنی داری یافت نشد. دربررسی اثر طولانی مدت متغیرها تنها مصرف سیگار باعث افزایش شانس نزدیک به 27برابری رسیدن به حوادث قلبی عروقی شده است.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که سن، سابقه مصرف الکل، سابقه انفارکتوس میوکارد از ریسک فاکتورهای مرتبط با بیماری HCM می باشند و سطح اوریک اسید توانایی پیش بینی ابتلا به حوادث قلبی عروقی در طی یک سال در بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک را ندارد.
مهناز تیموری، حسنا پرویزی، آزاده محمدقلی، مجتبی کوشا،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
نانولوله های کربنی عامل دار شده میتوانند به عنوان حاملهای مولکولی در دارورسانی استفاده شوند. این ساختارها در درمان سرطان مورد استفاده قرارگرفتهاند. مولکولهای دارویی معمولاً به گروههای عاملی سـطحی نانولوله ها یا پلیمرهای پوشش داده شده بر روی نانولوله ها متصل میشوند. هدف از این تحقیق، بررسی اثر نانولوله کربنی پوششدار شده با کیتوزان حامل کافئیک اسید بر سطح بیان ژن های Bax و Bcl-2، رشد و تکثیر سلولی در سلول های سرطانی دهانه رحم رده HELA است. از تست MTT، جهت بررسی میزان بقای سلولی استفاده شد. میزان بیان ژن Bax در نانولوله های پوششداده شده با کیتوزان حاوی کافئیک اسید، نانولوله های کربنی بدون پوشش با کافئیک اسید، نانولوله های کربنی خام و کافئیک اسید به ترتیب 724/10، 696/6، 985/1 و 737/3 بود. میزان بیان ژن Bcl-2 در نانولوله های پوششداده شده با کیتوزان حاوی کافئیک اسید، نانولوله های کربنی بدون پوشش با کافئیک اسید، نانولوله های کربنی خام و کافئیک اسید به ترتیب 138/0، 264/0، 749/1 و 399/0 بود. بر اساس نتایج به دست آمده، نانولوله کربنی پوششدار شده با کیتوزان حامل کافئیک اسید نسبت به نانولوله کربنی بدون پوشش کیتوزان، نانولوله های کربنی و کافئیک اسید به تنهایی باعث القای آپوپتوز، رشد و تکثیر سلولی در سلولهای سرطانی HELA میگردد. هم چنین استفاده از کافئیک اسید به عنوان دارو و نانولوله کربنی پوششدار شده با کیتوزان حامل کافئیک اسید میتواند به عنوان استراتژی امیدوارکننده ای در درمان سرطان دهانه رحم مورد توجه قرار گیرد.